اخبار

کتاب خاطرات استیون هارپر؛ از پشت پرده رابطه با مارک کارنی تا روزی که خود را برای مرگ آماده کرد

نخست‌وزیر پیشین کانادا در کتاب خاطرات ۶۴۵ صفحه‌ای خود، روایت مارک کارنی از پیشنهاد وزارت دارایی در سال ۲۰۱۲ را رد می‌کند و از اشتباهات دوران دولت محافظه‌کار، دیدگاه‌هایش درباره سیاست خارجی و تجربه هولناک حمله به پارلمان در سال ۲۰۱۴ می‌گوید.

استیون هارپر، نخست‌وزیر پیشین کانادا در کتاب خاطراتش که به‌تازگی منتشر شده، روایت مارک کارنی از پیشنهاد وزارت دارایی در سال ۲۰۱۲ را رد کرده و از پشت‌پرده رابطه خود با نخست‌وزیر کنونی کانادا پرده برداشته است. اما کتاب ۶۴۵ صفحه‌ای او فقط به این ماجرا محدود نمی‌شود؛ هارپر از اشتباهات دوران قدرت، تصمیم‌های بحث‌برانگیز و روزی می‌گوید که در جریان حمله مسلحانه به پارلمان، خود را برای مرگ آماده کرده بود.

هارپر می‌گوید در سال ۲۰۱۲، زمانی که مارک کارنی رئیس بانک مرکزی کانادا بود، هرگز به صورت مستقیم پیشنهاد وزارت دارایی را به او نداده است.

  • پس چرا کارنی در سال ۲۰۲۵ گفت هارپر از او خواسته بود وزیر دارایی دولت محافظه‌کار شود؟
  • هارپر چه توضیحی برای این اختلاف روایت دارد؟

او همچنین ادغام مذاکرات تجاری کانادا با آمریکا و مکزیک را «بزرگ‌ترین اشتباه سیاست خارجی کانادا در دوران مدرن» می‌داند.

  • چرا هارپر معتقد است رابطه کانادا با آمریکا نباید در چارچوب همکاری سه‌جانبه تعریف شود؟

در این کتاب، هارپر از تصمیم‌هایی که امروز آن‌ها را اشتباه می‌داند نیز می‌گوید؛ از قانون تاریخ ثابت انتخابات گرفته تا روند انتخاب قضات دیوان عالی. او حتی اعتراف می‌کند که اگر دوباره نخست‌وزیر شود، برخی از این تصمیم‌ها را تکرار نخواهد کرد.

اما شاید تکان‌دهنده‌ترین بخش خاطرات، روایت او از حمله پارلمان در سال ۲۰۱۴ باشد؛ زمانی که هارپر در اتاقی پناه گرفته بود و احتمال زنده‌ماندن خود را بسیار کم می‌دانست.

در ادامه گزارش بخوانید که هارپر چه روایت‌هایی از پشت‌پرده سیاست کانادا، رابطه‌اش با مارک کارنی و لحظات حساس دوران نخست‌وزیری ارائه کرده است.

 

 هارپر: وزارت دارایی را به کارنی پیشنهاد نکردم

استیون هارپر در کتاب Here for Canada: Memoirs of the 22nd Prime Minister می‌گوید برخلاف آنچه مارک کارنی در سال ۲۰۲۵ مطرح کرد، او هرگز به صورت مستقیم پیشنهاد تصدی وزارت دارایی دولت محافظه‌کار را به کارنی نداده بود.

هارپر توضیح می‌دهد که در سال ۲۰۱۲، او و Jim Flaherty، وزیر دارایی وقت، به این موضوع مشکوک شده بودند که کارنی، در مقام رئیس بانک مرکزی کانادا، ممکن است اهداف سیاسی داشته باشد و حتی برای رهبری حزب لیبرال در آینده برنامه‌ریزی کند.

به گفته هارپر، Flaherty این نگرانی را بارها با او در میان گذاشته بود. Nigel Wright، رئیس دفتر نخست‌وزیری در آن زمان، پیشنهاد کرد به کارنی امکان پیوستن به دولت محافظه‌کار داده شود. هدف این بود که اگر کارنی این پیشنهاد را می‌پذیرفت، به دولت می‌پیوست و اگر رد می‌کرد، باید روشن می‌کرد که به دلیل ضرورت حفظ استقلال سیاسی بانک مرکزی از ورود به سیاست حزبی خودداری می‌کند.

هارپر می‌نویسد در اواسط سال ۲۰۱۲ این موضوع را با کارنی مطرح کرد، اما وزارت دارایی در آن زمان در اختیار Flaherty بود و امکان واگذاری آن وجود نداشت. او تنها گفته بود اگر کارنی وارد دولت شود و این سمت در آینده خالی شود، گزینه اصلی برای تصدی آن خواهد بود.

کارنی پس از بررسی موضوع تصمیم گرفت وارد سیاست حزبی نشود و در همان سال به‌عنوان رئیس بانک مرکزی انگلستان منصوب شد.

او در سال ۲۰۲۵، هنگام رقابت برای رهبری حزب لیبرال، گفته بود که هارپر در سال ۲۰۱۲ از او خواسته بود وزیر دارایی دولت محافظه‌کار شود.

 

هارپر از رهبر محافظه‌کاران کانادا فقط یک بار نام می‌برد

کتاب جدید هارپر عمدتا به بررسی دوران نخست‌وزیری او و مسیر فکری حزب محافظه‌کار می‌پردازد. او اشاره کوتاهی نیز به Pierre Poilievre، رهبر کنونی حزب محافظه‌کار دارد و می‌گوید در تغییرات کابینه سال ۲۰۱۳، او را به سمت وزیر اصلاحات دموکراتیک منصوب کرده بود.

هارپر در این کتاب از برخی چهره‌های سیاسی جهان نیز انتقاد یا تمجید می‌کند. او چین را به سوءاستفاده‌های تجاری گسترده، جاسوسی صنعتی، سرقت مالکیت فکری و دستکاری ارزی متهم می‌کند.

در مقابل، از بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل به‌عنوان یکی از باهوش‌ترین و خوش‌بیان‌ترین رهبران خارجی که ملاقات کرده، یاد می‌کند.

او همچنین، رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه را یک رهبر اسلام‌گرای سیاسی و فرقه‌گرای سنی می‌داند که از غرب در راستای منافع خود استفاده می‌کند.

 

انتقاد از روابط سه‌جانبه کانادا، آمریکا و مکزیک

یکی از مهم‌ترین دیدگاه‌های هارپر در کتاب، انتقاد شدید او از گسترش همکاری‌های سه‌جانبه کانادا، ایالات متحده و مکزیک پس از توافق تجارت آزاد آمریکای شمالی است.

او این روند را «بزرگ‌ترین اشتباه سیاست خارجی کانادا در دوران مدرن» توصیف می‌کند و می‌گوید رابطه کانادا با آمریکا به‌دلیل ویژگی‌های خاص خود، با رابطه مکزیک و همسایگانش قابل مقایسه نیست.

هارپر معتقد است که قرار دادن مذاکرات دوجانبه کانادا با آمریکا در چارچوب یک همکاری سه‌جانبه، به‌ویژه با تمرکز بر امنیت مرزی در سال‌های اخیر، به منافع کانادا آسیب زده است.

او همچنین از نشست‌های کانادا و اتحادیه اروپا انتقاد می‌کند و آن‌ها را از پرتکرارترین و در عین حال کم‌فایده‌ترین نشست‌های برنامه سفرهای خارجی خود می‌داند؛ هرچند می‌گوید در دوره نخست‌وزیری‌اش از خودداری در شرکت در یکی از این نشست‌ها برای پیشبرد مذاکرات توافق تجارت آزاد با اروپا استفاده کرده است. این توافق در نهایت در دوران دولت لیبرال به نتیجه رسید.

 

هارپر از برخی تصمیم‌های دوران نخست‌وزیری پشیمان است

نخست‌وزیر پیشین کانادا در کتاب خود چند تصمیم دوران دولتش را نیز زیر سوال می‌برد.

او می‌گوید ممنوعیت پنج‌ساله فعالیت لابی‌گری برای مقام‌های دولتی سابق، بیش از حد طولانی بوده و با توجه به تغییر دولت‌ها، ضرورتی نداشته است. هارپر همچنین معتقد است جلوگیری از ورود کارکنان سیاسی توانمند به بدنه خدمات عمومی، تصمیم درستی نبوده است.

او درباره روند انتخاب قضات دیوان عالی کانادا نیز می‌گوید اگر دوباره نخست‌وزیر می‌شد، از الزام نامزدهای این دیوان به پاسخ‌گویی در کمیته پارلمانی پیش از تایید انتصاب استفاده نمی‌کرد.

به گفته او، این روند در عمل فایده چندانی نداشت و نشانه‌هایی از سیاسی‌شدن فرایند انتصاب را به همراه آورد. هارپر می‌گوید نامزدها در بسیاری از موارد نمی‌توانستند یا نمی‌خواستند به پرسش‌ها پاسخ دهند و در نهایت، این جلسات نه نظارت موثری ایجاد کرد و نه ارزش عملی چندانی داشت.

هارپر درباره قانون تعیین تاریخ ثابت انتخابات فدرال نیز می‌گوید این قانون، دوره رقابت‌های انتخاباتی را عملا طولانی‌تر کرده و به گروه‌های همسو با احزاب فرصت داده است تا از مدت‌ها پیش از انتخابات، کارزارهای پرهزینه و سازمان‌یافته راه‌اندازی کنند.

 

روزی که هارپر خود را برای مرگ آماده کرد

یکی از بخش‌های تکان‌دهنده کتاب به حمله مسلحانه به پارلمان کانادا در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۴ مربوط می‌شود؛ زمانی که یک مهاجم وارد ساختمان پارلمان شد و هارپر و اعضای حزب محافظه‌کار در اتاق نشست فراکسیون پناه گرفتند.

هارپر می‌نویسد که آموزش‌های قبلی از سوی یکی از محافظان سابق پلیس کانادا به او کمک کرده بود تا در چنین شرایطی بداند چگونه از محل حمله خارج شود یا پناه بگیرد. با این حال، او احتمال ورود مهاجم به اتاق فراکسیون را در نظر داشت و می‌دانست که در چنین شرایطی شانس زنده‌ماندن بسیار کم خواهد بود.

او می‌نویسد: «دعای کوتاهی کردم و خودم را برای مرگ آماده کردم، اگر قرار بود اوضاع به آنجا برسد.»

هارپر می‌گوید در آن لحظه احساس آرامش عجیبی به او دست داد. او و دیگران در اتاق را مسدود کردند و به هارپر گفته شد در یک کمد کوچک پناه بگیرد. چند دقیقه بعد، محافظان پلیس کانادا او را از ساختمان خارج کردند، اما اعضای فراکسیون محافظه‌کار تا عصر در محل باقی ماندند.

هارپر در پایان این بخش می‌گوید یکی از بزرگ‌ترین پشیمانی‌هایش از آن روز این است که دستور تخلیه اعضای فراکسیون را برخلاف توصیه پلیس کانادا صادر نکرد.

رسانه آتش را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید
افزودن

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا