پناهندهای که ۳۰ سال با اقامت دائم در کانادا زندگی میکرد، به خاطر سفر به کشورش در آستانه اخراج قرار دارد
Roman Slepcsik نزدیک به سه دهه در کانادا زندگی کرد، خانواده ساخت و برای آینده دخترهایش جنگید؛ اما سفر به کشور زادگاهش برای مراقبت از برادر بیمار، وضعیت پناهندگی و اقامت دائم او را به خطر انداخت. حالا پرونده او میتواند به یک آزمون مهم برای قانون مهاجرت کانادا تبدیل شود

وقتی Roman Slepcsik در سال ۱۹۹۷ به عنوان پناهنده وارد کانادا شد، اقامت دائم گرفت، ۲۴ سال کار کرد، دو دختر و دو نوه در کانادا دارد و تقریباً تمام زندگی بزرگسالیاش را در این کشور ساخته است. اما حالا در ۵۸ سالگی، در حال جمع کردن وسایلش برای اخراج به جمهوری چک است.
ماجرا از سفرهای او به کشور مبدأ شروع شد. Roman در مجموع ۷ بار به جمهوری چک برگشت؛ از جمله برای مراقبت از برادر مبتلا به سرطان، شرکت در مراسم خاکسپاری اعضای خانواده و کمک به خانوادهاش برای آمدن به کانادا. در سال ۲۰۲۰، پس از آخرین سفر، مقامهای مهاجرتی گفتند او با بازگشت به جمهوری چک، دوباره از حمایت کشورش استفاده کرده است؛ مفهومی که در قانون مهاجرت با عنوان Voluntary Re-Availment شناخته میشود.
در نتیجه، وضعیت حمایتی او لغو و اقامت دائمش نیز از دست رفت.
- اما چرا Roman در این ۳۰ سال شهروند کانادا نشده بود؟
- و آیا سفر یک پناهنده سابق به کشور مبدأ میتواند واقعاً به از دست دادن اقامت دائم منجر شود؟
پرونده او حالا در مسیر تجدیدنظر است و ممکن است بر سرنوشت دهها پناهنده سابق دیگر اثر بگذارد. در همین حال، دادگاه تجدیدنظر فدرال درخواست او برای توقف اخراج را رد کرده است.
این گزارش Toronto Star را بخوانید تا ببینید چگونه ۳۰ سال زندگی یک انسان در کانادا، با چند سفر به کشور زادگاهش، وارد یک پرونده مهم مهاجرتی شد و چرا این موضوع برای پناهندگان اهمیت زیادی دارد.
وقتی Roman Slepcsik در سال ۱۹۹۷ وارد کانادا شد، فقط یک پناهجو بود که از خشونت علیه Romaها در جمهوری چک فرار کرده بود. تقریباً سه دهه بعد، او در ۵۸ سالگی، پس از ساختن یک زندگی کامل در کانادا، ناگهان خود را در آستانه اخراج میبیند.
مشکل از جایی شروع شد که برای مراقبت از برادر بیمارش به همان کشوری برگشت که زمانی از آن گریخته بود.
حالا خانهای که طی ۳۰ سال ساخته، دو دختر و دو نوهای که در کانادا دارد و تمام خاطراتی که در این کشور جمع کرده، ممکن است در چند جعبه جا شود.
اما داستان Roman فقط درباره یک مرد نیست. پرونده او یک سؤال مهم و بحثبرانگیز را پیش روی قانون مهاجرت کانادا گذاشته است: آیا یک پناهنده سابق میتواند پس از گرفتن اقامت دائم، برای دیدن خانواده یا مراقبت از عزیزانش به کشور مبدأ بازگردد، بدون اینکه این سفر علیه وضعیت مهاجرتی او استفاده شود؟
از فرار از خشونت تا ساختن یک زندگی تازه
Roman Slepcsik در سال ۱۹۹۷ جمهوری چک را ترک کرد. او میگوید در آن زمان خشونت علیه Romaها از سوی گروههای نژادپرست و skinheadها افزایش یافته بود و او دیگر احساس امنیت نمیکرد.
در سپتامبر همان سال، همراه برادر کوچکترش Frederik به مونترال رسید و در همان فرودگاه درخواست پناهندگی داد.
آنها پس از ورود به تورنتو مدتی در یک پناهگاه بیخانمانها زندگی کردند. زندگی در کانادا برایشان از همان ابتدا آسان نبود، اما Roman خیلی زود تصمیم گرفت کار کند.
به محض دریافت ورک پرمیت، دو برادر به عنوان نظافتچی مشغول به کار شدند.
اولین دستمزد آنان فقط ۸ دلار در ساعت بود؛ اما حتی این مبلغ هم به طور کامل به Roman و Frederik نمیرسید. کارفرما توانایی پرداخت حقوق دو نفر را نداشت، بنابراین هر دو برادر با یک حقوق کار میکردند و آن را نصف میکردند.
Roman بعدها این روزها را به یاد آورد و گفت هر کدام ساعتی ۴ دلار دریافت میکردند.
چند ماه بعد، زندگی آنها مسیر دیگری پیدا کرد. در سال ۱۹۹۸ یک سازنده خانه آنها را به عنوان نجار استخدام کرد.
این شغل برای Roman به یک مسیر طولانی تبدیل شد. او در نهایت ۲۴ سال برای همان سازنده خانه کار کرد؛ تا جایی که بدنش دیگر توان ادامه این کار را نداشت.
او سالها روزی ۱۰ ساعت و از دوشنبه تا شنبه کار میکرد.
تنها روزی که معمولاً میتوانست با دو دخترش وقت بگذراند، یکشنبه بود.
او برای دخترهایش کار میکرد
دخترهای Roman در سال ۲۰۰۱ به کانادا آمدند.
پدرشان برای اینکه آنها آیندهای بهتر داشته باشند، تقریباً تمام زندگی کاری خود را وقف کار کرد. خودش میگوید در تمام این سالها تقریباً هیچ تعطیلاتی نداشت و تنها یک بار، برای یک سفر سهروزه به Buffalo، دخترهایش را به شهربازی برد.
اما همین سختکوشی برای او معنای دیگری داشت.
او میخواست دخترهایش فرصتهایی داشته باشند که خودش در جمهوری چک نداشت.
دختر بزرگش Jana که حالا ۳۷ سال دارد و در صنعت hospitality کار میکند، درباره پدرش میگوید او همه چیز را برای آنها فراهم کرد؛ آنها توانستند درس بخوانند، کار کنند و زندگی مستقلی داشته باشند.
Roman حتی از خریدن یک فولکس بیتل (در ایران قورباغهای گفته میشود) دستدوم برای دخترش خاطره دارد؛ ماشینی که Jana همیشه دوست داشت.
او همچنین اولین رانندگی دخترش را در یک پارکینگ مدرسه به یاد میآورد؛ رانندگیای که با دنده عقب رفتن و برخورد با یک ستون بتنی و خراب شدن سپر ماشین تمام شد.
اینها همان خاطراتی هستند که حالا هنگام جمع کردن وسایل خانه، یکییکی مقابل چشم Roman ظاهر میشوند.
چرا او بعد از ۳۰ سال شهروند کانادا نشد؟
در نگاه اول، یک پرسش مهم درباره داستان Roman مطرح میشود: چرا کسی که از سال ۱۹۹۹ اقامت دائم کانادا را داشته و تقریباً ۳۰ سال در این کشور زندگی کرده، شهروند نشده است؟
گزارش روزنامه Toronto Star به این سؤال پاسخ میدهد.
Roman در دوران پناهجویی واجد شرایط شرکت در کلاسهای زبان انگلیسی نبود. پس از گرفتن اقامت دائم نیز تقریباً تمام وقتش صرف کار و تأمین هزینههای زندگی خانواده شد.
او انگلیسی را در محیط کار و به صورت خودآموز یاد گرفت، اما سطح سوادش برای مطالعه کتاب راهنمای شهروندی و آماده شدن برای آزمون شهروندی کافی نبود.
در واقع، شهروند شدن برای او در اولویت نبود؛ زنده نگه داشتن خانواده و ساختن آینده دخترهایش اولویت داشت.
او سرانجام تصمیم گرفته بود وقتی ۵۵ ساله شد برای شهروندی اقدام کند؛ زیرا از آن سن به بعد میتوانست از آزمون شهروندی معاف شود.
اما پیش از آنکه این برنامه عملی شود، سفرهای او به جمهوری چک تبدیل به مشکل اصلی زندگیاش شد.
هفت سفر به کشوری که از آن فرار کرده بود
Roman در طول سالها چند بار به جمهوری چک برگشت.
در مجموع، او ۷ سفر به کشور زادگاهش داشت.
اما این سفرها برای تفریح یا بازگشت به زندگی گذشته نبود.
او برای مراقبت از برادرش که به سرطان غیرقابلعمل مثانه مبتلا شده بود به جمهوری چک رفت. در موارد دیگری نیز برای شرکت در مراسم خاکسپاری اعضای خانواده به آنجا سفر کرد.
یک بار نیز برای کمک به همسر و دو دخترش به جمهوری چک رفت تا آنها را برای آمدن به کانادا همراهی کند.
Roman تصور نمیکرد این سفرها روزی علیه او استفاده شوند.
اما در سال ۲۰۲۰، پس از آخرین بازگشتش به کانادا، مأمور مرزی او را متوقف کرد.
از نگاه مقامهای مهاجرتی، مسئله مهم این بود که Roman با پاسپورت جمهوری چک به کشور مبدأ خود برگشته بود.
مقامها به این نتیجه رسیدند که بازگشت او به کشورش دیگر تهدیدی برای او نیست و او به صورت داوطلبانه دوباره از حمایت جمهوری چک استفاده کرده است.
اصطلاح حقوقی مورد استفاده در پرونده، Voluntary Re-Availment یا بازگشت داوطلبانه به حمایت کشور مبدأ است.
و همین موضوع آغاز یک زنجیره حقوقی شد که در نهایت اقامت دائم Roman را نیز از او گرفت.
قانونی که حتی بعد از گرفتن اقامت دائم هم اهمیت دارد
در سال ۲۰۱۲، دولت وقت کانادا قانونی را تصویب کرد که بر اساس آن، وضعیت اقامت دائم فردی که پیشتر به عنوان پناهنده پذیرفته شده، میتواند در صورت از دست دادن وضعیت Protected Person تحت تأثیر قرار گیرد.
در پرونده Roman، شورای مهاجرت و پناهندگی کانادا IRBC به این نتیجه رسید که سفرهای متعدد او به جمهوری چک نشان میدهد که دیگر به حمایت کانادا در برابر کشور مبدأ خود نیاز ندارد.
به بیان ساده، پرسش این بود:
اگر فردی زمانی گفته است که در کشورش امنیت ندارد و به همین دلیل در کانادا پناه گرفته، اما سالها بعد خودش با پاسپورت همان کشور به آنجا برمیگردد، آیا این رفتار نشان نمیدهد که دیگر از حمایت کشور مبدأ خود نمیترسد؟
برای Roman، پاسخ این پرسش پیامد بسیار سنگینی داشت.
وضعیت حمایتی او لغو شد.
و با از دست رفتن آن وضعیت، اقامت دائمش نیز به صورت خودکار از بین رفت.
مسئله فقط اقامت دائم نیست
پرونده Roman حتی از این هم پیچیدهتر است.
طبق گزارش روزنامه Toronto Star، پس از لغو وضعیت حمایتی، او نه تنها اقامت دائم خود را از دست داده، بلکه از برخی مسیرهای دیگر برای ماندن در کانادا نیز محروم شده است.
او نمیتواند برای ماندن موقت در کانادا درخواست دهد، امکان درخواست بازگرداندن وضعیتش بر مبنای ملاحظات انساندوستانه را ندارد و حتی نمیتواند از مسیر ارزیابی خطر، ایمنی بازگشت خود به جمهوری چک را به همان شکل مورد نظر بررسی کند.
به این ترتیب، مردی که نزدیک به ۳۰ سال در کانادا زندگی کرده، عملاً با خطر بازگشت به کشوری روبهرو شده که بخش عمده زندگی بزرگسالیاش را در آن نگذرانده است.
پروندهای که ممکن است قانون را تغییر دهد
Roman تصمیم گرفت با این وضعیت مبارزه کند.
در نوامبر سال گذشته، دادگاه فدرال چالش قانون اساسی او علیه قانون مربوط به لغو وضعیت پناهندگی را رد کرد.
اما یک اتفاق مهم افتاد.
دادگاه پذیرفت که پرونده او یک مسئله جدی حقوقی با اهمیت عمومی است.
همین موضوع راه را برای درخواست بازنگری در دادگاه تجدیدنظر فدرال باز کرد.
اگر دادگاه تجدیدنظر در نهایت به این نتیجه برسد که از دست دادن خودکار اقامت دائم در چنین شرایطی با حقوق مندرج در منشور حقوق و آزادیهای کانادا Charter برای پناهندگان سابق مغایرت دارد، نتیجه میتواند بسیار فراتر از زندگی Roman باشد.
ممکن است قانون موجود تغییر کند و وضعیت دهها نفر دیگر که در شرایط مشابه قرار دارند نیز تحت تأثیر قرار گیرد.
هنوز زمان دقیق رسیدگی به درخواست تجدیدنظر مشخص نشده، اما انتظار میرود این جلسه سال آینده برگزار شود.
اما شاید Roman تا آن زمان دیگر در کانادا نباشد
اینجاست که داستان به یکی از تلخترین نقاط خود میرسد.
Roman امیدوار بود تا زمانی که پرونده اصلیاش در دادگاه تجدیدنظر بررسی شود، اخراجش متوقف شود.
اما هفته گذشته دادگاه تجدید نظر فدرال درخواست او برای توقف اخراج را رد کرد.
این تصمیم به آژانس خدمات مرزی کانادا CBSA اجازه میدهد روند اخراج او را ادامه دهد.
Barbara Jackman، یکی از وکلای Roman، معتقد است این اتفاق ناعادلانه است؛ زیرا ممکن است موکلش پیش از آنکه دادگاه فرصت تصمیمگیری درباره اصل موضوع را پیدا کند، از کانادا خارج شده باشد.
او این سؤال را مطرح کرده که ماندن Roman در کانادا تا زمان بررسی پرونده چه مشکلی ایجاد میکرد؟
اما دادگاه نگاه متفاوتی داشت.
قاضی Vanessa Rochester در دلایل خود نوشت که اخراج از کانادا بدون تردید میتواند تجربهای «بسیار پراسترس، اضطرابآور، عمیقاً غمانگیز و دلخراش» باشد.
فردی که اخراج میشود ممکن است شغلش را از دست بدهد، تحصیلش متوقف شود، مزایای اجتماعی و درمانی خود را از دست بدهد و از خانواده و دوستانش جدا شود.
با این حال، دادگاه تأکید کرد که اینها پیامدهای ذاتی اخراج هستند و وظیفه دادگاه این نیست که صرفاً برای کاهش درد و اندوه ناشی از چنین شرایطی، روند قانونی اخراج را متوقف کند.
حالا تمام زندگی او در ۱۵ جعبه جا شده است
Roman در آپارتمانش در محله Beach تورنتو وسایلش را روی زمین چیده است.
عکسهای خانوادگی.
کارتهای تولد دخترهایش.
هدیههایی که دخترها برای کریسمس به او دادهاند.
و آن کت زمستانی که برادرش برای اولین زمستان زندگی در کانادا از Goodwill خریده بود.
او میگوید تا اینجا حدود ۱۵ جعبه آماده کرده، اما هنوز همه وسایلش جمع نشدهاند.
پدر و مادرش در جمهوری چک فوت کردهاند.
برادر دیگرش Dalibor نیز از دنیا رفته است.
یعنی کشوری که قرار است به آن بازگردد، دیگر همان کشوری نیست که Roman نزدیک به ۳۰ سال پیش از آن فرار کرد.
حتی برادرش Frederik هم میگوید Roman دیگر در آنجا زندگیای ندارد.
او میگوید برادرش مجرم نیست، مالیاتش را پرداخت کرده، قانون را رعایت کرده و تنها زمانی به جمهوری چک برگشته که خانوادهاش به او نیاز داشتهاند.
یک هشدار مهم درباره سفر پناهندگان به کشور مبدأ
پرونده Roman یک سؤال بسیار مهم را برای همه کسانی مطرح میکند که در کانادا با سابقه پناهندگی زندگی میکنند:
آیا یک پناهنده سابق میتواند پس از سالها برای دیدن خانواده یا مراقبت از یک عزیز به کشور مبدأ خود سفر کند؟
پاسخ را نمیتوان برای همه افراد یکسان دانست.
شرایط پرونده پناهندگی، دلیل ادعای خطر، نوع سفر، تعداد سفرها، مدت اقامت در کشور مبدأ، استفاده از پاسپورت کشور مبدأ و شرایط فعلی فرد میتواند در ارزیابی پرونده اهمیت داشته باشد.
اما پرونده Roman یک واقعیت مهم را به روشنی نشان میدهد: بازگشت داوطلبانه به کشور مبدأ میتواند از نظر قوانین مهاجرت کانادا بسیار پرریسک باشد.
این مسئله بهخصوص زمانی حساس میشود که فرد در پرونده پناهندگی خود ادعا کرده باشد که به دلیل ترس از آزار یا نبود امنیت در کشور مبدأ، نیازمند حمایت کانادا بوده است.
در چنین شرایطی، بازگشت به همان کشور میتواند این پرسش را برای مقامهای مهاجرتی ایجاد کند که آیا فرد هنوز به حمایت کانادا نیاز دارد یا اینکه دوباره از حمایت کشور مبدأ خود استفاده کرده است.
داستانی درباره معنای «خانه»
شاید تلخترین بخش ماجرا این باشد که Roman دیگر واقعاً جایی برای بازگشت ندارد.
او تقریباً سه دهه از جمهوری چک دور بوده است.
زندگیاش، خانوادهاش، کارش و خاطراتش در کانادا شکل گرفتهاند.
دخترهایش در کانادا بزرگ شدهاند. دو نوه دارد. دوستان و همکارانش در این کشور هستند. تمام زندگی کاریاش در کانادا گذشته است.
او حتی چهار مرسدس بنز دستدوم در طول سالهای زندگیاش در کانادا داشته؛ جزئی کوچک اما نمادین از زندگیای که برای خودش ساخته بود.
با این حال، حالا ممکن است مجبور شود همه اینها را پشت سر بگذارد.
دخترش Jana میگوید نمیداند پدرش در جمهوری چک کجا قرار است زندگی کند و چگونه باید با سیستم زندگی در آنجا کنار بیاید.
نکته مهم برای پناهندگان
این گزارش به معنای آن نیست که هر سفر پناهنده یا پناهنده سابق به کشور مبدأ، بهطور خودکار باعث لغو اقامت دائم میشود. اما پرونده Roman نشان میدهد که چنین سفری میتواند پیامدهای جدی مهاجرتی داشته باشد.
پناهندگانی که قصد سفر به کشور مبدأ خود را دارند، بهویژه برای دیدار خانواده یا شرایط اضطراری، بهتر است پیش از سفر با یک وکیل یا مشاور مهاجرتی واجد شرایط درباره شرایط مشخص پرونده خود مشورت کنند.
یک سفر به وطن؛ یک ریسک بزرگ برای آینده مهاجرتی؟ اگر پناهنده یا پناهجو هستید، این داستان را بخوانید و برای کسی بفرستید که شاید تصمیم سفر در پیش دارد.
- این هم گزارش دیگری است که آتش درباره یک پناهجوی لبنانی منتشر کرده است: آیا سفر به کشور مبدأ میتواند پناهندگی شما را باطل کند؟ جزئیات پرونده مهمی که این روزها در دادگاه فدرال کانادا مطرح است. گزارش ما را اینجا بخوانید
- آیا میدانید مهشید آهنگرانی هم که ۲۰ سال پیش به کانادا پناهنده شده، در معرض همین تهدید گرفته بوده، چون به ایران سفر کرده است. گزارش ما را اینجا بخوانید.
- و بالاخره این گزارش دیگری است درباره یک افغان که اقامت دائم کانادای خود را به دلیل سفر به افغانستان از دست داد . این گزارش را اینجا بخوانید








