مطالبی در این باره

اعتراضات در ایران

  • روزی خواهد آمد که در خیابان‌ها خواهیم رقصید؛ مقاله مشترک شیرین عبادی و پیام اخوان در Globe and Mail کانادا
  • سخنرانی امروز علی احساسی در پارلمان کانادا: نباید در برابر کشتار در ایران بی‌تفاوت بمانیم
  • از لندن تا تورنتو؛ روایت روزنامه Financial Post کانادا از شبکه سرمایه‌گذاری‌های ملکی فرزند رهبر جمهوری اسلامی
  • شرایط ایران پس از سقوط جمهوری اسلامی؛ چرا بسیاری از ایرانیان می‌گویند دیگر بدتر از این نمی‌شود؟ مقاله روزنامه Toronto Star
  • اعتراضات زیر تیغ اتهامات؛ جدال لفظی آیت‌الله خامنه‌ای و دونالد ترامپ در گزارش امروز تورنتو استار
  • تغییر حکومت در ایران چه منافعی برای کانادا دارد؟ روایت روزنامه National Post از تهدیدها و عملیات تهران»
  • دختر پناهجوی ایرانی در ریچموندهیل؛ صاحب تصویری که جهان را تکان داد
  • دخالت آمریکا در ایران قانونی است؟ نویسنده National Post می‌گوید آمار بالای قربانیان چنین اقدامی را «اخلاقی» می‌کند
  • اعتراضات و قطع اینترنت؛ چرا حکومت ایران بیش از همیشه تنها شده است؟ تحلیل کارشناس سیاسی Toronto Star
  • کشته‌شدن بیش از ۲ هزار نفر در اعتراضات ایران؛ گزارش امروز رسانه دولتی CBC News کانادا
  • دونالد ترامپ خطاب به معترضان در ایران: به اعتراضات ادامه دهید، کمک در راه است
  • از خیابان‌های ایران تا تیتر رسانه‌های کانادا؛ بازتاب یک شب سرنوشت‌ساز
  • آنچه در ایران می‌گذرد می‌تواند چهره خاورمیانه را تغییر دهد؛ مقاله امروز روزنامه National Post کانادا
  • ایران در نقطه عطف؛ از خیابان‌های شلوغ تا رویارویی نهایی حکومت و معترضان
  • پنج دهه اعتراض در ایران، از انقلاب ۱۹۷۹ تا سقوط تاریخی ریال؛ گزارش روزنامه تورنتو استار
  • پدرام ناصح پدرام ناصح
    اخبار

    روزی خواهد آمد که در خیابان‌ها خواهیم رقصید؛ مقاله مشترک شیرین عبادی و پیام اخوان در Globe and Mail کانادا

    شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، و پیام اخوان، حقوقدان و استاد حقوق بشر دانشگاه تورنتو، در مقاله‌ای مشترک در روزنامه Globe and Mail کانادا، تصویر تکان‌دهنده‌ای از آنچه «فاجعه انسانی» در ایران می‌نامند، ترسیم کرده‌اند. 

    آنها با روایت‌هایی از سردخانه‌ها، گورهای جمعی و خانواده‌هایی که برای تحویل گرفتن پیکر فرزندان‌شان مجبور به پرداخت پول یا امضای تعهد می‌شوند، می‌نویسند ابعاد کشتار در هفته‌های اخیر بی‌سابقه بوده است.

    بر اساس داده‌هایی که به گفته نویسندگان از سوی کادر درمان در ایران گردآوری شده، ممکن است بین ۸ تا ۲۳ ژانویه بیش از ۳۰ هزار نفر کشته و سه برابر این تعداد به‌طور جدی مجروح شده باشند؛ آماری که در صورت تایید، این رویداد را به بزرگ‌ترین کشتار جمعی تاریخ معاصر ایران تبدیل می‌کند. مقاله این ارقام را با نسل‌کشی سربرنیتسا و قتل‌عام بابین یار مقایسه می‌کند و از آن به‌عنوان مصداق «جنایت علیه بشریت» یاد می‌کند.

    شیرین عبادی و پیام اخوان سپس به تلاش‌های بین‌المللی برای پاسخ‌گویی، از جمله ماموریت حقیقت‌یاب شورای حقوق بشر سازمان ملل، و در عین حال بن‌بست‌های حقوقی دیوان کیفری بین‌المللی می‌پردازند. آیا امکان یک «لحظه نورنبرگ» برای ایران وجود دارد؟ جامعه جهانی چه نقشی می‌تواند ایفا کند؟ و چرا نویسندگان تاکید دارند که عدالت نهایی در دادگاه‌های مستقل ایران آینده رقم خواهد خورد؟

    ترجمه فارسی متن این مقاله را در زیر بخوانید.

    پدر و مادری را تصور کنید که در میان انبوهی از کیسه‌های پلاستیکی سیاه، که مانند زباله روی کف یک سردخانه رها شده، به‌دنبال پیکر فرزند نوجوان خود می‌گردند؛ فرزندی که تنها «جرمش» اعتراض در خیابان برای آینده‌ای بهتر بوده است. آنها در این جست‌وجو، با پیکر جوانانی روبه‌رو می‌شوند که یکی پس از دیگری با گلوله کشته شده‌اند.

    حالا تصور کنید همین والدین داغدار مجبور شوند برای تحویل گرفتن جسد عزیزشان و دفن آبرومندانه او، هزاران دلار بپردازند؛ یا تعهدی را امضا کنند که در آن نوشته شده قربانی به دست «تروریست‌های» خیالی کشته شده، نه با گلوله‌های سلاح‌های جنگی نیروهای امنیتی که برای کشتار جمعیت‌های بی‌دفاع، به فرمان رهبر عالی‌ای که خود را سخنگوی خدا می‌داند، شلیک شده‌اند.

    این‌ها صحنه‌هایی از جهنم است که طی روزهای گذشته، هم‌زمان با قطع اینترنت برای سرکوب حقیقت، شمار بی‌شماری از ایرانیان با آن روبه‌رو شده‌اند.

    ابعاد کشتار؛ ارقامی تکان‌دهنده

    ابعاد کشتار حیرت‌آور است. بر اساس اسنادی که کادر درمان ایرانی در بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها و سردخانه‌های سراسر کشور گردآوری کرده‌اند، ممکن است بین ۸ تا ۲۳ ژانویه بیش از ۳۰ هزار نفر کشته شده باشند و سه برابر این تعداد به‌طور جدی مجروح شده باشند.

    این برآوردی محافظه‌کارانه است و کشتار همچنان ادامه دارد. گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد سردخانه‌ها با کمبود کیسه جسد روبه‌رو شده‌اند و قربانیان را به‌سادگی در گورهای جمعی دفن می‌کنند؛ یا پیکرها با کامیون‌های یخچال‌دار حمل گوشت به محل دفن منتقل می‌شوند.

    بر پایه این ارقام، این رویداد بزرگ‌ترین کشتار جمعی در تاریخ معاصر ایران خواهد بود؛ بی‌اغراق می‌توان آن را نابودی سیستماتیک نامید.

    برای مقایسه، در نسل‌کشی بدنام سربرنیتسا در سال ۱۹۹۵، حدود ۸ هزار مسلمان بوسنیایی طی ۲۰ روز کشته شدند. در ایران، برآوردها حاکی از آن است که دست‌کم چهار برابر این تعداد، در حدود نیمی از این زمان جان باخته‌اند. مقیاس شوکه‌کننده این کشتار با قتل‌عام بابین یار در اوکراین در دوران هولوکاست قابل مقایسه است؛ جایی که بیش از ۳۳ هزار یهودی به دست سربازان نازی اعدام شدند.

    مسئولیت‌پذیری؛ مطالبه‌ای جهانی

    منشور نورنبرگ در سال ۱۹۴۵ برای محاکمه رهبران نازی، چنین فجایعی را «جنایت علیه بشریت» تعریف کرد. امروز نیز میلیون‌ها ایرانی در سراسر جهان خواهان آن هستند که مسئولان اصلی این شر رادیکال در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، پاسخ‌گو شوند؛ همان‌گونه که نازی‌های برجسته پس از جنگ جهانی دوم در نورنبرگ محاکمه شدند.

    چنین جنایاتی مستلزم پاسخ‌گویی است و جامعه جهانی باید در مسیر عدالت، در کنار مردم ایران بایستد.

    پس از سرکوب خشن خیزش فمینیستی «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲، شورای حقوق بشر سازمان ملل یک هیات بین‌المللی حقیقت‌یاب برای بررسی آنچه مصداق جنایت علیه بشریت بود، تشکیل داد. در نشست اضطراری شورای حقوق بشر در هفته گذشته، ماموریت این هیات تمدید شد تا جدیدترین جنایات را «برای اقدامات حقوقی احتمالی در آینده» بررسی کند.

    دادگاه‌های بین‌المللی و بن‌بست سیاسی

    با این حال، تعجب‌آور نیست که جمهوری اسلامی عضو اساسنامه رمِ دیوان کیفری بین‌المللی نیست. تنها راه ایجاد صلاحیت برای این دیوان، ارجاع الزام‌آور شورای امنیت سازمان ملل ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد است؛ امری که به‌دلیل وتوی اعضای دائم شورا با انگیزه‌های سیاسی، بعید به نظر می‌رسد.

    با وجود این، برگزاری چنین نشستی دست‌کم از نظر اصولی اهمیت دارد؛ نشستی که می‌تواند به مردم ایران نشان دهد جامعه جهانی در این ساعت تاریک، در کنار آنان ایستاده است.

    در نهایت، این دادگاه‌های مستقل و بی‌طرف در ایرانِ دموکراتیک آینده خواهند بود که مسئولان اصلی این جنایات غیرقابل تصور را محاکمه می‌کنند.

    عدالت تنها درمانِ مصونیت از مجازات و فراموشی تحمیلی است. عدالت، عنصر مرکزی هر تحول معنادار به‌سوی کشوری مبتنی بر حاکمیت قانون و احترام به حقوق بنیادین بشر است.

    امید در دل تاریکی

    مردم ایران، چه در داخل کشور و چه در خارج از مرزهای این کشور، در وضعیت آسیب عمیق روحی به‌سر می‌برند و سایه جنگ، اوضاع را وخیم‌تر کرده است. گویی پایانی برای این کابوس درد و رنج دیده نمی‌شود. ولی ما مردمی کهن و تاب‌آور هستیم که در طول تاریخ دوام آورده‌ایم. سپیده همیشه پس از تاریک‌ترین لحظه شب می‌دمد.

    روزی خواهد آمد که در خیابان‌ها خواهیم رقصید و آزادی‌مان را جشن خواهیم گرفت. و در آن روز، کسانی را که در ساعت نیاز، در کنار ما ایستادند، به یاد خواهیم آورد.

    درباره نویسندگان مقاله

    شیرین عبادیشیرین عبادی بنیان‌گذار کانون مدافعان حقوق بشر در ایران و برنده جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۳ است.

    او حقوقدان، قاضی پیشین و فعال برجسته حقوق بشر ایرانی و نخستین زن قاضی در تاریخ ایران بود. او پس از انقلاب ۱۳۵۷، به‌دلیل تغییرات قضایی از سمت خود کنار گذاشته شد و فعالیتش را در حوزه وکالت و دفاع از حقوق بشر ادامه داد.

    عبادی بنیان‌گذار «کانون مدافعان حقوق بشر» در ایران است و سال‌ها از زندانیان سیاسی، روزنامه‌نگاران، زنان و کودکان دفاع کرده است.

    او در سال ۲۰۰۳ به‌دلیل تلاش‌هایش برای دموکراسی، حاکمیت قانون و حقوق بشر، جایزه صلح نوبل را دریافت کرد و به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های حقوق بشری ایران در سطح بین‌المللی بدل شد.

    پیام اخوانپیام اخوان دارای دکترای حقوق از هاروارد و کرسی حقوق بشر در Massey College دانشگاه تورنتو UofT است. او از بنیان‌گذاران مرکز اسناد حقوق بشر ایران Iran Human Rights Documentation Centre در نیویورک، و پیش‌تر به‌عنوان دادستان سازمان ملل در لاهه فعالیت کرده است.

    اخوان در یک خانواده بهایی در ایران به دنیا آمده و زمانی که او ۹ سال داشت، خانواده او به دلیل تبعیض‌های مذهبی علیه بهاییان، مجبور به مهاجرت به کانادا شدند و در تورنتو ساکن شدند.

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    دکمه بازگشت به بالا