فرار از جنگ سودان و آغاز زندگی تازه در کانادا؛ استاد سودانی حالا روی هوش مصنوعی پژوهش میکند
زنی به نام Abeer Ibrahim در اوج جنگ داخلی سودان، همراه سه فرزندش از خارطوم گریخت و پس از سفری پنجروزه و نزدیک به دو سال انتظار در سومالی، سرانجام به کانادا رسید. او حالا در دانشگاه کارلتون روی پژوهشهای مرتبط با هوش مصنوعی و امنیت سایبری تحقیق میکند.

خانم Abeer Ibrahim، استاد و پژوهشگر سودانی، در مارچ ۲۰۲۴ همراه سه فرزندش از خارطوم گریخت؛ در حالی که همسرش آن زمان برای یک پژوهش دانشگاهی در مالزی بود.
سفر او که در شرایط عادی حدود ۱۱ ساعت طول میکشید، بهدلیل جنگ و ایستهای بازرسی مسلحانه پنج روز طول کشید. خانواده در این مسیر بارها متوقف شدند و در برخی روزها تنها یک وعده غذا داشتند.
فرار از سودان پایان ماجرا نبود. خانواده پس از عبور از چند کشور، نزدیک به دو سال در سومالی منتظر ماندند تا روند مهاجرت به کانادا طی شود.
چه چیزی سرانجام مسیر آنها را به کانادا باز کرد؟ یک فرصت دانشگاهی در دانشگاه کارلتون.
خانم ابراهیم حالا بهعنوان استاد مدعو در اتاوا روی پژوهشهای مرتبط با هوش مصنوعی و امنیت سایبری پژوهش میکند؛ حوزهای که تخصص دانشگاهی او با آن ارتباط دارد.
اما این موقعیت دانشگاهی تا چه اندازه میتواند آینده او را در کانادا تضمین کند؟
سازمان TalentLift Canada و یک برنامه فدرال مهاجرتی چگونه در مسیر رسیدن او به کانادا نقش داشتند؟
و خانوادهای که از جنگ گریختهاند، حالا چگونه با زندگی تازه در اتاوا کنار آمدهاند؟
داستان کامل این مسیر، از فرار پنجروزه از خارطوم تا رسیدن به دانشگاه کارلتون و آغاز زندگی جدید در کانادا، جزئیات بیشتری دارد.
در ادامه این گزارش، پاسخ به این پرسشها و جزئیات بیشتر را میخوانید.
فرار از شهری که دیگر جای ماندن نبود
جنگ داخلی سودان در اپریل ۲۰۲۳ و در پی درگیری میان نیروهای مسلح سودان و نیروهای شبهنظامی Rapid Support Forces آغاز شد. این جنگ میلیونها نفر را آواره کرده و به یکی از بزرگترین بحرانهای انسانی جهان تبدیل شده است.
برای Abeer Ibrahim، جنگ خیلی زود زندگی دانشگاهی را هم از بین برد. او در آکادمی مهندسی و علوم پزشکی در خارطوم تدریس و پژوهش میکرد و ریاست بخش ارتباطات و مهندسی کامپیوتر را بر عهده داشت. اما کلاسها تعطیل شدند، ارتباطات تلفنی و اینترنتی مختل شد و کمبود غذا و خشونت، ادامه زندگی در شهر را دشوار کرد.
نگرانی او فقط تعطیلی دانشگاه نبود. شماری از پزشکان و دانشگاهیان ناپدید شده بودند و یکی از بستگان پزشک او نیز ربوده شده بود. در چنین شرایطی، خانم ابراهیم تصمیم گرفت همراه فرزندانش از خارطوم خارج شود.
پنج روز سفر با اتوبوس برای رسیدن به Port Sudan
خانواده با اتوبوس راهی Port Sudan شدند؛ مسیری که در شرایط عادی حدود ۸۰۰ کیلومتر است و معمولا ۱۱ ساعت طول میکشد. اما جادههای بسته و ایستهای بازرسی نیروهای رقیب، مسیر را تغییر داد. اتوبوس مجبور شد از جادههای فرعی عبور کند و سفر پنج روز طول کشید.
خانواده در طول مسیر بارها توسط نیروهای RSF و ارتش سودان متوقف شدند. خانم ابراهیم میدانست که عبور از مناطق تحت کنترل طرفهای مختلف جنگ میتواند برای مسافران خطرناک باشد. او میگوید کسانی که میان مناطق تحت کنترل دو طرف رفتوآمد میکردند، گاهی به جاسوسی متهم میشدند و برخی مسافران از اتوبوس بیرون کشیده میشدند.
در یکی از بخشهای مسیر، آنها در فاصله تنها سه کیلومتر با ۱۹ ایست بازرسی روبهرو شدند.
برای اینکه مأموران متوجه فرار خانواده نشوند، خانم ابراهیم گذرنامهها و مدارک دانشگاهی را در ته یکی از کیفهای فرزندانش پنهان کرده بود. خانواده پول نقد زیادی نیز همراه نداشت؛ چون بیم آن میرفت که هنگام بازرسی از آنها گرفته شود.
مقصد بعدی سومالی بود؛ اما انتظار تازهای شروع شد
پس از رسیدن به Port Sudan، خانواده ابتدا به اریتره و سپس اتیوپی رفتند و در نهایت خود را به Mogadishu در سومالی رساندند.
آنها حالا از منطقه جنگی خارج شده بودند، اما هنوز به مقصد نهایی نرسیده بودند. خانواده نزدیک به دو سال در سومالی منتظر ماندند تا پرونده اقامت دائم آنها در کانادا بررسی شود.
در این مدت، سازمان TalentLift Canada به خانم ابراهیم و همسرش برای عبور از مراحل مهاجرتی کمک کرد.
او همچنین توانست از طریق Economic Mobility Pathways Pilot برای اقامت دائم اقدام کند؛ برنامهای که برای کمک به پناهندگان دارای مهارت و اتصال آنها به فرصتهای شغلی در کانادا طراحی شده بود و اکنون متوقف شده است.
در همان زمان، صندوق نجات پژوهشگران مؤسسه آموزش بینالمللی نیز برای پیدا کردن یک موقعیت دانشگاهی در خارج از منطقه جنگی به کمک او آمد.
یک ایمیل از کانادا، مسیر زندگی او را تغییر داد
خانم ابراهیم برای ادامه فعالیت دانشگاهی خود به چند دانشگاه، از جمله دانشگاههایی در بریتانیا، درخواست داده بود. سپس ایمیلی از Thomas Kunz، استاد دانشگاه کارلتون دریافت کرد. Kunz از او دعوت کرده بود به تیم پژوهشی او بپیوندد؛ تیمی که روی پژوهشهای مرتبط با هوش مصنوعی مانند امنیت سایبری و یادگیری ماشین کار میکرد.
تخصص ابراهیم در ارتباطات بیسیم و مهندسی شبکه با پروژه این تیم ارتباط نزدیکی داشت. یکی از پیشنهادهای او استفاده از نظریه بازیها برای آموزش عاملهای نرمافزاری بود تا بتوانند از شبکههای رایانهای در برابر تهدیدها دفاع کنند.
همین فرصت، سرانجام راه او را به کانادا باز کرد.
حالا خانواده در اتاوا زندگی تازهای را شروع کردهاند
خانم ابراهیم اکنون استاد مدعو در بخش مهندسی کامپیوتر دانشگاه کارلتون است و یک دوره دو ساله را در این دانشگاه آغاز کرده است.
استاد Kunz میگوید این موقعیت بهتنهایی تضمینکننده آینده دانشگاهی او در کانادا نیست، اما میتواند به او کمک کند جایگاه حرفهای خود را در کشور ایجاد کند و تجربه پژوهش و تدریس خود را ادامه دهد.
همسر او نیز فعالیت خود را بهعنوان مدرس در همین بخش آغاز کرده است.
برای خانواده، زندگی در اتاوا فقط به معنای امنیت نیست؛ بلکه تجربهای کاملا تازه است.
فرزندان خانم ابراهیم در یکی از مهمانیهای دانشگاهی برای نخستین بار سالمون خوردند و حالا منتظرند روی پیستهای روباز هاکی بازی کنند.
کوچکترین فرزند خانواده هنوز نمیداند زمستان اتاوا چه شکلی است. او هر روز منتظر یخزدن پیستهاست و از مادرش میپرسد: «زمستان کی میآید؟»








