مطالبی در این باره

مهاجرت به کانادا

  • سیاست‌های مهاجرستیزانه ترامپ چگونه رویای آمریکایی خانواده مرا از بین برد
  • توقف حکم اخراج مهاجر لبنانی محکوم به قاچاق فنتانیل؛ دادگاه احتمال سرطان ریه را مانع اجرای حکم دانست
  • کاهش ۲۰ درصدی پذیرش اقامت دائم کانادا؛ بیشترین افت مربوط به شهروندان هند است
  • پیش از مهاجرت برق‌کار، جوشکار یا مکانیک بوده‌اید؟ مسیر دریافت لایسنس فنی در انتاریو
  • کانادا درهای اسپانسرشیپ والدین و پدربزرگ و مادربزرگ‌ها را برای اقامت دائم بست؛ فقط پرونده‌های قبلی بررسی می‌شوند
  • چگونه این ستاره فوتبال کانادایی ده‌ها دختر فوتبالیست افغان را از دست طالبان نجات داد؟
  • چرا جنگ آمریکا علیه ایران، بازار مسکن کانادا را در کانون توجه آمریکایی‌ها قرار داده است؟ گزارش آماری
  • نه اخراج و نه اقامت؛ قانون جدید کانادا، پناهجویان ایرانی را در برزخ نگه داشته است
  • پرونده ۱۱ هزار پناهجوی ایرانی در کانادا بدون جلسه حضوری تایید یا بررسی شده است؛ بالاترین آمار در میان پناهجویان
  • این مادر پناهجو همراه با دختر خردسالش برای رسیدن به کانادا با مرگ قمار کرد
  • افزایش احتمال ورود پناهجویان ونزوئلایی به کانادا در صورت تشدید بی‌ثباتی سیاسی؛ هشدار کارشناسان مهاجرت و پناهندگی
  • پایان برنامه استارت آپ ویزای کانادا؛ مسیر تازه اقامت دائم برای کارآفرینان در راه است
  • کانادا مسیر مهاجرت را برای پزشکانی که در خارج تحصیل کرده‌اند و یک سال سابقه کار پزشکی در کانادا دارند آسان‌تر می‌کند
  • بیش از ۲.۲ میلیون پرونده مهاجرتی در کانادا در صف بررسی قرار دارد؛ تازه‌ترین آمار اداره مهاجرت
  • کانادا امسال بیش از ۱۰۰ هزار پناهجو می‌پذیرد؛ ۱۳ برابر بیشتر از آمریکا
  • پناهجویان ماهر با جاب‌آفر کانادایی مجبورند چهار سال و نیم منتظر بررسی پرونده‌شان بمانند
  • افزایش بی‌سابقه رقابت در اکسپرس اینتری کانادا؛ حالا ۱۱ درصد متقاضیان امتیاز CRS بالای ۵۰۰ دارند
  • درخواست پناهندگی در ساسکاچوان طی یک سال دو برابر شده است؛ وقتی مسیرهای اقامت بسته می‌شود، تازه‌واردها چه می‌کنند؟
  • سرگردانی پناهجویان و مهاجران اوکراینی و هنگ‌کنگی در کانادا؛ کاهش سهمیه‌های مهاجرتی باعث بلاتکلیفی آنها شده است
  • محدودیت‌های تازه دولت کانادا برای پناهجویان و مهاجران؛ همه آنچه باید درباره لایحه C-12 بدانید
  • این زوج ایرانی در انتظار اقامت دائم خود بلاتکلیف مانده‌اند؛ پرونده آنها زیر سایه بررسی‌های امنیتی است
  • دیپورت مرد پناهجوی پاکستانی از آمریکا در همان روزی که کانادا با بررسی مجدد پرونده او موافقت کرده بود
  • لایحه بحث‌برانگیز Bill C-2 و اختیارات تازه دولت در لغو پرونده‌های مهاجرتی؛ گزارش تورنتو استار
  • سه چهارم کانادایی‌ها می‌خواهند مهاجرت کاهش پیدا کند؛ چه کسی مقصر است؟ سیاست دولت‌ها یا رفتار مهاجران
  • مهاجرت به کدامیک از استان‌های کانادا به‌صرفه‌تر است؟ بررسی تفاوت هزینه‌های زندگی در استان‌های مختلف
  • دلایل رد درخواست مهاجرت به کانادا از این پس به صورت شفاف اعلام می‌شود؛ پایان سردرگمی‌ها به خاطر ریجکت شدن
  • جدایی پدر و پسر پناهنده؛ خانواده یمنی میان سیاست‌های مهاجرتی کانادا و آمریکا گرفتار شده‌اند
  • رهبر محافظه‌کاران: باید مهاجرت را محدود کرد؛ کانادا توان جذب این تعداد مهاجر را ندارد
  • رکورد تازه کانادا در پذیرش پناهندگان؛ ایرانی‌ها در صدر پناهجویانی که اقامت دائم PR دریافت کرده‌اند
  • دولت کانادا با متقاضیان مهاجرت که وضعیت تاهل خود را پنهان کنند برخورد می‌کند؛ این کار غیرقانونی است
  • پدرام ناصح پدرام ناصح
    اخبارمهاجرتمهاجرت به کانادا

    سیاست‌های مهاجرستیزانه ترامپ چگونه رویای آمریکایی خانواده مرا از بین برد

    این نخستین روایت از مجموعه‌ای درباره آمریکایی‌هایی است که همگی به‌خاطر ترامپ به کانادا مهاجرت کرده‌اند. این گزارش‌ها در هفته‌نامه معتبر Maclean’s منتشر شده است

    من و همسرم پسرمان را از کره جنوبی به فرزندخواندگی پذیرفتیم و تصور می‌کردیم در آمریکا از آزار و تبعیض در امان خواهد بود. اکنون احساس می‌کنیم چنین آینده‌ای فقط در کانادا امکان‌پذیر است

    سیاست‌های مهاجرستیزانه دونالد ترامپ چگونه رویای آمریکایی یک خانواده را از بین برد و آنها را راهی کانادا کرد؟

    این نخستین روایت از مجموعه‌ای درباره آمریکایی‌هایی است که همگی به‌خاطر ترامپ به کانادا مهاجرت کرده‌اند. این گزارش‌ها در هفته‌نامه معتبر Maclean’s منتشر شده؛ نشریه‌ای با بیش از ۱۲۰ سال سابقه و ۲.۵ میلیون خواننده که به «نیوزویک کانادا» معروف است.

    در این روایت اول‌شخص، Stephen Komp توضیح می‌دهد که او و همسرش Liz، پسرشان Henry را در سال ۲۰۱۰ از کره جنوبی به فرزندخواندگی پذیرفتند، با این امید که در آمریکا آینده‌ای آزاد و موفق داشته باشد. اما انتخاب ترامپ، گسترش فضای مهاجرستیزانه و شورش ساختمان کنگره، نگرانی آنها را درباره آینده فرزندشان افزایش داد.

    این خانواده ابتدا تابعیت کانادایی Henry را گرفت، سپس خانه تابستانی خود در Maine را فروخت و خانه جدیدی در نیوبرانزویک برای خود ساختند. Stephen نیز پس از دومین پیروزی ترامپ، برای اقامت دائم PR کانادا اقدام کرد و نوامبر گذشته برای همیشه ساکن کانادا شد.

    • چرا این خانواده تصور می‌کرد هدف بعدی سیاست‌های ترامپ ممکن است شهروندانی مانند پسرشان باشند؟
    • چرا اکنون پدر و مادر به نوبت میان دو کشور زندگی می‌کنند؟
    • و آنها چه آینده‌ای برای Henry در کانادا در نظر گرفته‌اند؟

    این روایت خانوادگی نشان می‌دهد تحولات سیاسی آمریکا چگونه می‌تواند مسیر زندگی، بازنشستگی و آینده یک خانواده را تغییر دهد. ترجمه کامل این گزارش را بخوانید.

    راستی قصه شما هم می‌تواند شنیدنی، الهام‌بخش و راهگشای دیگران باشد. اگر تجربه‌ای از مهاجرت و آغاز دوباره دارید که دوست دارید برای خوانندگان آتش روایت شود، با ما تماس بگیرید؛ شاید قصه بعدی آتش، قصه شما باشد.

    پانزده سال پیش، Stephen Komp و همسرش Liz، هر دو استاد دانشگاه در آمریکا، نوزادی را از کره جنوبی به خانه خود در Buffalo آوردند؛ با این امید که آمریکا همه فرصت‌های لازم را برای ساختن آینده‌ای آزاد و موفق در اختیار او بگذارد. اما انتخاب دونالد ترامپ، گسترش جریان‌های مهاجرستیزانه و شورش خشونت‌آمیز ساختمان کنگره، این اطمینان را به ترس از آینده پسرشان تبدیل کرد.

    آنچه می‌خوانید روایت اول‌شخص پدری است که برای محافظت از فرزندخوانده‌اش، رویای بازنشستگی در آمریکا را کنار گذاشت، اقامت دائم PR کانادا را گرفت و اکنون در نیوبرانزویک منتظر است خانواده‌اش دوباره در یک خانه کنار هم جمع شوند.

     

    نوزادی که از آن سوی جهان به خانه ما آمد

    من و همسرم Liz در سال ۲۰۱۰، پسر نوزادمان Henry را از کره جنوبی به فرزندخواندگی پذیرفتیم. طی ماه‌های طولانی و طاقت‌فرسایی که تکمیل این فرایند زمان برد، او با یک خانواده موقت زندگی می‌کرد. ما برایش اسباب‌بازی و عکس‌هایی از خودمان می‌فرستادیم و والدین موقتش نیز عکس‌هایی برایمان می‌فرستادند که در آنها Henry به تصاویر ما اشاره می‌کرد و لبخند می‌زد.

    سرانجام، نیمی از جهان را پرواز کردیم تا او را تحویل بگیریم و به خانه‌مان در Buffalo بیاوریم. اطمینان داشتیم که آمریکا همه فرصت‌های لازم را در اختیارش خواهد گذاشت تا حرفه‌ای برای خود بسازد، موفق شود و به هر کسی که می‌خواهد تبدیل شود.

    چند سالی هیچ دلیلی نداشتیم که این باور را زیر سوال ببریم. وقتی Henry وارد کودکستان شد، به‌راحتی دوست پیدا کرد. جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کردیم عمدتا سفیدپوست بود، اما همه از او استقبال کردند؛ به‌جز دو مورد پراکنده که چند کودک فرم چشم‌هایش را مسخره کردند.

    من و Liz که هر دو استاد عکاسی در دانشگاه بودیم، از حرفه تدریس خود لذت می‌بردیم. خانه‌ای تابستانی هم در Maine خریدیم و امیدوار بودیم دوران بازنشستگی‌مان را آنجا بگذرانیم.

     

    انتخاب ترامپ و آغاز نگرانی‌ها

    نخستین بار که ترامپ در سال ۲۰۱۶ انتخاب شد، خوش‌بینانه با خودم گفتم: «شاید آن‌قدرها هم بد نباشد!» اما Liz که واقع‌بین‌تر است، چیزی را می‌دید که من آن زمان قادر به دیدنش نبودم.

    ژانویه سال بعد، او در راهپیمایی زنان در واشنگتن شرکت کرد. Liz به‌شدت نگران بود که آمریکا خیلی سریع به نسخه‌ای نژادپرستانه‌تر از سرزمین Gilead در رمان «سرگذشت ندیمه» تبدیل شود.

    • سرزمین Gilead در رمان «سرگذشت ندیمه»، حکومتی تمامیت‌خواه، مذهبی و مردسالار است که زنان را از حقوق اساسی خود محروم می‌کند و زندگی آنان را کاملا تحت کنترل می‌گیرد. این کتاب نوشته مارگارت اتوود نویسنده ۸۶ ساله کانادایی است که برنده جوایز متعدد ادریب شده است. این کتاب بارها و توسط مترجمان مختلف به فارسی ترجمه شده است.

    همان ماه، Liz فرایند دریافت تابعیت دوگانه برای Henry را آغاز کرد. Liz در دوران کودکی مدتی در کلگری زندگی کرده و تابعیت دوگانه گرفته بود؛ بنابراین Henry نیز از طریق مادرش واجد شرایط دریافت تابعیت کانادا بود.

    فقط باید ثابت می‌کردیم که والدین قانونی Henry هستیم و فرزندخواندگی او به‌طور قانونی انجام شده است. این کار به فرم‌ها و گواهی‌های فراوانی نیاز داشت، اما درخواستش سرانجام تایید شد.

     

    آماده فرار به سوی مرز کانادا

    همزمان با پیگیری درخواست تابعیت، آلبوم‌های عکس خانوادگی و سایر مدارک مهم را داخل ظرف‌های پلاستیکی Tupperware نگه می‌داشتیم. نقشه‌مان برای بدترین سناریوی ممکن ساده بود: اگر اوضاع وخیم می‌شد، ظرف‌ها را داخل خودرو می‌گذاشتیم، سگ‌ها را برمی‌داشتیم و ۲۰ دقیقه به سمت شمال می‌راندیم تا به مرز کانادا برسیم.

    هر میزان خوش‌بینی که هنوز در وجودم باقی مانده بود، بعدازظهر ۶ ژانویه ۲۰۲۱ از بین رفت؛ زمانی که من و Liz شورش خشونت‌آمیز ساختمان کنگره را از تلویزیون تماشا کردیم.

    آن اتفاق برای ما تجسم کاملی از ریاکاری جنبش MAGA بود. وقتی ترامپ بابت تحریک آن شورش پاسخگو نشد، فهمیدیم که او می‌تواند از هر کاری قسر در برود.

    دیگر رسما امکان نداشت دوران بازنشستگی‌مان را در Maine بگذرانیم. خیلی زود ملک تابستانی خود را فروختیم و درست آن سوی مرز، قطعه زمینی جنگلی در نیوبرانزویک خریدیم که مشرف به خلیج Fundy بود.

     

    ترس از آنچه ممکن بود بر سر پسرمان بیاید

    طی دو سال بعد، Liz هر بار به مدت یک ماه در نیوبرانزویک زندگی می‌کرد تا بر ساخت خانه جدیدمان نظارت داشته باشد. من همراه Henry در Buffalo مانده بودم و در همین حال، تابلوهای تبلیغاتی ترامپ برای انتخابات سال ۲۰۲۴ یکی پس از دیگری روی چمن خانه‌های مردم ظاهر می‌شد.

    این همان مردی بود که در ویدیوها و گردهمایی‌های انتخاباتی علیه اعطای تابعیت براساس تولد در خاک آمریکا سخنرانی می‌کرد و مردم نیز او را تشویق می‌کردند. تقریبا تردیدی نداشتیم که هدف بعدی او، شهروندانی خواهند بود که مانند پسر ما تابعیت آمریکا را از راه دیگری به دست آورده‌اند.

    گذشته از نگرانی‌هایی که درباره Henry داشتم، مهاجرت به کانادا تصمیم دشواری برایم نبود، چون از قبل علاقه خاصی به این کشور داشتم.

    نخستین بار در سال ۱۹۹۶ همراه Liz به کلگری رفتم و دوستان او جزو صمیمی‌ترین آدم‌هایی بودند که در عمرم دیده بودم. سال‌ها بعد، وقتی مادر Liz درگذشت، از Buffalo تا کلگری سفر جاده‌ای کردیم و من در طول آن مسیر کاملا عاشق کانادا شدم.

     

    مسیر من برای دریافت اقامت دائم کانادا

    حدود یک هفته پس از دومین پیروزی ترامپ در انتخابات، یک وکیل مهاجرت استخدام کردم. به لطف توانایی خارق‌العاده Liz در انجام کارهای اداری، همه اطلاعات و مدارک لازم را برای درخواست اقامت دائم خود فرستادم.

    این فرایند به آزمایش خون و معاینه پزشکی نیاز داشت؛ بنابراین فوریه ۲۰۲۵ برای انجام معاینه وارد Niagara Falls کانادا شدم.

    پرستار پس از وارد کردن سوزن گفت: «پس دارید به کانادا می‌آیید… به‌خاطر ترامپ؟»

    پاسخ دادم: «دقیقا.»

    او خندید و گفت: «خیلی‌ها مثل شما هستند.»

    کمتر از دو ماه پس از آن وقت معاینه، درخواستم تایید شد و نوامبر گذشته با اقامت دائم وارد کانادا شدم.

     

    خانواده‌ای که موقتا میان دو کشور تقسیم شده است

    تصمیم گرفته‌ایم تا سال آینده که Henry همراه دوستانش از دبیرستان خود در آمریکا فارغ‌التحصیل می‌شود، او را از محیط زندگی‌اش جدا نکنیم؛ مگر اینکه از نظر سیاسی اتفاقی کاملا فاجعه‌بار رخ دهد.

    پسرمان همچنین در یک برنامه بعدازظهر آموزش مشاغل فنی شرکت می‌کند که هیات خدمات آموزشی تعاونی ایالت آن را برگزار می‌کند. البته تصمیم نهایی با خودش است، اما با توجه به علاقه تازه‌ای که به ساخت‌وساز پیدا کرده و همچنین پروژه‌های ملی جدید مارک کارنی، او را تشویق می‌کنیم گزینه‌های تحصیل پس از دبیرستان در کانادا را بررسی کند.

    تا آن زمان، من و Liz به نوبت چند هفته یا چند ماه را به‌تنهایی در خانه نیوبرانزویک زندگی می‌کنیم تا شرایط اقامت دائم من رعایت شود. این آن دوران بازنشستگی‌ای نیست که هیچ‌کدام ما تصور کرده بودیم، اما داریم شرایط را مدیریت می‌کنیم.

     

    ریشه دواندن در خانه تازه

    همزمان که منتظریم یک بار دیگر پسرمان را به خانه‌مان در کانادا بیاوریم، من و Liz در حال ریشه دواندن در اینجا هستیم. همین حالا هم با همسایه‌هایمان رابطه خوبی پیدا کرده‌ایم و Liz به باشگاه محلی قایقرانی پیوسته است.

    من هم به توصیه یک منتقد کانادایی غذا که در اینستاگرام پیدایش کردم، بهترین برگر عمرم را در Eastbound Burgers در Grand Bay–Westfield خوردم.

    حتی تهیه فهرستی از سفرهایی را شروع کرده‌ام که دوست دارم در آینده تجربه کنم؛ فهرستی که سفر به Saint-Pierre و دیدن پل Confederation را هم شامل می‌شود.

    اما هر بار گوشه تازه و زیبایی از این کشور را کشف می‌کنم، ناگهان جلوی خودم را می‌گیرم و با خودم می‌گویم: «تا وقتی که همسرم و پسرم هم به اینجا نیامده‌اند، نه، من نمی‌خواهم پیش از آمدن آنها به کانادا، از کشف زیبایی‌ها و تجربه‌های تازه این کشور به‌تنهایی لذت ببرم و ترجیح می‌دهم این لحظات را برای زمانی نگه دارم که خانواده دوباره کنار هم هستند.»

    👇 اینستاگرام آتش 👇

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    دکمه بازگشت به بالا