آخرین شماره هفته نامه آتش ۲۵۳ را اینجا ببینید

آتش ۲۵۳
تمام صفحات
بیزینس
زمانه کرونا
کانادا
دانشجویان
مسکن
بازار اجاره
مسکن
داستان واقعی
کاندو
۱۶ نکته
کانادا
جاسوسان
انتاریو
گردشگری

آخرین شماره هفته نامه آتش ۲۵۳ را اینجا ببینید

آتش ۲۵۳
تمام صفحات
بیزینس
زمانه کرونا
کانادا
دانشجویان
مسکن
بازار اجاره
مسکن
داستان واقعی
کاندو
۱۶ نکته
کانادا
جاسوسان
انتاریو
گردشگری
داستان زندگیروز های زندگی

ازدواج در ۸۲ سالگی لاتاری در ۸۳ سالگی

اولیو پیتز، پس از درگذشت شوهرش، هیچ وقت فکرش را هم نمی‌کرد که دوباره ازدواج کند. اما در طول چند سال گذشته، یک مرد ۸۳ ساله به او آموخت برای اینکه در قرعه ‌کشی عشق و در قرعه‌کشی لاتاری برنده شود، هیچ وقت احساس پیر بودن نکند.

اولیو هفته پیش برنده ی لاتاری STARS شد و حالا او و همسر جدیدش، پیتر، صاحب یک خانه‌ای ۹۰۰ هزار دلاری در دریاچه ی سیلوان در آلتا هستند. اولیو می‌گوید: «من تا حالا در زندگی‌ام هیچ چیزی نبرده‌ام. پیتر هم همین طور است. او هم هرگز چیزی مشابه این را برنده نشده بود.»

عشق در اتوبوس مسافرتی

زنجیره‌ این حوادث شگفت انگیز، همگی از  یک سفر در اتوبوس آغاز شد؛ اتوبوسی که از آلبرتا به سوی Coeur d’Alene در آیداهو می‌رفت.

او می‌گوید: «ما در کازینو بودیم و با ماشین‌های آنجا بازی می‌کردیم. من در کنار او نشسته بودم و با او شروع به صحبت کردم. در آخر به این نتیجه رسیدیم که شماره‌های‌مان را مبادله کنیم.»

این دو نفر در آن زمان در مکان‌های متفاوتی زندگی می‌کردند. پیتر در Taber زندگی می‌کرد؛ شهری که با ماشین، سه ساعت تا جنوب ‌شرقی کلگری فاصله داشت. اولیو هم از ۱۶ سالگی در Moose Jaw زندگی می‌کرد؛ شهری که او آن را خانه خود می‌نامد.

اولیو پس از حدود یک سال و نیم، برای پیوستن به معشوق خود در آلبرتا از مرز ساسکاچوان عبور کرد و در ۱۱ آوریل ۲۰۱۵ به آقای Huvenaars پیوست. اما نام خانوادگی همسر جدید او خیلی سخت بود: «باورتان نمی‌شود چند بار تلاش کردم نام خانوادگی او را که حالا نام خانوادگی من هم هست، درست روی کاغذ بنویسم و غلط دیکته‌ای نداشته باشم.»

,

احتمالا خانه را می‌فروشیم

در حالی که تازه عروس و داماد، از جایزه بزرگی که برده‌اند، هیجان‌زده‌اند، اولیو، هیچ برنامه‌ای برای نقل مکان از Taber به این خانه جدید در دریاچه ی سیلوان ندارد.

او می‌گوید: «من یک بار از ساسکاچوان به آلبرتا نقل مکان کردم و این کار برای خودش یک جابجایی بزرگ است. خانه‌ای که برده‌ایم برای دو نفر خیلی بزرگ است. آیا دو فرد مسن، می‌توانند از پله‌ها بالا و پایین بروند؟ من که این طور فکر نمی‌کنم.»

او گمان می‌کند در نهایت خانه را بفروشند اما می‌گوید تا زمانی که برای اولین بار نروند و آن خانه را نبینند، نمی‌توانند تصمیم بگیرند. او با خوشحالی می‌گوید: «فکر می‌کنم ما سال خیلی خوب داشتیم.»

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
Open chat
1
سلام به سایت آتش خوش آمدید
پرسشی دارید که من بتوانم پاسخ بدهم؟