آخرین شماره هفته نامه آتش ۲۵۷ را اینجا ببینید

آتش ۲۵۷
تمام صفحات
آرزوی
یک کابوی
کرونا
اقتصاد
مسکن
پساکرونا
مسکن
داستان واقعی
خرید
کاندو
مهاجرت
موفقیت
انتاریو
گردشگری

آخرین شماره هفته نامه آتش ۲۵۷ را اینجا ببینید

آتش ۲۵۷
تمام صفحات
آرزوی
یک کابوی
کرونا
اقتصاد
مسکن
پساکرونا
مسکن
داستان واقعی
خرید
کاندو
مهاجرت
موفقیت
انتاریو
گردشگری
مناسبت‌ها

خریدن کاندو هم دارد دشوار می‌شود؛ درست مثل خانه

رقابت برای خرید کاندو؟ بله. دقیقا مثل خریدن یک House در تورنتو، این روزها باید برای خرید بعضی کاندوها در تورنتو هم با پیشنهادهای دیگر خریداران رقابت کنید. با وجود اینکه هر سال کاندوهای زیادی در تورنتو ساخته می‌شود اما همه می‌دانیم که ارزش کاندوها یکسان نیست. هر کدام از کاندوها با توجه به موقعیت محله، متراژ، تعداد اتاق خواب و نزدیکی به امکانات شهری، ارزش متفاوتی دارند. در این میان همه دارند برای کاندوهای اکازیون تورنتو سر و دست می‌شکنند. باور ندارید؟ این مطلب، تجربه خرید کاندو در تورنتوست؛ اینکه چگونه یک مشاور املاک با ترفندهای خاص خود می‌تواند از میان تعداد زیادی پیشنهاد،‌ مشتریان خود را برنده کند. این شما و این هم بازار کاندوی تورنتو.

داستان از آنجایی شروع شد که آپارتمان یک‌خوابه‌ای با یک اتاق کوچک اضافه، نزدیک پارک Trinity Bellwoods در Queen Street West، با قیمت درخواستی ۴۹۹,۰۰۰ دلار در معرض فروش گذاشته شد. رابین پوپ از بنگاه معاملات املاک پوپ، دو نفر خریدار را به دیدن آپارتمان برد و به آنها گفت که قیمت تعیین شده توسط فروشنده، با توجه به قیمت فروش واحدهای دیگر در همان ساختمان، کمتر از ارزش بازار است. او برآورد کرد که قیمت واقعی‌تر واحد چیزی در بین ۵۶۵,۰۰۰ تا ۵۷۰,۰۰۰ دلار باشد.

اما در نهایت این آپارتمان ۱۳ پیشنهاد خرید دریافت کرد و به مبلغ ۵۸۵,۰۰۰ دلار به فروش رسید.

کاندوی خوب کمیاب است

پوپ می‌گوید در مورد واحدهای مرغوب در مناطق خوب حقیقتا عرضه به اندازه کافی نیست. او تایید می‌کند که کاندوهای بسیار زیادی در تورنتو ساخته شده است، اما معتقد است خریدارانی که قصد دارند چند سال در این واحدها زندگی کنند درباره مکان و اندازه آنها سخت‌گیری می‌کنند. واحدهای دوخوابه به ویژه بسیار پرطرفدار هستند.

به گفته پوپ، کاندوی Queen West در محله‌ای واقع شده است که خواهان زیادی دارد و احتمالاً به همین دلیل توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. او به این نکته نیز اشاره می‌کند که در آن نزدیکی تنها سه ساختمان دیگر وجود دارد. عرضه کاندو در مناطق دیگر هسته مرکزی شهر حتی از این هم کمتر است.

رقابت بازار کاندو؛ حتی در اجاره

,

تخصص آقای پوپ در منطقه Corktown است و به گفته او در این محله پرطرفدار رقابت تنها بر سر خرید نیست. مستأجران نیز برای پیشی گرفتن از رقبای خود پیشنهاد اجاره‌های بالاتر می‌دهند.

بنا بر آماری که اخیراً توسط شرکت تحقیقات بازار Urbanation گزارش شده است، فروش واحدهای جدید کاندو در ناحیه تورنتوی بزرگ، در سه ماهه نخست ۲۰۱۶ نسبت به مدت مشابه سال پیش از آن ۳۲ درصد افزایش داشته که رقم بسیار قابل ملاحظه‌ای است. آمار ۲۰۱۶ به بالاترین رکورد سه ماهه‌های نخست که در سال ۲۰۱۲ ثبت شد بسیار نزدیک است.

در همین حال، ملک‌های فروش نرفته در سه ماهه نخست امسال ۱۶ درصد نسبت به مدت مشابه سال پیش کاهش داشته است.

Urbanation می‌گوید قیمت فروش واحدهای جدید، در سه ماهه نخست امسال، با ۳ درصد افزایش نسبت به مدت مشابه در ۲۰۱۵ به ۵۸۲ دلار برای هر متر مربع رسیده است.

ضمناً در بازار کاندوهای دست دوم و در سه ماهه منتهی به ۳۰ مارچ، قیمت‌ها با ۸ درصد رشد نسبت به مدت مشابه سال قبل به ۴۶۷ دلار برای هر متر مربع رسید.

شاون هیلدبراند معاون ارشد Urbanation می‌گوید بیشتر افزایش تقاضا برای کاندوها از طرف خریدارانی است که بودجه کافی برای خرید در بازار خانه‌های ویلایی House نداشته‌اند.

او توضیح می‌دهد که تمرکز بیشتر پروژه‌های جدید کاندو در ناحیه کد ۹۰۵ به جای مرکز GTA، تا مدت‌ها مانع از رشد قیمت کاندوهای جدید شده بود.

به گفته او در سه ماهه نخست امسال میزان فروش کاندوهای جدید در ناحیه ۹۰۵ بیشتر از دو برابر مدت مشابه در ۲۰۱۵ بوده است.

خریداران کاندو هنوز حرفه‌ای نشده‌اند

آقای پوپ می‌گوید خریدارانی که به دنبال House می‌گردند کارکشته‌ هستند زیرا در این بازار مدتهاست که رقابت تبدیل به پدیده‌ای عادی شده است.

او برای آنکه بتواند به یکی از مشتری‌های خود کمک کند تا خانه‌ای کوچک را در کنار زمینی ۵۰ فوتی نزدیک خیابان های Danforth و Greenwood بخرند، نه تنها مجبور شد پیشنهاد قیمت آن زوج را بالا ببرد بلکه به ناچار تلاش کرد تا با ترفندهایی کارگزار رقیب را از میدان به در کند.

ماجرای پیروزی در یک معامله کاندو

خانه مورد نظر، با قیمت فروش درخواستی ۷۴۹,۰۰۰ دلار، در یک خیابان بن‌بست واقع بود و یک پارک مناسب گردش سگ در نزدیکی آن قرار داشت. این زوج که دو فرزند کوچک و یک سگ دارند، محله را بسیار پسندیدند.

زمان ارائه پیشنهادها برای یک هفته بعد ساعت ۷ عصر تعیین شد و آقای پوپ به مشتری های خود توصیه کرد برای شروع ۹۱۱,۰۰۰ دلار پیشنهاد بدهند. او حدس می‌زد هفت گروه رقیب دیگر در صحنه نبرد حاضر شوند زیرا دیده بود ماشین‌های زیادی کنار خیابان پارک شده است. کارگزار فروش به همراه فروشنده‌ها پیشنهادها را بررسی کرد و سپس به آقای پوپ و دو کارگزار دیگر گفت که سه پیشنهاد برتر متعلق به آنهاست. او پرسید آیا آنها مایل‌ند پیشنهادهای خود را بالا ببرند؟

آقای پوپ به نزد مشتری‌هایش برگشت و به آنها گفت اگر واقعاً دل به این خانه بسته‌اند باید پول بیشتری بپردازند. آنها سرانجام تصمیم گرفتند پیشنهاد خود را به ۹۵۵,۰۰۰ دلار ارتقا بدهند.

آقای پوپ پیشنهاد خود را تسلیم کرد و مدتی دیگر به انتظار گذشت. سپس کارگزار فروش با او تماس گرفت و گفت: «زمانی را که برای پیشنهاد خود تعیین کرده‌اید در حال سپری شدن است و اگر مایلید پیشنهاد شما همچنان مد نظر باشد باید این زمان را تمدید کنید.» آقای پوپ زمان قطعی بودن پیشنهاد خود را تا ساعت ۱۰ شب تعیین کرده بود.

هر سه گروه در پیشنهاد دوم خود قیمت‌ها را بالا برده بودند اما سایر جزئیات تغییری نکرده بود. کارگزار فروش تقاضای وقت بیشتری داشت تا بتواند همراه با فروشندگان پیشنهادهای باقی مانده را به دقت بررسی کند.

آقای پوپ از روی روال خرید و فروش و پیشنهادها متوجه شد که دو رقیب دیگر، قیمت نهایی خود را اعلام کرده‌اند. او به مشتری‌های خود گفت این مسأله فرصت تازه‌ای برای آنها به وجود آورده است: «این یک هدیه برای ماست. ۱۰,۰۰۰ دلار به پیشنهاد خود اضافه کنید.»

وقتی که آقای پوپ پیشنهاد تجدید نظر شده خود را، همراه با تمدید زمان قطعی بودن پیشنهاد، به کارگزار فروش تسلیم کرد، مبلغ پیشنهاد را هم بالا برد.

پوپ در هنگام بازگشت با یکی از کارگزارهای رقیب که در آن حوالی بود مواجه شد که از او پرسید آیا در پیشنهاد خود تغییری داده است یا نه. آقای پوپ پاسخ داد زمان قطعی بودن پیشنهاد را تمدید کرده است، اما به افزایش قیمت اشاره‌ای نکرد. به گفته آقای پوپ آنها در آن زمان در حال رقابت بودند و او هیچ الزامی به رو کردن دست خود نداشت.

او به داخل اتومبیل نزد مشتری‌هایش برگشت و به آنها گفت بهتر است ماشین را روشن کرده و از آنجا اندکی دور شوند. پوپ می‌گوید: «می‌خواستم کارگزار رقیب تصور کند ما تسلیم شده‌ایم و داریم به خانه برمی‌گردیم. به این ترتیب دیگر دلیلی نداشت که او بخواهد آنجا بماند.»

او با خنده به یاد می‌آورد که اتومبیل را در گوشه‌ای پارک کرد و هر بار که یکی از کارگزارها محل را ترک می‌کردند و از آنجا می‌گذشتند او و مشتری‌هایش مجبور بودند سر خود را خم کنند تا دیده نشوند.

در نهایت مشتری‌های آقای پوپ خانه را به قیمت ۹۶۵,۰۰۰ دلار به چنگ آوردند. آنچه لازم بود به کار بردن برخی‌ ترفندهای کوچک و البته پیشنهاد دادن بالاترین قیمت بود.

حذف کردن تمام شرایط از پیشنهاد خود، دادن یک پیشنهاد درشت و ضمیمه کردن یک یادداشت صمیمانه اکنون شیوه‌هایی قدیمی به حساب می‌آیند. خریداران برای برتری یافتن بر رقبا حالا از هر وسیله‌ای استفاده می‌کنند.

آقای پوپ می‌گوید زوجی که این خانه را خریدند بسیار خوشحال‌ند. مانند بسیاری دیگر از کسانی که در این فصل سال به دنبال خانه می‌گردند فضای رقابتی بازار آنها را نیز از پای درآورده بود. مادر خانواده پیشتر تجربه خرید خانه را داشت اما برای پدر این نخستین بار بود.

این مطلب را هم ببینید  سیویک دی؛ همه چیز درباره یک آخر هفته طولانی تابستانی
برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
Open chat
1
سلام به سایت آتش خوش آمدید
پرسشی دارید که من بتوانم پاسخ بدهم؟