آخرین شماره هفته نامه آتش ۲۶۸ را اینجا ببینید

آتش ۲۶۸
تمام صفحات
کرونا
آدم‌ها
هزینه‌ها
صرفه‌جوئی
مسکن
داستان
مسکن
بازار
مسکن
CRM
رانندگی
گردش ممنوع
انتاریو
پائیز

آخرین شماره هفته نامه آتش ۲۶۸ را اینجا ببینید

آتش ۲۶۸
تمام صفحات
کرونا
آدم‌ها
هزینه‌ها
صرفه‌جوئی
مسکن
داستان
مسکن
بازار
مسکن
CRM
رانندگی
گردش ممنوع
انتاریو
پائیز
داستان زندگیزندگی در کانادامسکن

چگونه این مرد ۷۰ ساله با پول وام مسکن خود را به خاک سیاه نشاند

شماره ۱۱۹ هفته‌نامه آتش را از اینجا دانلود کنید

Atash Issue 119 - For Web Page 5

کلیف فورست این روزها دارد خود را برای گذراندن یک زمستان دیگر آماده می‌کند. او باید تک و تنها، فصلی سرد را در اتاقی سر کند که در حیاط پشتی (backyard) همسایه سابقش قرار گرفته است. کلیف ۷۰ ساله اهل بریتیش‌کلمبیا البته در این مدت بیکار نمی‌نشیند؛ او تمام مدت به کسانی که برای گرفتن وام با استفاده از ضمانت خانه‌ ترغیبش کرده بودند، لعنت خواهد فرستاد.

داستان زندگی این مرد کهنسال که از دار دنیا فقط یک اسب دارد، می‌تواند ما را نسبت به تصمیمات مالی و اقتصادی هوشیار کند. بحران اقتصادی، گریبان او را سال‌ها پیش گرفت و همه مشکلات دست به دست هم داد تا او روزهای سختی داشته باشد.

کلیف فورست ۷۰ ساله ساکن بریتیش‌کلمبیا، بغضی سنگین دارد.

او زندگی‌اش را در یک چشم‌به‌هم‌زدن و بعد از یک تصمیم مالی از دست داده و حالا فقط امیدوار یک دادگاه در بهار آینده است تا شاید نجاتش دهد.

او می‌گوید: «شرایط من خیلی وحشتناک است. دیگر هیچ پولی ندارم. سال‌هاست که هیچ کجا نرفته‌ام و هیچ کاری انجام نداده‌ام. تنها کاری که می‌کنم، واقعاً تنها کار، این است که پیش اسبم آقای مولینر می‌روم و برمی‌گردم. این تمام فعالیتی است که می‌توانم انجام بدهم. هیچ پولی ندارم که صرف چیز دیگری بکنم. شش سال است که کریسمس نداشته‌ام.»

گذران زندگی از طریق کمک‌های خیریه

فورست که دچار افسردگی و اضطراب شدید است، بیشتر عمر خود را با اتکا به کمک‌های خیریه سپری کرده و سال‌ها پیش از بانک TD و شرکت خدمات سرمایه‌گذاری اوراق بهادار Manulife، به دلیل گمراه کردن خود، شکایت کرده است.

او وضعیت خود را اینگونه توضیح می‌دهد: «من تقریباً ۹۰ درصد از استقلال خودم را از دست داده‌ام. من محتاج اعانه‌ها، سواری‌های رایگان و کمک خیریه‌ها شده‌ام. وقتی که این وام مثل نارنجک در زندگی من منفجر شد، فقط پول‌هایم را از بین نبرد. تلفات جانبی آن به طور وحشتناکی گسترده بود.»,

مردمانی در سودای بالا بردن درآمدها

تجربه‌ی مصیبت‌بار فورست ۷۰ ساله نشان‌دهنده‌ی خطرات گرفتن وام با ضمانت خانه است و به خوبی  دشواری‌های گرفتن رأی در زمان مناسب از دادگاه را به نمایش می‌گذارد.

این مطلب را هم ببینید  دختری که زندگی در یک کلبه ساحلی را به زندگی در یک کاندوی شهری ترجیح داد

بسیاری از مردم خانه‌های گران‌قیمتی دارند اما از نظر نقدینگی در وضعیت خوبی به سر نمی‌برند و به زحمت هزینه‌‌های ماهیانه خود را پرداخت می‌کنند. اینجاست که گرفتن وام با استفاده از ضمانت خانه می‌تواند گزینه‌ی اغواگری به نظر بیاید. اما فورست می‌گوید از این کار برحذر باشید.

افسردگی و بیکاری؛ سال‌های سخت آقای فورست

فورست در برنابی استان بریتیش‌کلمبیا بزرگ شد و همانجا تحصیلاتش را در مقطع دبیرستان به پایان رساند. او آدم چشم و گوش بسته‌ای بود که هیچ‌وقت کار ثابتی پیدا نکرد و تا ۲۰۰۴ هم کارت اعتباری نداشت.

فورست دچار افسردگی مزمن بود و گاه حتی نمی‌توانست از بستر خود برخیزد. او سال‌ها با استفاده از کمک‌های اجتماعی زندگی می‌کرد. این مطلب بدون اجازه از سایت آتش برداشته شده است.

فورست بین سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۲ سعی کرد با راه‌اندازی نمایندگی یک شرکت خدمات شستشو، بیزینسی برای خود ایجاد کند، اما نداشتن صلاحیت و مشکلاتی که در کارش به وجود آمد، به ناکامی او منجر شد؛ تجربه‌ای که می‌شد آن را حدس زد.

او می‌گوید: «کار وحشتناکی بود. فقط شب‌ها سر کار بودم و هیچ‌کسی را نمی‌دیدم. فکر می‌کنم بدترین کار ممکن بود.»

سر و کله ارثیه فامیلی پیدا می‌شود

اما مادر او در سال ۲۰۰۰ از دنیا رفت و فورست با استفاده از میراث به جا مانده از مادرش، به شهر Chilliwack در استان بریتیش‌کلمبیا نقل مکان کرد. او در خیابان Coote خانه‌ای به قیمت ۲۱۰,۰۰۰ دلار خرید.

فورست در سال ۲۰۰۵ و هنگامی که ۵۷ سال داشت، از طریق جان وریند، کارمند بانک TD، وام مسکنی به مبلغ ۲۵,۰۰۰ دلار دریافت کرد.

فورست از ژانویه‌ی ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ با استفاده از کمک‌های مالی شرکت خدمات اشتغال Gastown، ویژه‌ی افراد ناتوان، در دانشگاه Fraser Valley مشغول به تحصیل بود.

او تابستان‌ها در مرکز تحقیقاتی Agri-Food Canada به کار می‌پرداخت و دوره‌ی کارآموزی پنج‌ماهه‌ای را در یک شرکت استانی بازرسی از کندوهای عسل گذراند.

یازده سال پیش؛ استارت مشکلات

فورست ادعا می‌کند که وریند در فوریه‌ی ۲۰۰۶ خودسرانه به درب خانه‌ی او مراجعه کرد و به او گفت که اگر با ضمانت خانه‌اش یک Line of Credit دریافت کند و آن را در یک صندوق سرمایه‌گذاری مشترک سرمایه‌گذاری کند، ماهانه ۶۷۰ دلار برایش درآمد خواهد داشت و او را از تمام گرفتاری‌های مالی‌اش آسوده خواهد ساخت. این مطلب بدون اجازه از سایت آتش برداشته شده است.

فورست ادعا می‌کند که وریند به او گفته است این کار هیچ ریسکی ندارد و با توجه به شرایط او، استراتژی مالی مناسبی است و اضافه کرده است که نگران هیچ چیز نباشد و مشکلی پیش نخواهد آمد.

این مطلب را هم ببینید  چقدر کرونا در گرایش تازه خریداران به بازارهای ریچموندهیل، نیومارکت، وان و آرورا موثر بوده است؟

او در مصاحبه‌ای می‌گوید: «آنها می‌گفتند که مبلغ مشخصی پول نقد به دست من خواهد رسید و علاوه بر آن، پولی که از صندوق سرمایه‌گذاری مشترک به دست می‌آورم برای بازپرداخت بهره‌ی بانک کافی خواهد بود و از این حرف‌ها؛ ولی آن پول هرگز کافی نبود.»

وام گرفتن و بلایی به نام اطلاعات ساختگی

فورست در متن دادخواست ارائه شده به دادگاه عالی بریتیش‌کلمبیا، می‌گوید درخواست وامی که وریند آن را پر کرد ساختگی بوده است. به گفته او در آن فرم اطلاعات نادرستی درباره‌ی درآمد، وضعیت اشتغال، بیمه‌نامه‌ی عمری که وجود نداشت و طول مدت اقامت او در Chilliwack، قید شده بود.

بانک TD در می سال ۲۰۰۷ موافقت کرد که یک Line of Credit به مبلغ ۱۸۵,۲۵۰ دلار در اختیار فورست قرار دهد. برنامه به این صورت بود که حدود ۲۵,۰۰۰ دلار آن برای تسویه‌ی وام مسکن قبلی فورست استفاده شد و ۱۰۰,۰۰۰ دلار آن صرف خرید سهام صندوق سرمایه‌گذاری مشترک Daryl Martz در موسسه Manulife شد.

فورست می‌گوید: «من هیچ درآمدی نداشتم، بنابراین در هیچ شرایطی نباید برای دریافت خط اعتباری واجد شرایط شناخته می‌شدم.»

بازار فرو می‌ریزد و دردسرها آغاز می‌شود

در هر صورت، فروپاشی جهانی بازار در سال ۲۰۰۸ توصیه‌های مالی را به چیزی مضحک تبدیل کرد.

فورست می‌گوید: «همه چیزم را از دست دادم. پولی که در حسابم داشتم تقریباً دود شد و به هوا رفت.»

او تأیید می‌کند که «خودم هم نمی‌دانستم دارم چه کاری می‌کنم.»

در فوریه‌ی ۲۰۰۹ کار فورست به جایی رسیده بود که از Line of Credit خود برای پرداخت بازپرداخت بهره‌ی صندوق سرمایه‌گذاری و هزینه‌ی صورتحساب‌هایش استفاده می‌کرد. اینگونه بود که پول‌های او در جولای ۲۰۱۲ ته کشید. در نهایت، او به واقع همه چیز خود را از دست داد. بانک TD در سال ۲۰۱۳ خانه‌ی فورست را توقیف کرد و در سال ۲۰۱۴ آن را به قیمت ۲۶۷,۵۰۰ دلار به فروش رساند. فورست بی‌خانمان شده بود.

این مطلب را هم ببینید  پیش‌بینی یک اقتصاددان ارشد کانادا از بازار مسکن؛ افزایش ۱۲ درصدی قیمت‌ها تا سال ۲۰۲۲

زندگی در خانه دیگران

همسایه‌ها او را پناه دادند و او از آن زمان، با استفاده از کمک‌های اجتماعی روزگار می‌گذراند. حالا افسردگی‌اش نیز تشدید شده است.

یک دوست که خبر گرفتاری‌های فورست را شنیده بود، کمک کرد تا وکیلی برای او بیابند. آلان مک‌دانلد در ونکوور وکالت فورست را پذیرفت و در ۲۰۱۳ شکایتی را از جانب او تنظیم کرد. این مطلب بدون اجازه از سایت آتش برداشته شده است.

فورست این را آرام زمزمه می‌کند: «در مقطعی حقیقتاً تمایل به خودکشی پیدا کرده بودم. دوستانی داشتم که واقعاً پلیس را فرستادند تا من را از بخش فروش طناب در فروشگاه Home Depot بیرون بیاورند. واقعاً دوران وحشتناکی بود. نمی‌دانم چند زمستان را بدون وسایل گرمایشی در خانه گذرانده‌ام. بانک غذا، کمک‌های اجتماعی، آخ خدایا، واقعاً …»

و اشک، حرف‌های مرد کهنسال را قطع می‌کند.

او می‌گوید: «پسر، خیلی خجالت‌آور است. احساس بدی دارم. آن پول میراث مادرم بود و من به بادش دادم. وحشتناک است.»

بانک TD و Manulife هر گونه رفتار نادرست و همچنین همه‌ی ادعاهای فورست را رد می‌کنند.

این بانک در پاسخ خود به این دعوای مدنی، می‌گوید فورست خودش تصمیم گرفت درخواست Line of Credit کند و اطلاعاتی که منجر به تأیید صلاحیت او برای دریافت وام شد را او به بانک ارائه کرده است.

تی‌دی اضافه می‌کند که فورست در هنگام امضای اسناد قرارداد، تحت هیچ فشار، سلطه یا عدم صلاحیت قانونی نبوده است. این بانک می‌گوید هنگامی که فورست نتوانست تعهدات خود را انجام دهد، بانک به گزینه‌ای که پیش روی خود داشت عمل کرد.

Manulife نیز ادعاهای فورست را رد می‌کند و می‌گوید او به قضاوت شخصی خود و دیدگاهی که در مورد اطلاعات خود داشته است، تکیه کرد.

بهار آینده زمان دادگاه تعیین خواهد شد؛ بعد از سه ماه تحمل سرما در اتاقی سرد که در حیاط پشتی خانه همسایه ساخته شده است و آقای فورست روزهای خود را در آن سپری کرده است.

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
Open chat
1
سلام به سایت آتش خوش آمدید
پرسشی دارید که من بتوانم پاسخ بدهم؟