پدرام ناصح پدرام ناصح
اخباراقتصادمسکن

دنیای افسانه‌ای ابرثروتمندان در کانادا؛ یک درصد خانواده‌ها نزدیک به یک‌چهارم ثروت کشور را در اختیار دارند

گزارش تازه‌ای درباره تمرکز ثروت در کانادا می‌گوید شکاف میان ابرثروتمندان و سایر شهروندان فقط یک موضوع اقتصادی نیست؛ بلکه به قدرت سیاسی، بحران مسکن، فقر و آینده دموکراسی در این کشور هم گره خورده است

یک درصد ثروتمندترین خانواده‌های کانادا اکنون حدود ۳.۷ تریلیون (معادل ۳۷۰۰ میلیارد، دلار، یعنی نزدیک به یک‌چهارم کل ثروت کشور را در اختیار دارند؛ رقمی که از سال ۱۹۹۹ تاکنون حدود ۳ تریلیون دلار افزایش یافته است. این تنها یکی از یافته‌های گزارش تازه سازمان Canadians for Tax Fairness است که تصویر متفاوتی از توزیع ثروت در کانادا ارائه می‌دهد.

بر اساس این گزارش، انتاریو همچنان پایتخت ابرثروتمندان کاناداست. حدود ۳۸ خانواده میلیاردر (۴۴ درصد کل میلیاردرهای کشور) در این استان زندگی می‌کنند و حدود ۶۴۰ خانواده نیز به طور متوسط هر کدام ۵۴۶ میلیون دلار دارایی دارند. در مقابل، نزدیک به ۲ میلیون نفر در همین استان زیر خط فقر زندگی می‌کنند.

⁉️   اما آیا انتاریو در همه شاخص‌های نابرابری رتبه اول را دارد؟ 

⁉️   چرا کبک از نظر سهم ثروتمندان از کل ثروت استان در جایگاه بالاتری قرار می‌گیرد؟ 

⁉️   چگونه قیمت سرسام‌آور خانه‌ها در تورنتوی بزرگ و ونکوور تصویر نابرابری را تغییر می‌دهد؟ و

 چرا نویسندگان گزارش معتقدند رشد قیمت مسکن، کاهش واقعی شکاف ثروت را نشان نمی‌دهد؟

گزارش همچنین به این پرسش می‌پردازد که آیا مالیات بر ثروت می‌تواند راه‌حلی برای کاهش نابرابری باشد. از جمله پیشنهادها، مالیات سالانه بر ثروت‌های بالای ۱۰ میلیون دلار، مقابله با بهشت‌های مالیاتی و مالیات خروج (Exit Tax) است. برآورد گزارش نشان می‌دهد برخی از این طرح‌ها می‌توانند بیش از ۴۰ میلیارد دلار درآمد سالانه برای دولت ایجاد کنند.

⁉️   آیا تمرکز ثروت فقط یک مسئله اقتصادی است یا به قدرت سیاسی و آینده دموکراسی هم گره خورده است؟ 

⁉️   آیا نگرانی درباره فرار میلیاردرها در صورت افزایش مالیات واقعیت دارد یا بزرگ‌نمایی شده است؟

⁉️   و این شکاف ثروت چه تأثیری بر بحران مسکن و توان خرید کانادایی‌ها گذاشته است؟

پاسخ این پرسش‌ها، همراه با جزئیات کامل آمارها و مقایسه استان‌های مختلف، در گزارش کامل آمده است. اگر می‌خواهید بدانید ثروت در کانادا چگونه توزیع شده و این موضوع چه تأثیری بر زندگی همه کانادایی‌ها دارد، این گزارش بخوانید.

در کانادایی که میلیون‌ها نفر با هزینه اجاره، وام مسکن، مواد غذایی و پس‌انداز بازنشستگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، گزارش تازه‌ای از سازمان Canadians for Tax Fairness تصویر متفاوتی از کشور نشان می‌دهد؛ تصویری که در آن گروهی بسیار کوچک از خانواده‌ها، ثروتی انباشته‌اند که برای چند نسل هم قابل خرج کردن نیست.

بر اساس این گزارش، یک درصد ثروتمندترین خانواده‌های کانادا در سال ۲۰۲۳ حدود ۳.۷ تریلیون (۳۷۰۰ میلیارد) دلار ثروت در اختیار داشته‌اند؛ رقمی معادل نزدیک به یک‌چهارم کل ثروت کشور. این میزان نسبت به سال ۱۹۹۹ حدود ۳ تریلیون دلار افزایش یافته است.

اما این ثروت عظیم در سراسر کشور به شکل یکسان توزیع نشده است. انتاریو مرکز اصلی تجمع ابرثروتمندان کاناداست؛ جایی که کوچک‌ترین گروه از ثروتمندترین خانواده‌ها (حدود یک صدم درصد جمعیت) به طور متوسط هر کدام صدها میلیون دلار دارایی دارند، رقمی در حدود ۵۴۶ میلیون دلار برای هر خانواده.

در کبک، سهم ثروتمندان از کل ثروت استان چشمگیرتر است. در بریتیش کلمبیا، قیمت‌های سرسام‌آور مسکن باعث شده تصویر نابرابری کمی متفاوت دیده شود. و در آلبرتا، ثروت نفتی و سرمایه‌های بزرگ، جایگاه خاصی برای این استان در نقشه ثروت کانادا ساخته است.

این گزارش می‌گوید تمرکز ثروت در کانادا فقط به معنای داشتن خانه‌های لاکچری، حساب‌های بزرگ بانکی یا سرمایه‌گذاری‌های چندمیلیون دلاری نیست؛ بلکه به معنای تمرکز قدرت، نفوذ سیاسی و توان تأثیرگذاری بر تصمیم‌هایی است که زندگی میلیون‌ها کانادایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 

تصویر کلی کانادا؛ وقتی یک درصد جمعیت، صاحب یک‌چهارم ثروت کشور است

برای بسیاری از کانادایی‌ها، ثروت چیز بسیار ملموس و روزمره‌ای است: داشتن خانه، پرداخت بدهی‌ها، پس‌انداز برای دوران بازنشستگی، کمک به فرزندان برای خرید خانه، یا داشتن اندکی امنیت مالی در برابر بیماری، بیکاری و بحران‌های اقتصادی.

اما در بالاترین نقطه هرم اقتصادی، تعریف ثروت کاملاً متفاوت است. در آنجا صحبت از چند هزار دلار پس‌انداز یا حتی یک خانه گران‌قیمت نیست؛ صحبت از صدها میلیون و میلیاردها دلار دارایی است.

گزارش Canadians for Tax Fairness توضیح می‌دهد که در سال ۲۰۲۳، یک درصد ثروتمندترین خانواده‌های کانادا حدود ۳.۷ تریلیون دلار ثروت در اختیار داشته‌اند. این رقم معادل نزدیک به ۲۵ درصد کل ثروت خانوارها در کانادا است.

برای درک بزرگی این عدد کافی است بدانیم که ثروت همین گروه از سال ۱۹۹۹ تاکنون حدود ۳ تریلیون دلار افزایش یافته است. به بیان ساده، در کمتر از یک ربع قرن، بخش کوچکی از جامعه کانادا آن‌قدر ثروتمندتر شده که افزایش دارایی آنها به‌تنهایی از کل اقتصاد بسیاری از کشورها بزرگ‌تر است.

گزارش تأکید می‌کند که آمارهای رسمی Statistics Canada معمولاً ثروت را در قالب دهک‌ها بررسی می‌کند؛ یعنی مثلاً نشان می‌دهد ۱۰ درصد بالا یا ۱۰ درصد پایین جامعه چه وضعیتی دارند. اما مشکل اینجاست که این روش، ثروت بسیار عظیم گروه‌های فوق‌ثروتمند را پنهان می‌کند. وقتی خانواده‌ای با ۱۰ میلیون دلار دارایی و خانواده‌ای با چند میلیارد دلار دارایی در یک دسته بزرگ قرار می‌گیرند، تصویر واقعی تمرکز ثروت چندان دیده نمی‌شود.

برای همین، نویسندگان گزارش از روش‌هایی استفاده کرده‌اند که پیش‌تر دیده‌بان بودجه پارلمان Office of the Parliamentary Budget Officer یا PBO نیز به کار برده بود؛ یعنی ترکیب داده‌های Survey of Financial Security با فهرست میلیاردرهای Forbes. هدف این روش، نمایش واضح‌تری از ثروت ابرثروتمندان در داده‌های رسمی است.

در این گزارش، ثروت یا دارایی خالص به معنای ارزش همه دارایی‌های یک خانواده منهای بدهی‌های آن است. این دارایی می‌تواند شامل خانه، زمین، ساختمان‌های مسکونی، سهام، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، بیمه عمر، حقوق بازنشستگی، پول نقد و سپرده‌های بانکی باشد.

 

ثروت فقط پول نیست؛ قدرت سیاسی هم هست

گزارش از همان ابتدا تأکید می‌کند که مسئله تمرکز ثروت، فقط یک بحث اقتصادی نیست. وقتی ثروت در دست گروه کوچکی متمرکز می‌شود، قدرت نیز در همان نقطه متمرکز می‌شود.

ثروت بالا فقط امکان زندگی مرفه‌تر را فراهم نمی‌کند؛ بلکه می‌تواند بر بازار کار، سرمایه‌گذاری، سیاست‌گذاری و حتی تصمیم‌های دولت‌ها اثر بگذارد. خانواده‌ها و افرادی که مالک شرکت‌های بزرگ، دارایی‌های عظیم و سرمایه‌های کلان هستند، قدرتی دارند که از زندگی شخصی‌شان فراتر می‌رود.

گزارش برای توضیح این خطر، به نمونه ایالات متحده اشاره می‌کند؛ کشوری که در آن نابرابری ثروت بسیار شدید است و به گفته نویسندگان، حضور میلیاردرها در ساختار قدرت سیاسی به امری آشکار تبدیل شده است. در گزارش آمده که دونالد ترامپ ۱۲ میلیاردر را به مقام‌های سیاسی منصوب کرده و بسیاری از سیاست‌های او، از جمله جنگ اخیر با ایران، با وجود مخالفت بخش بزرگی از آمریکایی‌ها، همزمان به سود نزدیکان تجاری، حامیان مالی و اطرافیان ثروتمند او تمام شده است.

نویسندگان گزارش می‌گویند کانادایی‌ها حق دارند نگران باشند که کشورشان نیز به چنین مسیری نزدیک شود؛ مسیری که در آن ثروت شدید، نفوذ شدید به همراه می‌آورد.

 

انتاریو؛ پایتخت ابرثروتمندان کانادا

اگر بخواهیم نقشه ثروت افسانه‌ای در کانادا را ترسیم کنیم، نقطه پررنگ آن بدون تردید انتاریو است.

این استان، هم پرجمعیت‌ترین استان کشور است، هم مرکز مالی کانادا در تورنتو را در خود جای داده، و هم محل زندگی تعداد بزرگی از خانواده‌های بسیار ثروتمند کشور است.

گزارش تخمین می‌زند که ۳۸ خانواده میلیاردر در انتاریو زندگی می‌کنند؛ یعنی حدود ۴۴ درصد کل خانواده‌های میلیاردر کانادا. هیچ استان دیگری از نظر تعداد میلیاردرها به انتاریو نمی‌رسد. نزدیک‌ترین استان، کبک است که طبق برآورد گزارش، ۲۷ خانواده میلیاردر دارد.

اما داستان انتاریو فقط به میلیاردرها محدود نمی‌شود. در انتاریو حدود ۱,۵۷۰ خانواده با بیش از ۱۰۰ میلیون دلار دارایی زندگی می‌کنند. همچنین حدود ۵۱,۳۶۰ خانواده در این استان بیش از ۱۰ میلیون دلار ثروت دارند.

این اعداد وقتی معنای عمیق‌تری پیدا می‌کنند که در کنار وضعیت فقر در همان استان قرار بگیرند. گزارش می‌گوید در انتاریو، در حالی که بیش از ۵۱ هزار خانواده بیش از ۱۰ میلیون دلار دارایی دارند، نزدیک به ۲ میلیون نفر درآمدی پایین‌تر از خط فقر بر اساس شاخص Market Basket Measure دارند؛ یعنی درآمدشان برای تأمین نیازهای اساسی کافی نیست.

این همان تضادی است که گزارش می‌خواهد برجسته کند: در یک سوی جامعه، خانواده‌هایی هستند که ده‌ها و صدها میلیون دلار دارایی دارند؛ در سوی دیگر، میلیون‌ها نفر برای پرداخت هزینه‌های ضروری زندگی دچار مشکل‌اند.

 

۶۴۰ خانواده در انتاریو به طور میانگین ۵۴۶ میلیون دلار ثروت دارند

در میان همه مناطق بررسی‌شده در گزارش، انتاریو بالاترین میانگین ثروت را در میان فوق‌ثروتمندترین خانواده‌ها دارد.

یک صدم درصد خانواده‌های انتاریو، یعنی حدود ۶۴۰ خانواده، به طور متوسط هر کدام ۵۴۶ میلیون دلار دارایی دارند.

این رقم حتی در مقایسه با سایر استان‌های ثروتمند کانادا نیز بسیار بالاست. در بریتیش کلمبیا، میانگین ثروت همین گروه ۵۰۱ میلیون دلار، در کبک ۴۰۸ میلیون دلار و در آلبرتا حدود ۳۹۳ میلیون دلار برآورد شده است.

اگر دایره را کمی گسترده‌تر کنیم و به ثروتمندترین یک درصد خانواده‌ها نگاه کنیم، باز هم انتاریو در صدر قرار دارد. میانگین ثروت یک درصد خانواده‌ها در این استان نزدیک به ۲۵ میلیون دلار است.

 

چرا گرانی مسکن، تصویر نابرابری در انتاریو را تغییر می‌دهد؟

نکته جالب اینجاست که انتاریو در همه شاخص‌های نابرابری رتبه اول را ندارد. درست است که ثروتمندترین خانواده‌های کانادا در این استان زندگی می‌کنند، اما وقتی سهم آنها از کل ثروت استان محاسبه می‌شود، انتاریو در صدر قرار نمی‌گیرد. دلیل این موضوع، بازار بسیار گران مسکن در منطقه تورنتوی بزرگ GTA است.

افزایش قیمت خانه‌ها باعث شده بسیاری از خانواده‌های طبقه متوسط نیز از نظر ارزش دارایی، ثروتمندتر از گذشته به نظر برسند. بنابراین، هرچند ابرثروتمندان انتاریو بسیار ثروتمندند، اما چون ثروت خانوارهای عادی هم بالا رفته، سهم آنها از کل ثروت استان کمتر از برخی استان‌های دیگر دیده می‌شود.

با این حال، این موضوع به معنای کم بودن نابرابری نیست. بلکه فقط نشان می‌دهد که در انتاریو، مخصوصاً در اطراف تورنتو، ارزش مسکن نقش بزرگی در ثروت خانوارهای طبقه متوسط بازی می‌کند.

 

بریتیش کلمبیا؛ جایی که بازار مسکن تعیین‌کننده توزیع ثروت است

بریتیش کلمبیا از نظر میانگین ثروت فوق‌ثروتمندان، پس از انتاریو در جایگاه دوم قرار دارد.

یک صدم درصد خانواده‌های بریتیش کلمبیا به طور متوسط ۵۰۱ میلیون دلار دارایی دارند؛ رقمی که فاصله چندانی با انتاریو ندارد.

اما بریتیش کلمبیا یک ویژگی خاص دارد: بازار مسکن بسیار گران. قیمت خانه‌ها در ونکوور و بسیاری از مناطق اطراف آن چنان بالاست که ثروت خانوارهای معمولی را نیز در آمارها بالا می‌برد.

گزارش می‌گوید ثروت میانه خانواده‌ها در بریتیش کلمبیا حدود ۶۳۲ هزار دلار است؛ بالاتر از انتاریو که ثروت میانه خانوارها در آن حدود ۵۰۰ هزار دلار برآورد شده است. در کبک، این رقم فقط ۲۸۶ هزار دلار است.

این تفاوت، نقش مسکن را در آمار نابرابری روشن می‌کند. در بریتیش کلمبیا، بسیاری از خانواده‌هایی که ممکن است درآمد بسیار بالایی نداشته باشند، به دلیل مالکیت خانه‌ای که ارزش آن طی سال‌ها رشد کرده، روی کاغذ ثروتمندتر دیده می‌شوند. همین موضوع باعث می‌شود سهم ابرثروتمندان از کل ثروت استان کمتر به نظر برسد.

به همین دلیل، بریتیش کلمبیا در برخی شاخص‌ها از نظر تمرکز ثروت پایین‌تر از کبک و آلبرتا قرار می‌گیرد، با وجود اینکه ثروتمندان بسیار بزرگی در این استان زندگی می‌کنند.

گزارش همچنین توضیح می‌دهد که از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۲، بریتیش کلمبیا تنها منطقه‌ای بوده که سهم ثروت یک درصد بالای جامعه در آن کاهش یافته است. دلیل احتمالی این کاهش، رشد شدید قیمت املاک بوده است؛ رشدی که ثروت میانه خانوارها را بسیار سریع‌تر از سایر استان‌ها افزایش داده و سهم نسبی بالایی‌ها را پایین آورده است.

اما این کاهش به معنای حل شدن مشکل نابرابری نیست. افزایش قیمت مسکن شاید روی کاغذ برخی خانواده‌ها را ثروتمندتر کرده باشد، اما برای نسل‌های جوان‌تر، مهاجران تازه‌وارد، مستأجران و کسانی که وارد بازار مسکن نشده‌اند، همین رشد قیمت‌ها می‌تواند به معنای دورتر شدن رؤیای خانه‌دار شدن باشد.

 

کبک؛ جایی که سهم ثروتمندان از کل ثروت استان بالاتر است

کبک از نظر تعداد میلیاردرها بعد از انتاریو قرار دارد. گزارش تخمین می‌زند که ۲۷ خانواده میلیاردر در این استان زندگی می‌کنند؛ رقمی که نشان می‌دهد کبک یکی از مراکز اصلی ثروت بزرگ در کانادا است.

اما اهمیت کبک فقط در تعداد میلیاردرهای آن نیست. آنچه این استان را در گزارش برجسته می‌کند، سهم بالای ثروتمندان از کل ثروت استان است.

در حالی که انتاریو از نظر تعداد و میانگین ثروت ابرثروتمندان در صدر است، کبک در سهم ثروتی که در اختیار ثروتمندترین افراد جامعه است، در میان بالاترین‌ها قرار دارد.

یکی از دلایل اصلی این موضوع، پایین‌تر بودن ثروت میانه خانواده‌ها در کبک است. همان‌طور که گزارش توضیح می‌دهد، ثروت میانه خانواده‌ها در کبک حدود ۲۸۶ هزار دلار است؛ بسیار پایین‌تر از بریتیش کلمبیا و انتاریو.

همچنین نرخ مالکیت خانه در کبک پایین‌تر است و همین موضوع باعث می‌شود دارایی خانوارهای معمولی کمتر باشد. وقتی ثروت میانه پایین‌تر است، سهم ثروتمندان از کل ثروت استان بالاتر دیده می‌شود.

در کبک حدود ۱۹ هزار خانواده بیش از ۱۰ میلیون دلار دارایی دارند. در مقابل، ۶۸۷ هزار نفر در سال ۲۰۲۳ زیر خط فقر بر اساس Market Basket Measure زندگی می‌کردند.

این تضاد، تصویری روشن از مسئله اصلی گزارش است: تمرکز ثروت در یک سو و ناامنی اقتصادی در سوی دیگر.

 

آلبرتا؛ ثروت بالا، سهم بالا و اقتصاد نفتی

آلبرتا در نقشه ثروت کانادا جایگاه متفاوتی دارد. این استان به دلیل اقتصاد مبتنی بر انرژی، نفت و سرمایه‌گذاری‌های بزرگ، همواره یکی از استان‌های ثروتمند کشور بوده است.

در گزارش آمده که میانگین ثروت ثروتمندترین یک صدم درصد خانواده‌های آلبرتا حدود ۳۹۳ میلیون دلار است. این رقم از انتاریو، بریتیش کلمبیا و کبک پایین‌تر است، اما همچنان نشان‌دهنده تمرکز بسیار شدید ثروت در بالاترین لایه جامعه است.

از سوی دیگر، آلبرتا از نظر سهم ثروت در اختیار گروه‌های بالا، جایگاه مهمی دارد. گزارش می‌گوید سهم ثروت یک درصد بالای جامعه در آلبرتا و کبک از انتاریو و بریتیش کلمبیا بیشتر است.

این موضوع در نگاه اول شاید عجیب به نظر برسد، چون انتاریو و بریتیش کلمبیا ثروتمندان بزرگ‌تری دارند. اما دلیل اصلی، تفاوت در ثروت خانوارهای معمولی است. وقتی میانگین یا میانه ثروت خانوارهای عادی پایین‌تر باشد، سهم ثروتمندان از کل ثروت استان بیشتر دیده می‌شود.

در آلبرتا نیز همانند سایر مناطق، روند کلی از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۶ افزایش تمرکز ثروت بوده است. سپس بین سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳، سهم ثروتمندان کمی کاهش یافته، اما گزارش تأکید می‌کند این کاهش بیشتر ناشی از رشد قیمت مسکن و عوامل موقت بوده، نه تغییر ساختاری در اقتصاد.

 

چرا سهم ثروتمندان از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳ کمی کاهش یافت؟

یکی از نکات جالب گزارش این است که سهم ثروتی که در اختیار ثروتمندان در برخی استان‌ها قرار دارد، از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳ اندکی کاهش یافته است.

اما گزارش هشدار می‌دهد که این کاهش را نباید نشانه کاهش واقعی نابرابری دانست.

دلیل اصلی، رشد شدید قیمت مسکن در این دوره است. وقتی قیمت خانه‌ها بالا می‌رود، ارزش دارایی خانواده‌هایی که مالک خانه هستند نیز افزایش می‌یابد. از آنجا که خانه بخش اصلی ثروت بسیاری از خانوارهای طبقه متوسط است، افزایش قیمت مسکن می‌تواند باعث شود سهم نسبی ثروتمندان از کل ثروت کمتر دیده شود.

اما این تصویر، همه واقعیت نیست.

اگر به میانگین ثروت یک درصد بالای جامعه نگاه کنیم، دارایی آنها همچنان در همین دوره افزایش یافته است. به عبارت دیگر، ثروتمندان ثروت خود را از دست نداده‌اند؛ بلکه بخشی از خانوارهای مالک خانه نیز به دلیل رشد قیمت املاک، روی کاغذ ثروتمندتر شده‌اند.

گزارش همچنین تأکید می‌کند که از سال ۲۰۲۳ به بعد، ثروت میلیاردرها دوباره سریع‌تر از قیمت مسکن رشد کرده و شاخص‌های نابرابری ثروت در کانادا بار دیگر رو به افزایش گذاشته است.

 

پیشنهاد اصلی گزارش؛ مالیات بر ثروت

پس از ترسیم تصویر نابرابری، گزارش به سراغ راه‌حل‌های پیشنهادی می‌رود. مهم‌ترین پیشنهاد، اعمال مالیات بر ثروت‌های بسیار بالا است.

نویسندگان می‌گویند تمرکز شدید ثروت، تهدیدی برای دموکراسی و انسجام اجتماعی است؛ به‌ویژه زمانی که فقر و ناامنی غذایی در سطح بالایی قرار دارد.

گزارش چند گزینه مختلف را بررسی می‌کند؛ از جمله:

  • افزایش نرخ شمول مالیات بر Capital Gains
  • اجرای Wealth Tax یا مالیات بر ثروت
  • مقابله با استفاده از Tax Havens
  • طراحی Exit Tax برای جلوگیری از فرار مالیاتی
  • اجرای مالیات‌های استانی در صورت عدم اقدام دولت فدرال

یکی از سناریوهای مطرح‌شده در گزارش، پیشنهاد Hemingway است: مالیات سالانه یک درصد بر ثروت بالای ۱۰ میلیون دلار، ۲ درصد بر ثروت بالای ۵۰ میلیون دلار و ۳ درصد بر ثروت بالای ۱۰۰ میلیون دلار.

بر اساس برآورد گزارش، چنین طرحی می‌تواند تنها در انتاریو بیش از ۱۸ میلیارد دلار درآمد سالانه ایجاد کند.

سناریوی دیگر، ترکیبی از همین پیشنهاد با مالیات ۵ درصدی بر میلیاردرهاست. این طرح می‌تواند در سال ۲۰۲۶ در سطح ملی بیش از ۴۰ میلیارد دلار درآمد ایجاد کند؛ از جمله:

  • ۲۰ میلیارد دلار در انتاریو
  • ۸ میلیارد دلار در بریتیش کلمبیا
  • ۶ میلیارد دلار در کبک
  • ۳ میلیارد دلار در آلبرتا

گزارش همچنین به پیشنهادهای بین‌المللی اشاره می‌کند؛ از جمله طرح Elizabeth Warren در ایالات متحده برای مالیات بر Ultra-Millionaires و پیشنهاد Bernie Sanders برای مالیات بالاتر بر میلیاردرها.

 

یک بار مالیات بر ثروت؛ ایده‌ای قدیمی که دوباره مطرح شده است

گزارش فقط به مالیات سالانه بر ثروت نمی‌پردازد. بخش دیگری از آن به One-Time Wealth Tax یا یک بار مالیات بر ثروت اختصاص دارد.

این نوع مالیات در تاریخ بی‌سابقه نیست. بسیاری از کشورها در قرن بیستم، به‌ویژه پس از جنگ‌های جهانی اول و دوم، از مالیات‌های یک‌باره برای بازسازی اقتصاد و تأمین هزینه‌های عمومی استفاده کرده‌اند.

مزیت چنین مالیاتی این است که اگر درست طراحی شود، فرار از آن دشوارتر است؛ به‌ویژه اگر تاریخ ارزیابی دارایی‌ها به‌صورت گذشته‌نگر تعیین شود. اما ایراد آن این است که درآمدش پایدار نیست و برخلاف مالیات سالانه، لزوماً از تمرکز آینده ثروت جلوگیری نمی‌کند.

گزارش به پیشنهاد حزب سبز بریتیش کلمبیا نیز اشاره می‌کند. Emily Lowan، رهبر جدید این حزب، پیشنهاد داده که در بریتیش کلمبیا مالیات یک‌باره ۵ درصدی بر Centi-Millionaires و میلیاردرها اعمال شود.

در سناریوهای ملی بررسی‌شده در گزارش، برخی مالیات‌های یک‌باره می‌توانند درآمدهای بسیار بزرگی ایجاد کنند. برای مثال:

  • پیشنهاد حزب سبز بریتیش کلمبیا اگر در سطح ملی اجرا شود، می‌تواند نزدیک به ۳۸ میلیارد دلار درآمد داشته باشد.
  • یک مالیات یک‌باره ۵ درصدی بر میلیاردرها، مشابه طرح مطرح‌شده در کالیفرنیا، می‌تواند حدود ۱۲ میلیارد دلار از میلیاردرها جمع‌آوری کند.
  • یک طرح ترکیبی با مالیات ۵ درصدی بر ثروت بالای ۱۰۰ میلیون دلار و ۱۰ درصدی بر ثروت بالای یک میلیارد دلار می‌تواند حدود ۵۰ میلیارد دلار درآمد ایجاد کند.
  • یک مالیات یک‌باره ۵۰ درصدی بر میلیاردرها، مشابه مدل آلمان غربی در سال ۱۹۵۲، می‌تواند حدود ۱۴۰ میلیارد دلار درآمد داشته باشد.

 

آیا ثروتمندان در صورت افزایش مالیات از کشور یا استان فرار می‌کنند؟

یکی از استدلال‌های رایج علیه مالیات بر ثروت این است که اگر دولت‌ها چنین مالیاتی وضع کنند، ثروتمندان کشور یا استان را ترک خواهند کرد.

گزارش این نگرانی را بزرگ‌نمایی‌شده می‌داند. نویسندگان می‌گویند شواهد نشان می‌دهد مهاجرت میلیونرها در واکنش به تغییرات مالیاتی بسیار کمتر از چیزی است که معمولاً در رسانه‌ها مطرح می‌شود.

گزارش به نمونه ماساچوست اشاره می‌کند؛ جایی که اجرای مالیات بر درآمدهای سالانه بالای یک میلیون دلار، درآمدی بیشتر از انتظار ایجاد کرد، تا حدی به این دلیل که میزان خروج سرمایه و مهاجرت ثروتمندان بیش از اندازه برآورد شده بود.

نویسندگان همچنین می‌گویند طراحی درست سیاست می‌تواند انگیزه فرار مالیاتی را کاهش دهد. از جمله، مالیات‌هایی که همه انواع دارایی را پوشش دهند و Exit Tax داشته باشند، می‌توانند پایه مالیاتی را بهتر حفظ کنند.

در سطح استانی، این موضوع پیچیده‌تر است، چون افراد ممکن است اقامت مالیاتی خود را از یک استان به استان دیگر منتقل کنند. اما گزارش می‌گوید دولت‌های استانی نیز می‌توانند با طراحی دقیق، از جمله مالیات خروج، این مشکل را کاهش دهند.

 

چرا این گزارش برای کانادایی‌های عادی مهم است؟

ممکن است در نگاه اول، گزارش درباره میلیاردرها و خانواده‌های دارای صدها میلیون دلار ثروت، از زندگی روزمره بسیاری از مردم دور به نظر برسد. اما نویسندگان گزارش دقیقاً خلاف این را می‌گویند.

تمرکز ثروت در بالا، با بحران توان خرید Affordability در اقشار پایین ارتباط دارد.

وقتی بخش بزرگی از ثروت کشور در دست گروه کوچکی متمرکز می‌شود، فرصت‌های مالی برای سایر مردم محدودتر می‌شود. برای بسیاری از خانواده‌ها، ثروت یعنی امنیت مالی، امکان خرید خانه، بازنشستگی آرام یا کمک به فرزندان. اما وقتی سهم بزرگی از دارایی‌ها در بالای هرم قفل می‌شود، فاصله میان کسانی که دارایی دارند و کسانی که هنوز درگیر اجاره، بدهی و هزینه‌های روزمره‌اند، عمیق‌تر می‌شود.

گزارش می‌گوید نابرابری ثروت، فقط نابرابری در حساب بانکی نیست؛ نابرابری در فرصت، امنیت و قدرت است.

 

جمع‌بندی؛ کانادایی که ثروتمندتر شده است، اما برای چه کسانی؟

تصویر نهایی گزارش روشن است: کانادا در مجموع کشوری ثروتمند محسوب می‌شود، اما این ثروت به شکل برابر توزیع نشده است.

یک درصد ثروتمندترین خانواده‌ها نزدیک به یک‌چهارم کل ثروت کشور را در اختیار دارند. انتاریو مرکز اصلی خانواده‌های میلیاردر و فوق‌ثروتمند است. بریتیش کلمبیا به دلیل قیمت بالای مسکن تصویر متفاوتی از نابرابری نشان می‌دهد. کبک از نظر سهم ثروتمندان از کل ثروت استان، جایگاهی برجسته دارد. آلبرتا نیز با اقتصاد مبتنی بر انرژی، بخشی مهم از نقشه ثروت بزرگ در کاناداست.

گزارش Canadians for Tax Fairness می‌گوید اگر دولت فدرال برای مهار تمرکز ثروت اقدام نکند، استان‌ها باید به سراغ ابزارهای خود بروند. از نگاه نویسندگان، مالیات بر ثروت نه فقط یک ابزار درآمدی، بلکه راهی برای کاهش تمرکز قدرت، تقویت برنامه‌های اجتماعی و بازگرداندن بخشی از ثروت به جامعه است.

در نهایت، پرسش اصلی گزارش این است: در کشوری که میلیون‌ها نفر برای تأمین نیازهای اولیه زندگی مشکل دارند، آیا قابل دفاع است که گروهی بسیار کوچک، ثروتی را انباشته کنند که حتی در چندین عمر هم خرج‌شدنی نیست؟

 

درباره Canadians for Tax Fairness یا C4TF 

سازمان کانادایی‌ها برای عدالت مالیاتی Canadians for Tax Fairness یا C4TF یک سازمان غیرانتفاعی و غیرحزبی کانادایی است که در زمینه پژوهش و سیاست‌گذاری مالیاتی فعالیت می‌کند. این سازمان از اصلاحات مالیاتی با هدف ایجاد نظام مالیاتی عادلانه‌تر، کاهش نابرابری اقتصادی، مقابله با فرار مالیاتی و تأمین منابع مالی برای خدمات عمومی مانند بهداشت، آموزش و مسکن حمایت می‌کند.

گزارش‌های این نهاد معمولاً بر موضوعاتی مانند تمرکز ثروت، مالیات بر ثروت، مالیات بر شرکت‌های بزرگ و تأثیر سیاست‌های مالیاتی بر شکاف اقتصادی در کانادا تمرکز دارند.

👇 اینستاگرام آتش 👇

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا