۱۶ جون ۱۹۸۱ – مدال طلای کنگره آمریکا برای سفیر کانادا در ایران که موفق شد شش آمریکایی را از تهران خارج کند
در اوج بحران گروگانگیری ایران و آمریکا، زمانی که جهان چشم به تهران دوخته بود، چند دیپلمات کانادایی با پذیرش خطری بزرگ، یکی از جسورانهترین عملیاتهای مخفی تاریخ دیپلماسی را رقم زدند؛ عملیاتی که بعدها الهامبخش فیلم مشهور Argo شد و نام Ken Taylor را در تاریخ کانادا و آمریکا ماندگار کرد.

رسانه Legion Magazine در گزارشی به یکی از کمتر شناختهشدهترین فصلهای تاریخ روابط کانادا، آمریکا و ایران پرداخته است؛ ماجرایی که بعدها الهامبخش فیلم مشهور Argo شد.
در اوج بحران گروگانگیری سفارت آمریکا در تهران، زمانی که ۵۲ آمریکایی در اسارت بودند، شش دیپلمات آمریکایی موفق شدند فرار کنند و ماهها در خانه دیپلماتهای کانادایی مخفی شوند.
- اما آنها بعدها چگونه از ایران خارج شدند؟
- چرا دولت کانادا برای آنها گذرنامه جعلی صادر کرد؟
- و ماجرای فیلم علمیتخیلی Argo که هرگز قرار نبود ساخته شود، چه نقشی در این عملیات داشت؟
در مرکز این داستان، نام Ken Taylor، سفیر وقت کانادا در ایران، قرار دارد؛ مردی که بعدها به تنها کانادایی تبدیل شد که مدال طلای کنگره آمریکا را دریافت کرد؛ یکی از بالاترین افتخارات غیرنظامی در ایالات متحده.
- چرا آمریکا چنین جایگاهی برای او قائل شد؟
- و چه تصمیمهایی در تهرانِ سال ۱۹۸۰ گرفته شد که میتوانست جان دهها نفر را به خطر بیندازد؟
این گزارش، فقط روایت یک عملیات مخفی نیست؛ بلکه داستان شجاعت، دیپلماسی، پاسپورتهای جعلی، یک شرکت فیلمسازی خیالی و فراری نفسگیر از فرودگاه مهرآباد است.
همچنین خواهید خواند که چگونه این عملیات باعث شد کانادا برای مدتی به محبوبترین کشور نزد آمریکاییها تبدیل شود و چرا نام Ken Taylor هنوز هم در واشنگتن با احترام یاد میشود.
بحران گروگانگیری سفارت آمریکا در تهران، یکی از پرتنشترین رویاروییهای سیاسی قرن بیستم بود. اما در دل آن بحران ۴۴۴ روزه، داستانی شکل گرفت که هنوز هم از آن بهعنوان یکی از موفقترین عملیاتهای مخفی تاریخ دیپلماسی یاد میشود؛ داستان چند دیپلمات کانادایی که جان خود را به خطر انداختند تا شش آمریکایی را از ایران خارج کنند.
در مرکز این ماجرا، نام Ken Taylor، سفیر وقت کانادا در ایران، قرار دارد؛ مردی که بعدها به تنها کانادایی تبدیل شد که مدال طلای کنگره آمریکا را دریافت کرد؛ یکی از بالاترین افتخارات غیرنظامی در ایالات متحده.
رسانه Legion Magazine در گزارش خود در این باره مینویسد، این داستان، فقط روایت یک فرار موفق نیست؛ قصه اعتماد، شجاعت و تصمیمهایی است که میتوانست سرنوشت دهها نفر را تغییر دهد.
وقتی تهران به مرکز یک بحران جهانی تبدیل شد
ژانویه ۱۹۷۹، محمدرضا شاه پهلوی در حالی ایران را ترک کرد که انقلاب به روزهای سرنوشتساز خود نزدیک میشد. چند ماه بعد، شاه برای درمان سرطان راهی آمریکا شد؛ تصمیمی که خشم گروهی از دانشجویان انقلابی را برانگیخت.
چهارم نوامبر ۱۹۷۹، سفارت آمریکا در تهران اشغال شد و نزدیک به ۷۰ آمریکایی به گروگان گرفته شدند. هرچند تعدادی از گروگانها، از جمله زنان، سیاهپوستان و افراد بیمار، آزاد شدند، اما ۵۲ نفر همچنان در اسارت باقی ماندند و مذاکرات برای آزادی آنها به بنبست رسید.

همزمان با افزایش خشم و نگرانی در آمریکا، شش دیپلمات آمریکایی موفق شدند پیش از اشغال کامل سفارت از ساختمان خارج شوند و ناپدید شوند؛ شش نفری که اگر پیدا میشدند، احتمالا سرنوشتی مشابه سایر گروگانها پیدا میکردند.
شش آمریکایی پشت در خانه دیپلماتهای کانادایی
در روزهایی که جستوجو برای یافتن آمریکاییهای فراری ادامه داشت، چند دیپلمات کانادایی تصمیمی گرفتند که میتوانست برای آنها بهای سنگینی داشته باشد.
John و Zena Sheardown و همچنین Ken Taylor و همسرش Pat، درهای خانههای خود را به روی آمریکاییهای فراری باز کردند.
Mark Lijek، یکی از آن شش دیپلمات، بعدها گفت کاناداییها از همان ابتدا تصمیم گرفته بودند تا هر زمان لازم باشد از آنها محافظت کنند؛ چه تا پایان بحران و چه تا زمانی که راهی برای خروج از ایران پیدا شود.
خطر این تصمیم کاملا واقعی بود. اگر مقامات ایرانی از محل اختفای آنها باخبر میشدند، نهتنها جان شش آمریکایی، بلکه جان همه دیپلماتهای کانادایی حاضر در ایران نیز به خطر میافتاد.
عملیاتی که با چند پاسپورت جعلی آغاز شد
برای خارج کردن این شش نفر، تنها پنهان شدن کافی نبود. آنها باید هویتی تازه پیدا میکردند.
دولت Joe Clark، نخستوزیر وقت کانادا، در اقدامی محرمانه با تهیه گذرنامههای جعلی کانادایی موافقت کرد. علاوه بر آن، مجموعهای از مدارک پشتیبان از جمله گواهینامه رانندگی، کردیت کارت و اسناد هویتی دیگر نیز تهیه شد تا داستان جدید آنها باورپذیر به نظر برسد.
اما هنوز یک مشکل بزرگ وجود داشت: چرا شش شهروند کانادایی باید در آن روزهای پرآشوب در ایران حضور داشته باشند؟
پاسخ این سوال، یکی از عجیبترین پوششهای اطلاعاتی تاریخ را رقم زد.
فیلمی که هرگز قرار نبود ساخته شود
سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، CIA، سناریویی طراحی کرد که بیشتر به فیلمنامه یک فیلم هالیوودی شباهت داشت تا یک عملیات جاسوسی.
بر اساس این داستان، شش آمریکایی در واقع اعضای یک گروه فیلمسازی کانادایی بودند که برای بررسی لوکیشنهای یک فیلم علمیتخیلی به نام Argo به ایران سفر کردهاند.
برای واقعی جلوه دادن این داستان، تقریبا همه چیز ساخته شد؛ یک شرکت فیلمسازی با نام Studio Six Productions، دفتر کار در هالیوود، کارتهای ویزیت، تبلیغات مطبوعاتی و حتی مطالبی در رسانههای تخصصی سینما.
تمام این جزئیات فقط برای آن بود که اگر کسی سوالی پرسید، پاسخها واقعی به نظر برسند.
Tony Mendez، مامور CIA که برای هماهنگی نهایی به تهران آمد، بعدها از مهارت Ken Taylor در برنامهریزیهای مخفیانه تمجید کرد و او را یکی از مهرههای کلیدی این عملیات دانست.
خروج از مهرآباد؛ لحظهای که همه چیز میتوانست فرو بریزد
صبح روز ۲۷ ژانویه ۱۹۸۰، لحظه سرنوشتساز فرا رسید.
شش آمریکایی با گذرنامههای کانادایی و هویتهای تازه، راهی فرودگاه مهرآباد تهران شدند.
تمام ماههای برنامهریزی، نگرانی و پنهانکاری به چند ساعت حساس در فرودگاه گره خورده بود. اگر کوچکترین تردیدی درباره مدارک آنها ایجاد میشد، عملیات شکست میخورد.
اما همه چیز طبق برنامه پیش رفت.
هواپیما از زمین بلند شد و یکی از جسورانهترین عملیاتهای نجات دوران معاصر با موفقیت به پایان رسید.
کشوری که یکشبه محبوب آمریکاییها شد

وقتی خبر این عملیات منتشر شد، موجی از قدردانی سراسر آمریکا را فرا گرفت.
پرچم کانادا در شهرهای مختلف آمریکا به اهتزاز درآمد، بیلبوردها پر از پیامهای تشکر شد و رسانهها از نقش کانادا در این ماجرا نوشتند.
برای آمریکاییهایی که ماهها فقط خبرهای تلخ از تهران شنیده بودند، این عملیات نخستین خبر امیدوارکننده بحران محسوب میشد.
اما شادی حاصل از این موفقیت چندان دوام نیاورد. بحران گروگانگیری همچنان ادامه داشت و تنش میان دو کشور هر روز بیشتر میشد.
در همین دوره بود که روبانهای زرد، که ابتدا به نشانه حمایت از گروگانها استفاده میشدند، به نمادی ملی در آمریکا تبدیل شدند؛ نمادی که بعدها در سراسر جهان به نشانه امید و همبستگی شناخته شد.
مدالی برای مردی که در سایه عمل کرد
گروگانهای آمریکایی سرانجام در ژانویه ۱۹۸۱ و تنها دقایقی پس از آغاز ریاستجمهوری رونالد ریگان آزاد شدند.
چند ماه بعد، ریگان هنگام اهدای مدال طلای کنگره به Ken Taylor از «شجاعت، خلاقیت و آرامش مثالزدنی» او تقدیر کرد.
این بالاترین نشانی نبود که Taylor دریافت کرد. او بعدها به مقام Officer of the Order of Canada نیز منصوب شد و سایر کاناداییهای دخیل در این عملیات نیز مورد تقدیر قرار گرفتند.
سالها بعد، جیمی کارتر از Ken Taylor به عنوان «قهرمان اصلی» این عملیات یاد کرد.
آقای Taylor در سال ۲۰۱۵ درگذشت، اما نام او همچنان با یکی از مهمترین عملیاتهای نجات در تاریخ روابط کانادا و آمریکا گره خورده است؛ عملیاتی که در آن چند دیپلمات کانادایی، در روزهایی که تهران در مرکز یکی از بزرگترین بحرانهای جهان قرار داشت، مسیر تاریخ را برای شش نفر تغییر دادند.
تنها کانادایی که این مدال کنگره آمریکا را دریافت کرده است

در تاریخ ایالات متحده، کمتر افتخاری را میتوان همسنگ «مدال طلای کنگره» دانست؛ عالیترین نشان غیرنظامی که کنگره آمریکا برای قدردانی از خدمات و دستاوردهای برجسته اعطا میکند.
از زمان استقلال آمریکا در سال ۱۷۷۶ تاکنون، تنها کمی بیش از ۱۵۰ نفر یا گروه موفق به دریافت این مدال شدهاند؛ فهرستی که نام دانشمندان، رهبران سیاسی، فضانوردان، فعالان حقوق مدنی و قهرمانان ملی آمریکا در آن دیده میشود.
اما آنچه این افتخار را برای Ken Taylor استثناییتر میکند، این است که فقط ۳۱ مدال از مجموع این تعداد به افرادی تعلق گرفته که آمریکایی نبودهاند. در میان آنها نیز تنها یک کانادایی حضور دارد: Ken Taylor، سفیر پیشین کانادا در ایران.
همین آمار به تنهایی نشان میدهد که عملیات نجات شش دیپلمات آمریکایی از تهران تا چه اندازه برای دولت و مردم آمریکا اهمیت داشته است؛ عملیاتی که در یکی از بحرانیترین مقاطع روابط ایران و آمریکا انجام شد و به گفته بسیاری از مقامهای آمریکایی، نخستین خبر امیدوارکننده در ماههای طولانی بحران گروگانگیری بود.








