ادبیات ممنوعه، زنان معترض و لیوانهای شراب در تهران؛ روایت تازه آذر نفیسی از ایران امروز در جشنواره مونترال

آذر نفیسی Azar Nafisi، نویسنده ایرانی-آمریکایی که کتاب مشهور لولیتا خوانی در تهران Reading Lolita in Tehran از آثار اوست، در جشنواره ادبی Blue Metropolis در مونترال درباره قدرت ادبیات، سانسور در ایران، و مقاومت زنان ایرانی صحبت کرده است؛ گفتوگویی که فراتر از ادبیات، تصویری انسانی و شخصی از زندگی زیر سایه جمهوری اسلامی ارائه میدهد.
کتاب لولیتا خوانی در تهران که بیش از ۲۳ سال پیش منتشر شد، بر اساس تجربه واقعی نفیسی در ایران نوشته شده است؛ زمانی که او در تهران، مخفیانه برای گروهی از دختران جوان، آثار ممنوعه ادبیات جهان را تدریس میکرد.
او میگوید این کار خطرناک بود، اما احساس میکرد «باید انجامش بدهد»، بدون اینکه حتی زیاد درباره خطراتش فکر کند.
او در این گفتوگو توضیح میدهد که علاقهاش به ادبیات از کودکی و از پدرش آغاز شد. پدری که هر شب برای او داستان میگفت؛ از شاهنامه فردوسی گرفته تا آلیس در سرزمین عجایب، شازده کوچولو و … .
نفیسی میگوید همین داستانها بعدها به کتابهایی تبدیل شدند که خودش در دانشگاههای ایران و آمریکا تدریس میکرد.
او میگوید ادبیات، انسان را وادار میکند جای دیگری بایستد و زندگی دیگران را حس کند. به باور او، بزرگترین بحران امروز جهان، فقط سیاسی نیست؛ بلکه از بین رفتن «احساس» و «همدلی» است.
پاسخ زنان ایرانی به خشونت
نفیسی در بخش مهمی از این گفتوگو درباره زنان ایران صحبت میکند؛ زنانی که به گفته او متوجه شدهاند حکومتها برخلاف ظاهرشان، بسیار شکنندهاند.
او میگوید: «آدمهای ضعیف هستند که میکشند و خشونت به خرج میدهند.»
به گفته او، زنان ایرانی به جای پاسخ دادن به خشونت با خشونت، به خیابانها آمدند، رقصیدند و آواز خواندند.
نفیسی میگوید صدای گلولهها در ایران، گاهی زیر صدای آواز و رقص مردم گم میشد.
او تاکید میکند که اهمیت امروز ایران برای جهان، دقیقا در همین مقاومت بدون خشونت است؛ مقاومتی که تلاش میکند «شبیه دشمنانش نشود.»
زندگی زیر سانسور؛ اما با امید و شراب پنهانی
یکی از خواندنیترین بخشهای گفتوگو، جایی است که نفیسی درباره دوستانش در تهران حرف میزند.
او میگوید پیش از محدود شدن اینترنت در ایران، مرتب با بهترین دوستش در تهران تماس داشت. اما بعد اینترنت تقریبا قطع شد و ارتباطها از بین رفت. حدود ۱۰ روز پیش، دختر دوستش فقط توانست یک پیام کوتاه بفرستد: «ما خوبیم.»
اما همان پیام کوتاه، یک عکس هم داشت؛ عکسی از او و همسرش که شیطنتآمیز با لیوانهای شراب در دست ایستاده بودند.
نفیسی میگوید همین تصویر، برای او معنای واقعی زندگی است: «ما باید در سمت زندگی بایستیم.»
او توضیح میدهد که حکومتها میتوانند اینترنت را قطع کنند، آدمها را بکشند یا سانسور کنند، اما نمیتوانند تخیل و زندگی درونی مردم را کاملا نابود کنند.
به گفته او، مردم ایران با رفتن به زندگی زیرزمینی، موسیقی، کتاب، مهمانی و حتی همین لحظههای کوچک، دوباره خودشان را زنده میکنند.
نگرانی درباره تحمل نظر مخالف در آمریکا و جهان غرب
نفیسی فقط درباره ایران حرف نزد. او گفت از وضعیت گفتوگو و تحمل نظر مخالف در آمریکا و غرب هم عمیقا نگران است.
او توضیح داد وقتی به مردم گفته میشود چگونه لباس بپوشند یا چگونه رفتار کنند، موضوع فقط سیاست نیست، بلکه به «هویت و موجودیت انسان» مربوط میشود.
به گفته او، کنجکاوی و پرسیدن سوال، نوعی نافرمانی است؛ همان چیزی که حکومتهای اقتدارگرا از آن میترسند.
ادبیات بهعنوان مقاومت
کتاب جدید نفیسی با نام Read Dangerously نیز ادامه همین نگاه است؛ اینکه کتاب خواندن میتواند شکلی از مقاومت باشد، مخصوصا در زمانهای که مردم کمتر حاضرند حرف همدیگر را بشنوند.
او میگوید ادبیات فقط برای تایید باورهای ما نیست؛ بلکه قرار است ما را وارد زندگی کسانی کند که نمیشناسیم.
در جهانی که سانسور، قطبیشدن و خشونت رو به افزایش است، نفیسی معتقد است هنوز هم کتابها میتوانند انقلابی باشند.








