مطالبی در این باره

حوادث کانادا

  • محاکمه مرد ایرانی که کنسولگری آمریکا در هلیفکس را تهدید به بمب‌گذاری کرده بود؛ علی عساکره دوشنبه بازداشت شد
  • رای دادگاه کانادا درباره پرونده آقای جعفری و خانم حیدری؛ رابطه خارج از ازدواج و انتشار تصاویر خصوصی به قتل انجامید
  • زن ۷۳ ساله در مرگ مادر ۹۶ ساله‌اش گناهکار شناخته شد؛ روایت تکان‌دهنده از خانه‌ای در تورنتو
  • نه زندان و نه دیپورت؛ حکم جنجالی دادگاه انتاریو برای راننده مهاجری که با ورک پرمیت در کانادا بود
  • مرگ فرناز فراهانی و زخمی شدن نزهت ادبایی در کانادا؛ روایت پسری از مادر و مادربزرگش
  • قتل نوجوان ۱۶ ساله مهاجر سوری در همیلتون؛ او تازگی همراه خانواده‌اش از سوریه به کانادا مهاجرت کرده بود
  • رویای ناتمام در کانادا؛ حکم نهایی در پرونده قتل یک دانشجوی بین‌المللی که تورنتو را شوکه کرد
  • اسامی برخی از قربانیان تیراندازی مرگبار در بریتیش کلمبیا اعلام شد
  • مادر و خواهر یا برادر عامل تیراندازی در میان قربانیان؛ ابعاد تازه از فاجعه Tumbler Ridge
  • مروری بر تیراندازی‌های مرگبار مدارس در تاریخ کانادا؛ فهرستی تلخ پس از فاجعه Tumbler Ridge
  • عامل تیراندازی Tumbler Ridge شناسایی شد؛ آنچه تاکنون درباره او می‌دانیم
  • ادامه واکنش‌ها به تیراندازی مرگبار بریتیش کلمبیا؛ پرچم‌ها برای ۷ روز در کانادا نیمه‌افراشته شد
  • تیراندازی مرگبار در یک مدرسه در بریتیش کلمبیا؛ ۱۰ نفر از جمله فرد تیرانداز کشته و ۲۵ نفر مجروح شده‌اند
  • ناپدید شدن مسعود مسجودی در ونکوور؛ ورود تیم جنایی پلیس کانادا و موج پرسش‌ها
  • پایان یک بازی؛ وکیل کانادایی که موکل خود را به قتل رسانده بود، به حبس ابد محکوم شد
  • راز سربه‌مهر جنگل‌های نوا اسکوشیا؛ بازداشت ناپدری در میانه جست‌وجوها برای یافتن کودکان گم‌شده
  • یک زن بعد از ۲۵ سال به اتهام قتل مردی اهل کبک که برنده خوش‌شانس لاتاری بود، دستگیر شد
  • مردی که می‌گوید به خواست خدا در ونکوور به ۳ نفر حمله کرده؛ قبلا هم دخترش را کشته و تبرئه شده است
  • پایان تلخ اختلاف همسایگی در کانادا؛ زن و شوهر سالخورده، سگ آنها و عامل قتل، همه کشته شدند
  • شرکت بیمه خسارت سرقت یک میلیون دلاری از این جواهرفروشی در تورنتو را نمی‌دهد؛ چون کارمند فروشگاه دستشویی بوده است
  • صبح پرتنش در فرودگاه تورنتو؛ مردی هدف گلوله پلیس قرار گرفت
  • نجات زن ۷۸ ساله توسط پلیس کبک؛ او ۲۷ سال تحت کنترل روانی و مالی پارتنر سابقش بوده که ۱۳ سال از او جوان‌تر است
  • تراژدی در تعطیلات؛ مرد کانادایی پس از اینکه همسر و پسرش را از دست داده، به دنبال عدالت است
  • قتل از روی عشق؛ حبس ابد برای مرد کبکی ۸۱ ساله که همسر مبتلا به آلزایمر خود را به قتل رساند
  • دادگاه مرتبط با خانواده مهاجر هندی که اجساد یخ‌زده آنها در نزدیکی مرز منیتوبا پیدا شده بود در حال برگزاری است
  • ویدئوی سرقت از اتومبیل محمد یعقوبی در تورن‌هیل، همچنان در کانون توجه رسانه‌های کانادا
  • یک زن جوان اهل کبک زیر تیغ جراحی لیپوساکشن جان خود را از دست داد؛ فقط به این خاطر که می‌خواست لاغرتر شود
  • بازتاب گسترده گمانه‌زنی‌ها و اطلاعات تایید نشده درباره مرگ تراژیک زن و شوهر ایرانی در نیوفاندلند در سوشال مدیا و رسانه‌های ایران
  • کارآگاهان امروز پرده از راز بزرگ‌ترین سرقت طلا در تاریخ کانادا برداشتند
  • اجساد ۶ سریلانکایی مهاجر در خانه‌ای در اتاوا پیدا شد؛ پلیس می‌گوید قاتل یک دانشجوی سریلانکایی است که بازداشت شده است
  • پدرام ناصح پدرام ناصح
    اخبارحوادث

    مرگ فرناز فراهانی و زخمی شدن نزهت ادبایی در کانادا؛ روایت پسری از مادر و مادربزرگش

    یک قتل خانوادگی در کانادا، یک پسر در سوگ، و سوال‌هایی که شاید هیچ‌وقت پاسخ داده نشوند.

    در محله Barrhaven در اتاوا، فرناز «نانسی» فراهانی، زن ۶۰ ساله، در یک حمله با چاقو کشته شد و مادر سالمندش نزهت ادبایی نیز زخمی شد. 

    پلیس برادر ۳۰ ساله آریا فراهانی را به اتهام قتل درجه دو و اقدام به قتل بازداشت کرده؛ اتهام‌هایی که هنوز در دادگاه ثابت نشده‌اند.

    اما این گزارش، که از رسانه دولتی CBC News کانادا ترجمه شده، بیشتر از جزئیات یک پرونده جنایی است.

    روایت آریا از مادری است که او «نور» می‌نامد؛ زنی که به گفته او برای همه از خود می‌گذشت، حتی تا جایی که به ضرر خودش تمام می‌شد.

    🔸   چه اتفاقی در آن شب افتاد؟ 

    🔸   چرا آریا سال‌ها پیش رابطه‌اش را با برادرش قطع کرده بود؟ 

    🔸   نقش تلاش‌های مادر برای آشتی دادن دو پسرش چه بود؟ 

    🔸   و حالا مادربزرگی که با زوال عقل زندگی می‌کند، چقدر از این ماجرا را به یاد خواهد آورد؟

    در کنار این پرسش‌ها، یک واقعیت انسانی هم دیده می‌شود: آریا در میان اندوه و احساس گناه، همزمان در حال برنامه‌ریزی برای مراسم یادبود مادرش است و باید از مادربزرگ بیمار خود نیز مراقبت کند.

    نکته‌ای که در این روایت برجسته است، اهمیت توجه به نشانه‌های هشدار در روابط خانوادگی و جدی گرفتن وضعیت‌های روانی است؛ مساله‌ای که خود آریا هم به آن اشاره می‌کند.

    این گزارش فقط درباره یک قتل نیست؛ درباره زندگی، رابطه‌ها و فرصت‌هایی است که گاهی خیلی زود از دست می‌روند.

    اگر می‌خواهید روایت کامل این ماجرا و جزئیات بیشتری از زندگی فرناز فراهانی و خانواده‌اش را بخوانید، گزارش کامل را در زیر بخوانید.

    آریا فراهانی هنوز دنبال واژه‌هایی می‌گردد تا بتواند آنچه پنجشنبه گذشته در خانه‌شان در محله Barrhaven در جنوب اتاوا اتفاق افتاد را توضیح دهد؛ خانه‌ای که مادرش فرناز «نانسی» فراهانی و مادربزرگش نزهت ادبایی در آن زندگی می‌کردند.

    پلیس اعلام کرده فرناز فراهانی، ۶۰ ساله، در جریان یک حمله مرگبار با چاقو جان خود را از دست داده است.

    «فاجعه. مصیبت. کابوس.»

    این‌ها واژه‌هایی است که آریا برای توصیف آن شب به زبان می‌آورد.

    پنج‌شنبه گذشته، ۲۳ اپریل، حدود ساعت ۹:۴۵ شب، پلیس به خیابان Ashbourne Crescent، در اتاوا فراخوانده شد.

    یک روز بعد، پلیس برادر ۳۰ ساله آریا، پارتی شاه Party Shah، را به اتهام قتل درجه دو و اقدام به قتل بازداشت کرد.

     

     پرسش‌هایی که هنوز پاسخ ندارند

    این اتهام‌ها هنوز در دادگاه ثابت نشده است. متهم صبح دوشنبه در دادگاه حاضر شد، پس از آنکه پزشک تایید کرد شرایط حضور را دارد.

    آریا می‌گوید هنوز سوال‌های زیادی درباره جزئیات این حادثه وجود دارد: «خیلی از سوال‌ها بی‌پاسخ مانده… و فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت بخواهم جوابشان را بشنوم.»

    او ترجیح می‌دهد به‌جای تمرکز بر آن شب، مادرش را به یاد بیاورد.

     

     «او فقط نور بود»

    آریا، ۳۴ ساله و ساکن Smiths Falls در انتاریو، از مادرش به‌عنوان زنی با ایمان و مادری فداکار یاد می‌کند.

    او می‌گوید: «او فقط نور بود. همیشه مراقب دیگران بود. به همه وفادار بود، حتی تا جایی که این وفاداری به ضرر خودش تمام می‌شد.»

    در روزهای پس از این حادثه، او با کسانی که مادرش را می‌شناختند تماس گرفته و روایت‌هایی از مهربانی‌های او شنیده است.

     

     شکافی که سال‌ها قبل شکل گرفت

    آریا می‌گوید سال‌ها پیش رابطه‌اش را با برادرش قطع کرده بود. او برادرش را «فریبکار» و «فرصت‌طلب» توصیف می‌کند و می‌گوید همیشه او را فردی خطرناک می‌دانسته است.

    با این حال، مادرش نگاه دیگری داشت: «هرگز حتی برای یک لحظه هم فکر نمی‌کرد کاری جز حمایت از او انجام دهد.»

    آخرین بار حدود یک سال پیش مادرش را دیده بود؛ زمانی که او تلاش می‌کرد دو پسرش را آشتی دهد.

    او به یاد می‌آورد که مادرش می‌گفت: «باید کنارش باشی… او بیمار است.»

    و جمله‌ای که همیشه تکرار می‌کرد: «اگر برای تو یا برادرت اتفاقی بیفتد، من از پا درمی‌آیم.»

     

     زندگی در میان اندوه و احساس گناه

    آریا حالا می‌گوید با ترکیبی از اندوه و احساس گناه زندگی می‌کند و در عین حال تلاش دارد به جلو حرکت کند.

    او می‌گوید: «الان فقط سعی می‌کنم بیدار شوم، بخوابم و غذا بخورم.»

    در کنار این وضعیت، او در حال برنامه‌ریزی برای برگزاری مراسم یادبود مادرش است و همزمان باید از مادربزرگش نزهت ادبایی مراقبت شود؛ زنی در دهه ۸۰ زندگی که با زوال عقل، سرطان و دیابت دست‌وپنجه نرم می‌کند.

    او می‌گوید: «مادرم برای مادربزرگم همه‌چیز بود.»

    و اضافه می‌کند: «فکر نمی‌کنم حتی یادش بماند چه اتفاقی افتاده.»

     

     یادهایی که از او باقی مانده

    برای آریا، یکی از تنها نقاط روشن این روزها، صحبت با کسانی است که مادرش را می‌شناختند؛ افرادی که بعضی از آن‌ها دهه‌ها با او در ارتباط بودند.

    او می‌گوید: «کافی است چند ثانیه با کسی حرف بزنم تا یک خاطره شگفت‌انگیز درباره او بشنوم.»

    این روایت‌ها برایش تصویری روشن‌تر از زنی می‌سازد که به گفته او، «مثبت‌ترین فردی بود که می‌توانستی ببینی» و اغلب می‌گفت: «زندگی زیباست.»

    او می‌خواهد مادرش این‌گونه به یاد آورده شود: «کسی که برای فرزندانش هر کاری می‌کرد. برای همه هر کاری می‌کرد. مهربان بود و سعی می‌کرد همان چیزهایی را که به ما یاد داده، در زندگی‌اش اجرا کند.»

    و در پایان فقط یک حسرت باقی مانده: «کاش زمان بیشتری داشتم.»

    👇 اینستاگرام آتش 👇

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    دکمه بازگشت به بالا