حلیمه عبدی، مادر پناهجویی که سه فرزندش در کانادا به دنیا آمدهاند، در آخرین لحظه از اخراج نجات یافت
از عبور مخفیانه از مرز کانادا در سال ۲۰۱۷ تا تولد سه فرزند، سالها جدایی از خانواده، بازداشت و دو توقف ناگهانی در مسیر اخراج؛ داستان زنی که اکنون برای نخستینبار در یک دهه، با امیدی تازه به آینده نگاه میکند

حلیمه عبدی، مادر سهفرزند از ادمونتون، تنها چند ساعت پیش از پروازی که قرار بود او را به کنیا بازگرداند، از اخراج از کانادا نجات یافت؛ اتفاقی که بار دیگر داستان نزدیک به یک دهه زندگی او در سایه خطر اخراج را به میان آورد.
خانم عبدی سال ۲۰۱۷ از کنیا خارج شد، ابتدا به آمریکا رفت و سپس از مرز زمینی وارد کانادا شد. او میگوید به دلیل سومالیتبار بودن و ترس از جان خود و خانوادهاش مجبور به ترک کنیا شده است؛ اما درخواست پناهندگی او در کانادا پذیرفته نشد. او در کانادا ازدواج کرد و سه پسرش نیز در همین کشور به دنیا آمدند.
- اما چرا با وجود داشتن سه فرزند، سالها امکان ماندن دائمی در کانادا برای او فراهم نشد؟
- چرا در سال ۲۰۲۲ مجبور شد برای مدتی از خانوادهاش مخفی شود؟
- و چگونه در سال ۲۰۲۳ و بار دیگر در سپتامبر ۲۰۲۶، اخراج او در آخرین لحظات متوقف شد؟
به گزارش CBC News، درخواست اقامت دائم خانم عبدی بر مبنای ملاحظات انسانی و شرایط خاص که در آگوست ۲۰۲۴ ارائه شده بود، در ۹ سپتامبر امسال شرایط لازم برای ورود به مرحله بعد را احراز کرد. CBSA نیز یک روز بعد دستور اخراج را تا زمان بررسی ادامه پرونده متوقف کرد. این به معنای دریافت قطعی اقامت دائم نیست و بررسیهای پزشکی و امنیتی همچنان باقی مانده است.
عبدی پس از آزادی در گفتوگو با CBC از حمایت دهها نفر تشکر کرد و حالا درباره آیندهای در کانادا و حتی کار در پلیس، ارتش یا حوزه پزشکی رویاپردازی میکند.
- چرا پرونده او نزدیک به یک دهه طول کشید؟
- خطر بازگشت به کنیا از نگاه عبدی چه بود؟
- سرنوشت سه فرزندش در صورت اخراج مادر چه میشد؟
پاسخ این پرسشها و جزئیات مسیری که او و خانوادهاش طی کردهاند را در این گزارش بخوانید.
همهچیز از یک تماس با سه کودک شروع شد
پشت درهای یک دفتر دولتی در ادمونتون، سه پسر کوچک منتظر مادرشان بودند؛ اما این بار قرار نبود حلیمه عبدی فقط برای چند دقیقه از آنها دور باشد.
چهارم سپتامبر، عبدی برای مراجعه هفتگی خود به دفتر آژانس خدمات مرزی کانادا CBSA رفت؛ همان کاری که سالها انجام داده بود. اما این بار مأموران او را بازداشت کردند. شش روز بیشتر به پروازش به مقصد کنیا نمانده بود.
کودکان بیرون ساختمان، در خودروی خواهر عبدی، منتظر مانده بودند. وقتی مادر با آنها تماس گرفت، پسر هفتسالهاش پرسید: «مامان، چرا نمیای؟» کوچکترین پسر هم فقط یک چیز میخواست: «مامان، برگرد.»
برای خانم عبدی، این صحنه پایان یک داستان نبود؛ شاید یکی از آخرین فصلهای داستانی بود که از زمستان سال ۲۰۱۷ آغاز شده بود.
زنی که در جستوجوی امنیت، از کنیا رفت
حلیمه عبدی در فوریه ۲۰۱۷ کنیا را ترک کرد. او ابتدا خود را به آمریکا رساند و سپس در یک صبح سرد از مرز شمالی آمریکا وارد کانادا شد.
دلیل این فرار، به گفته خودش، ترس از آن چیزی بود که آن را قتلهای فراقضایی علیه افراد سومالیتبار در کنیا میدانست. خانم عبدی گفته بود برادرش به دست نیروهای دولتی کشته شده و پس از آن، اعضای خانوادهاش نیز ناچار شده بودند مخفی شوند.
اما روایت او از خطر در کانادا پذیرفته نشد.
مقامهای مهاجرتی کانادا تشخیص دادند که جان حلیمه در کنیا در معرض خطر نیست و به این ترتیب درخواست پناهندگی او و همچنین درخواست Pre-Removal Risk Assessment رد شد.
یکی از حامیان او بعدها گفت خانم عبدی در زمان تنظیم پرونده پناهندگی، منابع و امکانات کافی برای بیان کامل داستان خود نداشته است.
از آنجا به بعد، زندگی حلیمه وارد دورهای شد که برای سالها میان «ماندن» و «بازگشت» معلق بود.
در ادمونتون، یک زندگی تازه شکل گرفت
حلیمه عبدی در کانادا فقط یک پرونده مهاجرتی نداشت؛ او بهتدریج یک زندگی ساخته بود.
در ادمونتون، مسیر زندگی او دوباره با فردی از گذشتهاش تلاقی کرد. او با Fowsi Abdi Yusuf، مردی که از قبل در کنیا میشناخت، ازدواج کرد. این زوج در سال ۲۰۱۸ ازدواج کردند و درخواست اسپانسرشیپ همسر نیز ارائه شد. حاصل زندگی مشترک آنها سه پسر بود: مختار، محمد و مبارک؛ سه کودک که در کانادا به دنیا آمدند.
در آن سالها، چیزی که برای بسیاری یک زندگی عادی محسوب میشد، برای حلیمه معنای دیگری داشت: هر تولد، هر روز مدرسه، هر مراجعه پزشکی و هر صبحی که فرزندانش را در کنار خود میدید، به نوعی به معنای ریشهدارتر شدن او در کانادا بود.
اما پرونده مهاجرتی همچنان بسته نشده بود.
روزی که مادر تصمیم گرفت ناپدید شود
در جون ۲۰۲۲، دستور بازگشت خانم عبدی به کنیا صادر شد.
او با یک انتخاب دردناک روبهرو شد: فرزندانش را که در کانادا متولد شده بودند در این کشور بگذارد یا آنها را با خود به کنیا ببرد. در روایتهای آن زمان، حتی این احتمال مطرح شد که اگر او برود، کودکان تحت مراقبت دولت آلبرتا قرار بگیرند.
حلیمه تصمیم گرفت پنهان شود.
او برای سه ماه از خانوادهاش جدا زندگی کرد؛ نه برای اینکه آنها را ترک کند، بلکه به امید اینکه جدایی موقت، مانع از جدایی بزرگتری شود. در آن مدت، خودش گفته بود سه ماه گریه کرده و زمانی که دوباره خانوادهاش را دید، دیگر اشکی برایش نمانده بود.
یکی از پسرانش نیز قرار بود تحت عمل جراحی بینی و گلو قرار بگیرد و خانم عبدی میگفت میخواهد دستکم تا زمان عمل و بهبودی او در کنار فرزندش باشد.
اما پنهانماندن راهحل دائمی نبود.
یک بار دیگر، هواپیما در انتظارش بود
در اکتبر ۲۰۲۲، پلیس ادمونتون خانم عبدی را پیدا و بازداشت کرد. پس از آن، خطر اخراج دوباره جدی شد.
این بار جامعه محلی، فعالان مهاجرت و گروههای مدافع حقوق کودکان وارد پرونده شدند. آنها استدلال میکردند که جدایی یک مادر از سه کودک متولد کانادا میتواند پیامدهای عمیقی برای خانواده داشته باشد.
در نهایت، در نوامبر ۲۰۲۳، درست زمانی که قرار بود عبدی با پروازی یکطرفه به کنیا بازگردانده شود، اخراج متوقف شد.
به گفته آژانس خدمات مرزی کانادا CBSA، برای او ورک پرمیت صادر شد تا بتواند برای مدت دو سال در کانادا بماند و پرونده مهاجرتیاش ادامه پیدا کند. حلیمه آن لحظه را «یک معجزه» توصیف کرد.
اما دو سال بعد، داستان هنوز تمام نشده بود.
سه سال بعد، همان ترس دوباره برگشت
در بهار ۲۰۲۶، خانم عبدی بار دیگر با دستور اخراج مواجه شد. گزارش CBC در ماه می میگفت او همچنان هر هفته به CBSA مراجعه میکرد، در حالی که پرونده درخواست اقامت دائم PR او بر مبنای ملاحظات انسانی و شرایط خاص در جریان بود.
یعنی زندگی او دوباره به همان نقطهای برگشته بود که سالها قبل تجربه کرده بود: یک مادر، سه فرزند و آیندهای که هنوز در دسترس، اما نامطمئن بود.
و سپس چهارم سپتامبر رسید.
همان مراجعه هفتگی که سالها بخشی از زندگی او بود، این بار به بازداشت انجامید.
۷۲ ساعت برای تغییر یک سرنوشت
پس از بازداشت حلیمه عبدی، حامیانش مقابل دفتر CBSA در ادمونتون تجمع کردند. وکیل و فعالان پرونده برای وزیر امنیت عمومی نامه نوشتند و بیش از هزار نفر نیز طوماری برای بازنگری در پرونده امضا کردند. عبدی به یک مرکز بازداشت در بریتیشکلمبیا منتقل شد و سپس دوباره به ادمونتون بازگردانده شد.
اما همزمان، اتفاق دیگری در پشت صحنه رخ میداد.
درخواست اقامت دائم PR خانم عبدی که در آگوست ۲۰۲۴ بر مبنای ملاحظات انسانی و شرایط خاص ارائه شده بود، سرانجام در ۹ سپتامبر شرایط لازم برای ورود به مرحله بعدی را احراز کرد.
یک روز بعد، CBSA این موضوع را دریافت و دستور اخراج را متوقف کرد.
پروازی که میتوانست عبدی را از فرزندانش جدا کند، دیگر انجام نمیشد.
در ۱۰ سپتامبر، او از بازداشت آزاد شد و در فرودگاه بینالمللی ادمونتون، بار دیگر به آغوش خانوادهاش بازگشت.
این بار هنوز پایان داستان نیست
توقف اخراج به معنای دریافت قطعی اقامت دائم نیست.
پرونده حلیمه اکنون وارد مرحلهای شده که بررسیهای پزشکی و امنیتی نیز باید انجام شود. CBSA اعلام کرده دستور اخراج تا زمان مشخص شدن نتیجه درخواست اقامت دائم متوقف خواهد ماند.
بنابراین، بعد از نزدیک به یک دهه، هنوز نمیتوان با قطعیت گفت که بالاخره حلیمه عبدی سرانجام برای همیشه در کانادا خواهد ماند.
اما تفاوت این بار در یک چیز است: او دیگر فقط منتظر متوقفشدن یک پرواز نیست؛ پرونده اقامت دائم او به مرحلهای رسیده که میتواند مسیر زندگیاش را تغییر دهد.
و شاید به همین دلیل است که عبدی، پس از سالهایی که بیشتر درباره فرار، بازداشت و اخراج حرف زده، حالا درباره آینده صحبت میکند.
او به امکان کار در پلیس، ارتش یا حتی پزشکی فکر میکند.
زنی که در سال ۲۰۱۷ از کنیا گریخت، سالها بعد هنوز در حال جنگیدن برای چیزی بسیار ساده است: اینکه بتواند صبح از خانه بیرون برود و مطمئن باشد وقتی شب برمیگردد، سه پسرش هنوز همانجا منتظر او هستند.
خودش وقتی به این سالها نگاه میکند، میگوید: «دختر، تو خیلی قوی هستی. اگر این نتوانست تو را بشکند، دیگر هیچچیز نمیتواند.»
برای حلیمه عبدی، این جمله شاید بیش از اینکه تنها یک جمله امیدبخش باشد؛ چکیده یک دهه زندگی در سرزمینی است که برای او «خانه» شده، اما از نظر حقوقی هنوز کاملاً خانه او نیست.






