اخبارداستان زندگی

سرنوشت پرونده تروریستی مهاجری که از مسیحیت به اسلام و از اردن به عربستان، قبرس و بالاخره به کانادا رسید؛ آزادی مشروط برای محکوم به حبس ابد

از غسل تعمید مسیحی در اردن تا گرویدن به اسلام در کودکی، از مهاجرت به کانادا تا طراحی یک طرح تروریستی و محکومیت به حبس ابد؛ زندگی Zakaria Amara مسیری پرپیچ‌وخم را طی کرده است. حالا، ۲۰ سال پس از بازداشت در پرونده Toronto 18، او آزادی مشروط کامل گرفته؛ تصمیمی که به او اجازه می‌دهد در خانه شخصی‌اش زندگی کند، در حالی که محکومیت حبس ابدش همچنان پابرجاست

زندگی زکریا اماره Zakaria Amara، از غسل تعمید مسیحی در اردن و گرویدن به اسلام در کودکی تا طراحی یک طرح تروریستی در کانادا، حبس ابد و حالا آزادی مشروط کامل، مسیری پرپیچ‌وخم بوده است. 

او که در چند کشور خاورمیانه بزرگ شد و در کودکی به کانادا مهاجرت کرد، در سال ۲۰۰۶ به یکی از چهره‌های اصلی پرونده تروریستی Toronto 18 تبدیل شد؛ طرحی که اهدافی مانند بورس اوراق بهادار تورنتو، دفاتر سازمان اطلاعاتی کانادا و یک پایگاه نظامی را نشانه گرفته بود. 

او در سال ۲۰۱۰ به حبس ابد محکوم شد. حالا، ۲۰ سال پس از بازداشت، هیات آزادی مشروط کانادا می‌گوید او دیگر نشانه‌ای از باورهای افراطی ندارد و اجازه دارد در خانه شخصی خود زندگی کند؛ هرچند محکومیتش همچنان پابرجاست و محدودیت‌ها و نظارت بر او ادامه دارد. 

  • دوران کودکی او چگونه و در چند کشور گذشت؟
  • چرا او از مسیحیت به اسلام تغییر دین داد؟
  • چه چیزی باعث شد او پس از بازداشت از افراط‌گرایی فاصله بگیرد؟ 
  • چرا نخستین درخواست آزادی مشروط او در سال ۲۰۲۱ رد شد؟ 
  • چه شواهدی سرانجام مقام‌ها را به این نتیجه رساند که تغییر او ماندگار است؟
  • و بالاخره اینکه او الان کجاست و چه می‌کند؟ 

این گزارش جزئیات بیشتری از زندگی او، سال‌های زندان، بازگشت تابعیت کانادایی‌اش و مسیر رسیدنش به آزادی مشروط را روایت می‌کند.

بهار ۲۰۰۶، زکریا اماره Zakaria Amara همزمان با اینکه در یک پمپ بنزین در میسی‌ساگا شاغل بود، داشت برای ساختن بمب و طراحی حمله به اهداف مهمی از جمله مقر سازمان اطلاعات امنیتی کانادا CSIS، بورس اوراق بهادار تورنتو و یک پایگاه نظامی برنامه‌ریزی می‌کرد. آن زمان او ۲۰ سال داشت و از چهره‌های اصلی طرحی تروریستی بود که می‌توانست به کشته شدن شمار زیادی از مردم منجر شود.

دو دهه بعد، هیات آزادی مشروط کانادا می‌گوید این مرد ۴۱ ساله دیگر نشانه‌ای از باورهای افراطی گذشته خود بروز نمی‌دهد و اجازه دارد باقی دوران محکومیت حبس ابدش را در خانه شخصی خود بگذراند.

تصمیم روز جمعه هیات آزادی مشروط کانادا، فصل تازه‌ای در زندگی یکی از چهره‌های اصلی پرونده تروریستی Toronto 18 رقم زده است؛ پرونده‌ای که در سال ۲۰۰۶ به بازداشت ۱۸ نفر در ارتباط با طرح بمب‌گذاری انجامید. هیات می‌گوید زکریا در زندان از افراط‌گرایی فاصله گرفته و در سال‌های حضور تحت نظارت در جامعه نیز تغییرات مثبت و پایداری نشان داده است.

اما آزادی مشروط کامل به معنای پایان محکومیت یا رفع همه محدودیت‌ها نیست. زکریا همچنان باید از شرایط سخت‌گیرانه آزادی خود پیروی کند و تا پایان عمر تحت نظارت خواهد بود.

در عین حال، این پرونده پرسشی دشوار را دوباره مطرح می‌کند: چگونه می‌توان تشخیص داد فردی که زمانی برای یک حمله تروریستی با تلفات گسترده برنامه‌ریزی کرده، واقعا تغییر کرده است؟

 

هیات آزادی مشروط چه شواهدی از تغییر زکریا ارائه کرده است؟

در تصمیم کتبی هیات دو نفره آزادی مشروط آمده است که زکریا در دوران زندان فرایند فاصله گرفتن از افراط‌گرایی را طی کرده است. به ارزیابی هیات، او از آزادی مشروط روزانه خود «برای هدف توان‌بخشی تعیین‌شده آن» استفاده کرده و در نگرش و رفتارش تغییرات مثبتی نشان داده است.

این ارزیابی تنها به رفتار او در زندان محدود نمی‌شود. طی چهار سالی که زکریا تحت آزادی مشروط در جامعه زندگی می‌کرد، استفاده از اینترنت، دوستی‌ها و روابطش زیر نظر بود. در این مدت، هیچ تخلفی از شرایط آزادی یا نگرانی امنیتی گزارش نشد.

زکریا اکنون قصد دارد در خانه شخصی خود زندگی کند و روزهایش را با یک شغل تمام‌وقت، حضور در مسجد، وقت‌گذرانی با خانواده و «فعالیت‌های تفریحی مناسب» بگذراند. با این حال، آزادی او همچنان مشروط به رعایت محدودیت‌های مشخصی است.

او اجازه ندارد با افراد درگیر در فعالیت‌های مجرمانه، از جمله دیگر متهمان بازداشت‌شده در دستگیری‌های جون ۲۰۰۶، یا کسانی که ایدئولوژی‌های افراطی دارند، تماس بگیرد. تنها استثنا، فعالیت او به‌عنوان مشاور در یک برنامه تخصصی است. او همچنین باید جلسات مشاوره را ادامه دهد و همچنان مشمول نظارت مالی و محدودیت‌های مربوط به تلفن و اینترنت باشد.

حکم حبس ابد نیز همچنان پابرجاست. قاضی Bruce Durno هنگام صدور حکم در سال ۲۰۱۰ توضیح داده بود که اگر زکریا روزی آزاد شود، تا پایان عمر تحت نظارت خواهد بود. بنابراین، تصمیم تازه محل گذراندن محکومیت او را تغییر می‌دهد، نه اصل محکومیت را.

 

زکریا پیش از تبدیل شدن به چهره اصلی یک پرونده تروریستی چه مسیری را طی کرد؟

Zakaria Amara در ۱۸ آگوست ۱۹۸۵ در اردن متولد شد و غسل تعمید ارتدوکس گرفت. او در چهار سالگی به عربستان سعودی رفت. به گزارش National Post، زکریا در ۱۰ سالگی پس از آنکه دوستانش به او گفتند اگر مسلمان نشود به جهنم خواهد رفت، به اسلام گروید.

او پس از آن در قبرس، کشور مادری‌اش، زندگی کرد و در سال ۱۹۹۷ در سن ۱۲ سالگی به کانادا مهاجرت کرد. تا آن زمان، زندگی در چهار کشور را تجربه کرده بود؛ در حالی که هنوز کودک بود.

گزارش‌های اولیه، او را جوانی شوخ‌طبع و اجتماعی توصیف می‌کنند. او در دبیرستان و سپس در دانشگاه در فهرست دانش‌آموزان ممتاز قرار داشت، اما بعدها دانشگاه را رها کرد و در میسی‌ساگا به کار در پمپ بنزین روی آورد. زکریا در باجه فروش یک جایگاه سوخت متعلق به Canadian Tire کار می‌کرد؛ همان جایی که پلیس بعدها با استفاده از یک دستگاه مخفی از او فیلم‌برداری کرد. تا سال ۲۰۰۶، او ازدواج کرده و صاحب دختری خردسال شده بود.

با این حال، نمی‌توان از تجربه مهاجرت، تغییر دین یا دوران کودکی او رابطه مستقیمی با گرایش بعدی‌اش به تروریسم نتیجه گرفت. هیچ‌یک از احکام دادگاه یا گزارش‌های منتشرشده‌ای که برای این گزارش بررسی شده‌اند، چنین رابطه‌ای را مطرح نمی‌کنند.

آنچه در سوابق و گزارش‌ها دیده می‌شود، جوانی است که از دوران نوجوانی وبلاگی با دیدگاه‌هایی هرچه ضدغربی‌تر می‌نوشت. او به نسلی از متهمان پرونده تعلق داشت که بیشترشان کانادایی‌های تحصیل‌کرده و متعلق به طبقه متوسط بودند. این افراد از جنگ عراق و نقش کانادا در افغانستان خشمگین بودند و به دنبال معنایی فراتر از زندگی روزمره خود می‌گشتند.

سال‌ها بعد، صفحه‌ای در فیسبوک که به نام Amara ایجاد شده بود، نوشت که او هیچ‌گاه احساس نکرده کانادایی است، زیرا سفیدپوست نیست. در آن صفحه همچنین آمده بود که ترکیبی از عوامل درونی و بیرونی در گرفتار شدن او در این مسیر نقش داشته‌اند. زکریا در جلسه آزادی مشروط سال ۲۰۲۱ نیز گفت که احساس نمی‌کند کاملا کانادایی است، اما افزود: «دارم این مسیر را طی می‌کنم.»

 

پروژه تروریستی Toronto 18 چگونه شکل گرفت و زکریا چه نقشی در آن داشت؟

دسامبر ۲۰۰۵، زکریا و یکی دیگر از سازمان‌دهندگان این طرح، یک «اردوی آموزشی» زمستانی در منطقه‌ای روستایی در انتاریو برگزار کردند. حدود ۱۲ نفر، از جمله یک مامور مخفی پلیس، در برف راهپیمایی کردند و ویدیوهای جهادی تماشا کردند.

ماموران سازمان اطلاعات امنیتی کانادا CSIS که در همان سال دو بار به خانه زکریا سر زده بودند، نتوانستند او را از ادامه فعالیت‌هایش منصرف کنند. او حتی از خودروهای آنها فیلم گرفت.

در ژانویه ۲۰۰۶، زکریا متوجه شد که همکارش تصاویر اردو را برای فردی در خارج از کشور فرستاده است. او از اینکه چهره‌اش در این تصاویر دیده می‌شد، به‌شدت خشمگین شد و تصمیم گرفت طرح خود را جداگانه پیش ببرد.

او در کتابخانه‌های عمومی درباره مواد شیمیایی مورد استفاده در بمب تحقیق کرد و چاشنی انفجاری‌ای ساخت که با تماس تلفنی فعال می‌شد. سپس گروه خود را تشکیل داد و آن را به دو دسته تقسیم کرد؛ دو گروهی که از فعالیت‌های یکدیگر اطلاعی نداشتند.

یکی از رابط‌های او که بعدها مشخص شد خبرچین بوده، سفارش تهیه سه تن کود نیترات آمونیوم را ثبت کرد. آزمایش RCMP روی ترکیب شیمیایی تهیه‌شده توسط زکریا نشان داد که قدرت انفجار آن معادل ۷۶۸ کیلوگرم تی‌ان‌تی بود. او قصد داشت در حوالی زمان انفجار به پاکستان فرار کند و سپس راهی افغانستان شود.

بازداشت زکریا در روزی انجام شد که مواد مورد استفاده برای ساخت بمب به یک انبار تحویل داده می‌شد. در آن آخر هفته، بیش از ۴۰۰ مامور در سراسر انتاریو عملیات بازداشت را اجرا کردند و ۱۸ نفر در پرونده‌ای که بعدها به نام Toronto 18 شناخته شد، دستگیر شدند.

روزنامه Mississauga News در آن زمان گزارش داد که همسایه‌ها صندلی‌های تاشوی خود را همراه با پاپ‌کورن به حیاط خانه‌هایشان برده بودند تا عملیات سه‌ساعته‌ای را تماشا کنند که به بازداشت زکریا انجامید.

 

چرا قاضی او را به حبس ابد محکوم کرد؟

زکریا در اکتبر ۲۰۰۹ به جرم خود اعتراف کرد. چند روز پیش از صدور حکم، عذرخواهی عمومی خطاب به «هم‌وطنان کانادایی» منتشر کرد و گفت ایدئولوژی‌ای را که او را به این مسیر کشانده بود، کنار گذاشته است. او قول داد از دوران محکومیت خود برای تبدیل شدن از مردی ویرانگر به مردی سازنده استفاده کند.

۱۸ ژانویه ۲۰۱۰، قاضی Bruce Durno او را به حبس ابد محکوم کرد؛ شدیدترین مجازات موجود در قوانین ضدتروریسم کانادا. زکریا از سال ۲۰۱۶ واجد شرایط درخواست آزادی مشروط می‌شد.

Durno او را مغز متفکر طرح و جذب‌کننده فعال جوانان توصیف کرد. قاضی این نقشه را «وحشتناک و لرزه‌آور» خواند و گفت احتمال تلفات جانی آن در کانادا سابقه نداشته است. او همچنین درباره ماندگاری تغییر نگرش زکریا تردید داشت.

با این حال، قاضی امکان تغییر را کاملا منتفی ندانست. Durno گفت: «من این در را برای همیشه بسته نمی‌دانم.» اعتراض زکریا به حکم نیز در مرحله تجدیدنظر به نتیجه نرسید.

 

چه اتفاقی در زندان باعث شد زکریا از باورهای افراطی خود فاصله بگیرد؟

سال‌های نخست زندان، مسیر مستقیمی به سوی تغییر نبود. زکریا می‌گوید سه سال اول بازداشت پیش از محاکمه را در سلول انفرادی گذراند؛ تجربه‌ای که به گفته خودش خشم او را بیشتر کرد.

او بعدتر در زندان Don Jail به بخش عمومی منتقل شد. در آنجا با یک زندانی یهودی درباره فلسطین، یک سرباز سابق که در افغانستان جنگیده بود و یک بانکدار فعال در Bay Street که برادرانش در یکی از ساختمان‌های هدف حمله کار می‌کردند، بحث کرد.

پس از صدور حکم، او را به واحد نگهداری ویژه در کبک، محدودکننده‌ترین مرکز بازداشت کانادا، منتقل کردند. زکریا شش سال در آنجا ماند. به گفته خودش، در این مدت نه به روان‌درمانی دسترسی داشت و نه در برنامه‌ای برای بازپروری شرکت کرد؛ وضعیتی که باعث شد دوباره به افکار گذشته‌اش بازگردد. او در سال ۲۰۱۱ آب جوش روی یک زندانی دیگر ریخت.

اما نقطه عطف بعدی از مسیری غیرمنتظره فرا رسید. تابستان ۲۰۱۴، زکریا تحولات مربوط به قدرت گرفتن داعش را دنبال می‌کرد و به گفته خودش، تصور می‌کرد «برادران» در حال تصرف مناطق بیشتری هستند.

سپس گزارش‌هایی درباره درگیری‌های داخلی و خشونت‌های این گروه منتشر شد؛ از جمله سر بریدن افراد، حمله به مساجد و سوزاندن یک خلبان اردنی. زکریا این اقدامات را انحراف از دین خود می‌دانست. خلبان کشته‌شده اهل اردن بود؛ همان کشوری که زکریا در آن متولد شده بود.

او طی حدود یک سال، هم در آرمان خود و هم در باورهای مذهبی‌اش تجدیدنظر کرد. هیات آزادی مشروط، آغاز تغییر ایدئولوژیک او را به سال ۲۰۱۴ نسبت می‌دهد.

زکریا در جلسه آزادی مشروط سال ۲۰۲۱ گفت زندان و حتی محکومیت به حبس ابد را نعمتی می‌داند، زیرا «رفتن به زندان بهترین نتیجه ممکن بود.»

 

داستان «پسر و قلعه شنی» چگونه به بخشی از مسیر تغییر او تبدیل شد؟

اینجا بود که زکریا نوشتن را آغاز کرد. در زندان Millhaven، سردبیر مجله‌ای برای زندانیان، داستان او با عنوان «پسر و قلعه شنی‌اش» را منتشر کرد. داستان درباره پسری است که پیوسته قلعه شنی‌ای را تقویت می‌کند که بیش از حد به امواج نزدیک ساخته است.

نوشته‌های زکریا همچنین به دوران کودکی و نوجوانی‌اش می‌پردازند؛ دوره‌ای که به گفته روایت منتشرشده از آثار او، تجربه تعرض جنسی نیز در آن وجود داشته است. او می‌ترسید کنار گذاشتن ایدئولوژی‌اش به معنای دست کشیدن از ایمانش باشد. اما به گفته خودش، وقتی سرانجام این دو را از هم جدا کرد، ایمانش به جای فروپاشی، قوی‌تر شد.

خواهرش Dena متوجه شد که گفت‌وگوهای آنها صادقانه‌تر شده است. تا سال ۲۰۱۹ نیز ماموران زندان در یک مرکز با سطح امنیتی متوسط، زکریا را فردی مودب و کم‌حرف توصیف می‌کردند.

 

چرا تابعیت کانادایی او لغو شد و چگونه دوباره بازگشت؟

هم‌زمان با نوشتن زکریا در زندان، تابعیت او به موضوعی بحث‌برانگیز در سطح ملی تبدیل شد.

سپتامبر ۲۰۱۵ و در جریان کارزار انتخاباتی فدرال، دولت از اختیار قانونی تازه‌ای استفاده کرد که اجازه می‌داد تابعیت تروریست‌های محکوم‌شده‌ای را که تابعیت کشور دیگری را نیز داشتند، لغو کند. زکریا نخستین فردی بود که تابعیتش بر اساس این قانون لغو شد. نامه‌ای که در زندانی در کبک به او تحویل داده شد، اعلام می‌کرد که دیگر شهروند کانادا نیست. وزیر دفاع وقت گفت او «تابعیت خودش را از دست داده است».

این قانون شامل شهروندان دوتابعیتی محکوم به تروریسم، خیانت یا جاسوسی و همچنین اعضای گروه‌های مسلحی می‌شد که با کانادا در جنگ بودند.

منتقدان می‌گفتند این قانون دو دسته شهروند کانادایی ایجاد می‌کند، زیرا با کسانی که از طریق مهاجرت تابعیت گرفته بودند، متفاوت از افرادی رفتار می‌شد که در کانادا متولد شده بودند.

جاستین ترودو که در آن زمان در کارزار انتخاباتی حضور داشت، گفت: «یک کانادایی، همیشه یک کانادایی است.» برای کسانی که گذرنامه دوم دارند یا در بزرگسالی به کانادا آمده‌اند، این بحث به اصل معنای شهروندی مربوط می‌شد.

هیوا علیزاده Hiva Alizadeh، شهروند ایرانی‌کانادایی که برای بمب‌گذاری‌های مرتبط با القاعده در کانادا برنامه‌ریزی کرده بود، از جمله افرادی بود که در آن زمان اخطار رسمی دریافت کردند.

پس از روی کار آمدن ترودو، این قانون لغو شد و تابعیت زکریا در ۱۹ جون ۲۰۱۷ به‌طور خودکار بازگردانده شد.

 

چرا درخواست آزادی مشروط او در سال ۲۰۲۱ رد شد؟

زکریا در نخستین جلسه آزادی مشروط خود در سال ۲۰۲۱، هم در آغاز و هم در پایان جلسه گریه کرد. او از خواهرش و دخترش تشکر کرد؛ دختری که هنگام بازداشت پدرش تنها ۹ ماه داشت. او نامه‌ای در ۱۰۲ صفحه به هیات ارائه کرده بود.

اعضای هیات در تغییر او تردیدی نداشتند، اما به این نتیجه رسیدند که خطر همچنان در سطحی غیرقابل‌کنترل قرار دارد. یکی از دلایل این تصمیم آن بود که سازمان خدمات اصلاحی کانادا برنامه‌ای برای کمک به تروریست‌های محکوم‌شده جهت کاهش خطر تکرار رفتارشان ارائه نمی‌کرد.

زکریا می‌گوید هیات از او انتظار داشت ثابت کند در برنامه‌ای ثبت‌نام کرده که اساسا وجود نداشت. به همین دلیل، او به دنبال راهی خارج از زندان رفت.

او با برنامه‌ای برای مقابله با افراط‌گرایی خشونت‌آمیز به نام Estimated Time of Arrival یا ETA همکاری کرد. به بازرسان امنیت ملی RCMP رو آورد و از آنان خواست هرقدر لازم باشد از او بازجویی کنند تا مشخص شود آیا همچنان خطری محسوب می‌شود یا نه.

RCMP به این نتیجه رسید که او دیگر رادیکال نیست و به نظر می‌رسد تغییراتش بلندمدت باشد. این نهاد همچنین اعلام کرد که او می‌تواند بر افرادی که همچنان دیدگاه‌های رادیکال دارند، تاثیر مثبتی بگذارد. هیات در سال ۲۰۲۲ با آزادی مشروط او موافقت کرد.

 

زندگی او پس از آزادی چگونه گذشت؟

زندگی زکریا در جامعه ساده و با نظارت دقیق همراه بود. او در یک مرکز اقامت موقت برای افراد آزادشده از زندان زندگی می‌کرد و پنج روز در هفته در یک تعمیرگاه ساعت کار می‌کرد. روزهای تعطیل با دوچرخه در تورنتو می‌گشت.

او پیام‌های متنی خود را با یک تلفن ساده تایپ می‌کرد و یک دستگاه واژه‌پرداز خرید تا بتواند نوشتن را ادامه دهد. همچنین مجموعه‌ای از نوشته‌هایش را به‌صورت مستقل منتشر کرد و در یک دوره نویسندگی خلاق در دانشگاه تورنتو ثبت‌نام کرد.

به گزارش The Walrus، او آخرین عضو گروه Toronto 18 بود که آزادی مشروط دریافت کرد.

 

آیا جامعه کانادا نیز تغییر او را پذیرفته است؟

نوامبر ۲۰۲۳، زکریا برای Michelle Shephard، خبرنگار پیشین حوزه امنیت ملی در روزنامه تورنتو استار که ماجرای بازداشت او را پوشش داده بود، ایمیلی نوشت. آنها در دانشگاه متروپولیتن تورنتو (رایرسون پیشین) با یکدیگر دیدار کردند.

زکریا در پیامی نوشت که میزی رزرو کرده و برای پیدا کردن جایی جهت نماز خواندن بیرون می‌رود. وقتی برگشت، بابت رها کردن کیفش بدون مراقبت عذرخواهی کرد و توضیح داد که چنین کاری ممکن است از نگاه ناظران یک تروریست محکوم‌شده، معنای دیگری داشته باشد. Shephard می‌گوید اصلا چنین فکری به ذهنش نرسیده بود.

تصمیم‌گیری درباره اینکه داستان زندگی‌اش را علنی کند یا نه، چند هفته طول کشید. او سرانجام نوشت: «باور ندارم رستگاری بدون نظارت و بررسی عمومی امکان‌پذیر باشد.» همچنین گفت می‌خواهد دخترش روزی مطلبی درباره او در رسانه‌ها بخواند و به جای احساس شرمندگی، به پدرش افتخار کند.

با این حال، همه قانع نشده‌اند. Phil Gurski، تحلیلگر پیشین CSIS، از زکریا انتقاد کرده و گفته است او مسئولیت کامل اقداماتش را نمی‌پذیرد؛ زیرا رفتار خود را به ترکیبی از عوامل نسبت داده، در حالی که همیشه امکان انتخاب داشته است.

زکریا می‌گوید این انتقاد او را آزرده کرده، زیرا به گفته خودش، هدف اصلی نوشته‌هایش دقیقا پذیرفتن مسئولیت بوده است.

تردیدی که قاضی در سال ۲۰۱۰ درباره ماندگاری تغییرات او مطرح کرده بود، اکنون با ارزیابی مقام‌های رسمی پس از ۱۶ سال نظارت روبه‌روست. با این حال، این ارزیابی به معنای آن نیست که افکار عمومی نیز به همان نتیجه رسیده است.

 

آزادی مشروط کامل چه تغییری در زندگی او ایجاد می‌کند؟

تصمیم تازه هیات آزادی مشروط، محکومیت حبس ابد زکریا را تغییر نمی‌دهد. آنچه تغییر کرده، محل گذراندن دوران محکومیت اوست: از این پس می‌تواند در خانه شخصی خود زندگی کند، مشروط بر اینکه محدودیت‌های تعیین‌شده را رعایت کند و تحت نظارت باقی بماند.

برنامه او شامل کار، حضور در مسجد، وقت‌گذرانی با خانواده و فعالیت‌های تفریحی مناسب است. در مقابل، تماس با افراد مرتبط با جرم یا دارای ایدئولوژی‌های افراطی همچنان ممنوع خواهد بود و محدودیت‌های مالی و ارتباطی نیز ادامه خواهد داشت.

هیات آزادی مشروط به این نتیجه رسیده است که زکریا دیگر نشانه‌ای از پایبندی به افراط‌گرایی نشان نمی‌دهد. اما ارزیابی مقام‌های رسمی، به‌تنهایی به معنای پایان بحث درباره مسئولیت او در گذشته یا پذیرش تغییراتش از سوی جامعه نیست.

او اکنون می‌تواند در خانه خود زندگی کند، اما محکومیت حبس ابد همچنان پابرجاست؛ همان‌طور که پرونده‌ای که نام او را با یکی از نگران‌کننده‌ترین طرح‌های تروریستی کانادا پیوند داده، بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی آینده‌اش خواهد بود.

رسانه آتش را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید
افزودن

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا