ارنست همینگوی میتوانست یکی از بزرگترین نویسندگان کانادا باشد؛ اگر سردبیر تورنتو استار او را فراری نمیداد
مقاله Richard Warnica در Toronto Star بررسی میکند که چگونه تجربه کوتاه ارنست همینگوی در تورنتو، رابطه پرتنش او با این روزنامه و برخورد با سردبیر قدرتمند آن، باعث شد کانادا یکی از بزرگترین فرصتهای ادبی قرن بیستم را از دست بدهد.

چگونه تورنتو استار ارنست همینگوی را از کانادا بیرون کرد؟
ارنست همینگوی ممکن بود امروز نه فقط بهعنوان یکی از مشهورترین نویسندگان آمریکا، بلکه بهعنوان یکی از چهرههای بزرگ ادبیات کانادا شناخته شود. اما یک تجربه کوتاه و تلخ در تورنتو، مسیر زندگی او را تغییر داد.
مقاله Richard Warnica در Toronto Star روایت میکند که چگونه اختلاف شدید همینگوی با سردبیر این روزنامه باعث شد این نویسنده جوان تنها پس از چهار ماه حضور در تورنتو، کانادا را ترک کند؛ تصمیمی که شاید یکی از بزرگترین «چه میشد اگر»های تاریخ ادبیات این کشور باشد.
این مقاله توسط Richard Warnica، نویسنده ارشد بخش دیدگاه تورنتو استار نوشته شده است. او در این مطلب با بررسی نامهها، اسناد و روایتهای تاریخی مربوط به سالهای حضور همینگوی در تورنتو، به نقش این شهر و تورنتو استار در شکلگیری مسیر حرفهای این نویسنده پرداخته است.
تورنتویی که همینگوی دید، با شهری که Ondaatje ساخت، متفاوت بود
نویسنده مقاله را با مقایسه تجربه ارنست همینگوی و Michael Ondaatje، یکی از مهمترین نویسندگان تاریخ کانادا، آغاز میکند.
آقای Ondaatje در سال ۱۹۶۳ از سریلانکا به تورنتو آمد، در دانشگاه تورنتو تحصیل کرد، به تدریس زبان انگلیسی پرداخت و به یکی از چهرههای مهم ادبی این شهر تبدیل شد. اما همینگوی که ۴۳ سال قبل از او وارد تورنتو شده بود، نگاه کاملا متفاوتی به این شهر داشت.
همینگوی در سال ۱۹۲۳، زمانی که همراه همسر اولش Hadley که باردار بود به تورنتو آمد، شهری را دید که به گفته خودش پر از «کسب پول، شلوغی و بیروحی» بود.
در مقابل، Ondaatje در رمان In the Skin of a Lion تصویری متفاوت از تورنتوی سالهای پس از جنگ جهانی اول ارائه کرد؛ شهری پر از داستان، طبقه اجتماعی، عشق، جرم و بازسازی هویت.
در این رمان، شخصیت اصلی داستان یعنی Patrick Lewis در سال ۱۹۲۳ وارد تورنتو میشود؛ همان سالی که همینگوی واقعی نیز در این شهر زندگی میکرد. اما جایی که شخصیت خیالی Ondaatje، تورنتو را فرصتی تازه میبیند، همینگوی تنها ناامیدی را تجربه کرد.
همینگوی قرار بود یک سال در تورنتو بماند، اما چهار ماه بعد فرار کرد
همینگوی در ابتدا قصد داشت حداقل یک سال در تورنتو زندگی کند. او پیش از آن نیز سابقه همکاری با تورنتو استار را داشت و در سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۳ برای این روزنامه کار کرده بود.
او ابتدا بهعنوان نویسنده گزارشهای ویژه فعالیت میکرد و آزادی زیادی در انتخاب موضوعات داشت. بعدها نیز بهعنوان خبرنگار خارجی در اروپا فعالیت کرد.
اما بازگشت او به تورنتو در سال ۱۹۲۳ شرایط متفاوتی داشت.
همینگوی، همسرش Hadley و فرزند تازهمتولدشان John که با نام Bumby شناخته میشد، تنها چهار ماه پس از ورودشان تصمیم گرفتند شهر را ترک کنند.
آنها حتی قرارداد اجاره آپارتمانشان در خیابان Bathurst را نیمهکاره رها کردند و با قطار از تورنتو خارج شدند.
همینگوی بعدها در نامهای به دوستانش در پاریس نوشت که بازگشت به تورنتو «یک تصمیم اشتباه» بوده است.
اما نویسنده مقاله معتقد است مشکل اصلی همینگوی با خود کانادا نبود؛ بلکه با فردی بود که در تورنتو استار زیادی داشت.
آقای Harry Hindmarsh؛ سردبیری که همینگوی هرگز او را فراموش نکرد
آقای Harry Comfort Hindmarsh، سردبیر قدرتمند تورنتو استار، فردی بود که بیشترین تاثیر را بر تصمیم همینگوی برای ترک کانادا گذاشت.
او داماد Joseph «Holy Joe» Atkinson، مالک مشهور تورنتو استار بود و بیش از چهار دهه کنترل اتاق خبر این روزنامه را در اختیار داشت.
همینگوی از همان دوران همکاری کوتاهش با او، رابطه بسیار بدی پیدا کرد.
طبق مقاله، Hindmarsh اعتقاد داشت خبرنگاران جدید باید تحت فشار شدید قرار بگیرند تا توانایی آنها مشخص شود. این روش در تورنتو استار به Hindmarsh treatment معروف شده بود.
همینگوی در دوره بازگشت خود مجبور بود روزهای بسیار طولانی کار کند؛ گاهی تا ۱۹ ساعت در روز مشغول تهیه گزارش بود، به شهرهای مختلف سفر میکرد و مأموریتهایی انجام میداد که احساس میکرد در سطح توانایی او نیست.
همسرش Hadley در نامهای به خانواده همینگوی نوشته بود که او به دلیل حجم زیاد کار، سفرهای مداوم، کمبود خواب و گزارشهای بیاهمیت، کاملا خسته شده است.
ماموریتی که باعث شد همینگوی برای همیشه تصمیم به رفتن بگیرد
نقطه شکست رابطه همینگوی و تورنتو استار زمانی اتفاق افتاد که Hindmarsh او را برای پوشش سفر David Lloyd George، نخستوزیر پیشین بریتانیا، به نیویورک فرستاد.
این مأموریت باعث شد همینگوی تولد فرزندش را از دست بدهد.
وقتی به تورنتو بازگشت، به جای رفتن به دفتر روزنامه، به صورت مستقیم به بیمارستان رفت تا خانوادهاش را ببیند. اما روز بعد Hindmarsh بهشدت او را سرزنش کرد.
این برخورد باعث خشم شدید همینگوی شد. او در نامهای به Ezra Pound نوشت که از آن پس هر کاری انجام دهد، با نفرت کامل نسبت به Hindmarsh خواهد بود.
همینگوی تا ۲۶ دسامبر در تورنتو استار ماند تا پاداش کریسمس خود را دریافت کند. آخرین حضور او در تورنتو، برگزاری جشن ازدواج دوست و همکارش Jimmy Cowan بود. این جشن در همان آپارتمان خیابان Bathurst برگزار شد که چند روز قبلتر، خودش، همسرش Hadley و فرزندشان پس از تصمیم به ترک کانادا آن را تخلیه کرده بودند.
آن ساختمان هنوز در خیابان Bathurst، شمال خیابان St. Clair، وجود دارد و با نام The Hemingway شناخته میشود.
اگر همینگوی در کانادا میماند چه اتفاقی میافتاد؟
بخش اصلی مقاله به یک پرسش تاریخی میپردازد: اگر همینگوی مدیر بهتری داشت، آیا در کانادا میماند؟
آقای Richard Warnica، نویسنده مقاله معتقد است این احتمال وجود داشت.
او مینویسد همینگوی برخلاف تصویری که بسیاری دارند، فقط یک نویسنده اروپایی نبود. بخش زیادی از زندگی او در آمریکای شمالی گذشت.
به باور نویسنده، اگر شرایط کاری او در تورنتو بهتر بود، ممکن بود همینگوی این شهر را خانه خود کند، همچنان برای تورنتو استار کار کند و داستانهای مهمی از رویدادهای تاریخی جهان را از یک پایگاه کانادایی بنویسد.
شاید او درباره طبیعت کانادا، کوههای بریتیش کلمبیا، سواحل شرقی یا زندگی مردم این کشور داستانهایی خلق میکرد.
میراثی که با وجود رفتن همینگوی از تورنتو همچنان در شهر باقی مانده است
با وجود پایان تلخ رابطه همینگوی با تورنتو، ارتباط او با این شهر همچنان ادامه دارد.
کنفرانس International Hemingway Society در تورنتو برگزار شده و آثار و خاطرات مربوط به دوران حضور او همچنان مورد توجه پژوهشگران ادبی است.
آقای Warnica در پایان مقاله مینویسد که Harry Hindmarsh در سال ۱۹۲۳ توانست همینگوی را از تورنتو استار و کانادا دور کند، اما بیش از یک قرن بعد، تاریخ قضاوت متفاوتی دارد.
زمانی Hindmarsh بهعنوان یکی از بزرگترین روزنامهنگاران کانادا شناخته میشد، اما امروز بسیاری او را بهعنوان سردبیری به یاد میآورند که نتوانست استعداد نویسندهای را که بعدها برنده جایزه نوبل شد، تشخیص دهد.








