در این ویدیو، یک پزشک ایرانی که بهتازگی ایران را ترک کرده، در گفتوگو با CBC News با جزئیات کامل از تجربه خود در درمان مجروحان اعتراضات سراسری ایران میگوید؛ روایتهایی تکاندهنده از شبهایی که همزمان با قطع سراسری اینترنت، خشونت نیروهای امنیتی به شکلی بیسابقه شدت گرفت و آنچه رخ داد، عملا از چشم جهان پنهان ماند.
او روایت خود را اینگونه آغاز میکند:
«اولین بیماری که ساعت ۸ شب آوردند، وقتی رسید، دیگر جان باخته بود. عملا کاری از دست ما برنمیآمد. از آن لحظه تا صبح، حدود هشت نفر دیگر هم جان خود را از دست دادند.»
این پزشک توضیح میدهد که آن شبها مصادف بود با دومین روز قطع کامل اینترنت سراسری؛ اقدامی که به گفته شاهدان، برای پنهانکردن شدت سرکوب انجام شد.
او میگوید: «شب قبلش، بیشتر جراحتها از ناحیه پایینتنه بود و با ساچمه. اما آن شب، اولین بیماری که آوردند، مستقیما از ناحیه قفسه سینه هدف قرار گرفته بود. بعد از آن، تقریبا تمام کسانی که به درمانگاه ما میرسیدند، با گلوله جنگی تیر خورده بودند.»
این پزشک تاکید میکند که درمانگاه محل کارش، یک مرکز کوچک محلی بود؛ جایی که کارکنانش معمولا با پیچخوردگی مچ پا، سرماخوردگی یا بیماریهای ساده سر و کار داشتند، نه زخمهای ناشی از شلیک مستقیم گلوله: «ما اصلا برای چنین جراحتهایی آماده نبودیم. خونریزیها شدید بود. امکانات نداشتیم. اما با این حال، مردم مجروح را میآوردند چون از رفتن به بیمارستانهای بزرگ میترسیدند.»
او میگوید ترس بیماران بیدلیل نبود: «مدام میشنیدیم که هرکسی به بیمارستانهای بزرگ برود، بازداشت میشود. بعد از آن هم دیگر کسی نمیداند چه بر سرش میآید.»
به گفته او، حتی پیش از قطع اینترنت، گزارشهایی وجود داشت که نیروهای امنیتی به بیمارستانها میرفتند و معترضان زخمی را از تخت درمان بیرون میکشیدند.
این پزشک با صدایی که برای امنیتش تغییر داده شده، صحنههای آن شبها را چنین توصیف میکند: «صحنهها بهشدت وحشتناک بود. لباسهای ما پر از خون شده بود. زمین پر از خون بود. ما عادت نداشتیم چنین چیزهایی ببینیم.»
سختترین بخش این تجربه، به گفته او، دیدن جوانانی بود که جانشان را از دست میدادند: «سختترین لحظهها وقتی بود که جوانها میمردند و من هیچ کاری از دستم برنمیآمد.»
او ادعاهای حکومت ایران مبنی بر نقش «عوامل خارجی» در کشتار معترضان را رد میکند و میگوید آنچه دیده، چیز دیگری بوده است: «تعداد زیادی از نیروهای خودشان، صورتهایشان را پوشانده بودند و با کلاشینکف در خیابانها بودند. من مطمئنم که این نیروهای خود حکومت بودند که به مردم شلیک میکردند. خشونت آنان را قبلا هم دیده بودم.»
این پزشک میگوید چند روز بعد، در ۱۴ ژانویه، ایران را ترک کرده است. به دلیل نگرانیهای امنیتی، نام و محل فعالیت او فاش نشده. او میگوید حتی پس از خروجش، فشارها ادامه داشته: «بعد از اینکه من رفتم، نیروهای امنیتی به درمانگاه آمدند و تصاویر دوربینهای مداربسته را با خودشان بردند؛ برای اینکه هرکسی را که به مجروحان کمک کرده بود، شناسایی کنند.»
او به نقل از شبکهای از پزشکان و کادر درمان در ایران میگوید که برآوردهایی وجود دارد که شمار کشتهشدگان ممکن است بسیار بیشتر از آمارهای رسمی باشد: «یک شبکه از پزشکان پیشبینی کردهاند که تعداد جانباختگان ممکن است به بیش از ۳۰ هزار نفر برسد.»
این پزشک میگوید خودش هم با شنیدن روایتهای میدانی، چنین احتمالی را بعید نمیداند: «یک راننده آمبولانس به من گفت که فقط در ۴۸ ساعت، حدود ۵۰۰ جسد را به قبرستان منتقل کرده است. میگفت جا برای اجساد نبود و مجبور شدند همه را داخل یک کانتینر بگذارند.»
او اضافه میکند: «اگر این اتفاق در منطقه ما افتاده، حتما در جاهای دیگر هم همینطور بوده.»
در پایان، این پزشک از وضعیت روحی مردم ایران میگوید: «نمیدانم باید چه کار کنیم. مردم احساس درماندگی میکنند. من روزهایم را با این امید میگذرانم که این حکومت سقوط کند.»
برای دیدن و شنیدن روایت کامل این پزشک ایرانی از آنچه در پشت درهای بسته درمانگاهها و در سایه قطع اینترنت رخ داد، ویدیو را ببینید و با دیگران به اشتراک بگذارید.








