مهاجر تازهوارد ۴ سال پس از ورود به کانادا توانست خانهدار شود؛ روایت Globe and Mail از راهکارها و چالشها

آیا یک مهاجر تازهوارد میتواند در مدت کوتاهی در این کشور صاحب خانه شود؟ داستان Anna، زن ۲۹ سالهای که تنها ۴ سال پس از مهاجرت به کانادا صاحب خانه شد، پاسخی واقعی به این سوال است، اما با جزئیاتی که تصویر را پیچیدهتر میکند.
روزنامه Globe and Mail کانادا در گزارشی درباره وی مینویسد:
خانم Anna که از فیلیپین به کانادا آمده، اکنون در وینیپگ بهصورت تماموقت در حوزه منابع انسانی HR کار میکند و سالانه حدود ۸۰ هزار دلار درآمد دارد.
اما آنچه مسیر او را متفاوت کرده، یک منبع درآمد دوم است: حدود ۲۰ هزار دلار در سال از یک شغل آنلاین بهعنوان تحلیلگر کیفیت برای یک شرکت تکنولوژی در آمریکا، با فقط ۷ ساعت کار در هفته.
چنین درآمد دومی، بهویژه برای بسیاری از مهاجران که در سالهای اول با چالشهای مالی روبهرو هستند، نقش کلیدی دارد. Anna حتی پیش از مهاجرت، در فیلیپین شروع به پسانداز و سرمایهگذاری کرده بود و توانست حدود ۳۰ هزار دلار پسانداز کند، مزیتی که البته همه مهاجران ممکن است از آن برخوردار نباشند.
او پس از ورود به کانادا، با زندگی نزد خانواده و کنترل هزینهها، ماهانه حدود ۱۵۰۰ دلار پسانداز میکرد. این الگوی «زندگی حداقلی» برای بسیاری از مهاجران آشناست، اما اجرای آن در عمل نیازمند انضباط مالی بالاست.
۴ سال از آمدن Anna به کانادا گذشته بود، که او توانست یک خانه ۱.۵ طبقه با مساحت حدود ۹۰۰ فوت مربع در وینیپگ بخرد. قیمت این خانه ۳۲۵ هزار دلار بود، بازاری که نسبت به شهرهایی مانند تورنتو یا ونکوور بسیار مقرونبهصرفهتر است.
او با پرداخت ۲۰ درصد پیشپرداخت (حدود ۶۵ هزار دلار) و یک مورگیج با نرخ ۴.۱ درصد و دوره بازپرداخت ۲۵ ساله، وارد بازار شد. اقساط ماهانه او حدود ۱۴۰۰ دلار است.
نکته دیگری که میتواند برای مهاجران جالب باشد، این است که Anna پس از دریافت اقامت دائم PR، توانست از ابزارهای مالی کانادایی استفاده کند. او سرمایههای خود را به حساب TFSA منتقل کرد و همچنین از حساب First Home Savings Account استفاده کرد و حداکثر سالانه ۸۰۰۰ دلار در آن سپردهگذاری کرد که حدود ۸۰۰ دلار بازگشت مالیاتی برایش داشت.
اما مسیر او بدون چالش نبود. در جریان خرید، ۸ بار آفر او رد شد، در برخی موارد، تا ۱۰۰ هزار دلار بالاتر از قیمت پیشنهادی رقبا. این تجربه نشان میدهد که حتی در بازارهای «ارزانتر» کانادا، رقابت همچنان جدی است.
از نظر سبک زندگی، Anna تأکید میکند که کلید موفقیت او نه فقط درآمد، بلکه کنترل هزینهها بوده است: «خیلیها با افزایش درآمد، سبک زندگیشان را هم گرانتر میکنند، اما من این کار را نکردم.»
با این حال، او هشدار میدهد که بسیاری از خریداران، بهویژه مهاجران تازهوارد، هزینههای پنهان مالکیت خانه را دستکم میگیرند: «پرداخت اقساط مورگیج سادهترین بخش است. چالش واقعی وقتی شروع میشود که چیزی خراب شود یا هزینه غیرمنتظرهای پیش بیاید.»
این داستان، در عین الهامبخش بودن، یک واقعیت مهم را هم نشان میدهد: ورود به بازار مسکن برای مهاجران در کانادا ممکن است، اما اغلب نیازمند ترکیبی از درآمد چندگانه، حمایت خانوادگی، انتخاب شهرهای ارزانتر و سالها انضباط مالی است؛ مسیری که ساده نیست، اما برای خیلیها قابل دستیابی است.








